087-009-008-أعلى

« Back to Glossary Index
پس تو بشرطی حق داری پند دهی که پند دادن، سود دهد (منظور سود اجتماعی است نه سودِ شخصی به پند دهنده) (۹)
فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَىٰ

پس تذکّر بده، اگر تذکّر سودمند باشد.

فَذَكِّرْ

پس تذکّر بده.

فَـ: حرف عطف یا استیناف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین و بیان نتیجه؛ معنا: پس، بنابراین.
ذَكِّرْ: فعل امر از ریشهٔ «ذ ک ر»، باب تفعیل؛ صیغهٔ دوم‌شخص مفرد مذکّر؛ معنا: تذکّر بده، یادآوری کن، پند بده.
فاعل: ضمیر مستتر «أنتَ»؛ معنا: تو.


إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَىٰ

اگر تذکّر سودمند باشد.

إِنْ: حرف شرط جازم؛ معنا: اگر.
نَفَعَتْ: فعل ماضی از ریشهٔ «ن ف ع»؛ صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ در اینجا به دلیل پیوستن به «الذِّكْرَىٰ»، هنگام خواندن، کسرهٔ عارضی در پایان آن پدیدار می‌شود؛ معنا: سودمند شد، فایده رساند.
تاء در «نَفَعَتْ»: تاء تأنیث ساکن؛ نشانهٔ مؤنث بودن فاعل.
الذِّكْرَىٰ: اسم مؤنث مفرد از ریشهٔ «ذ ک ر»؛ معرفه با «ال»؛ فاعلِ «نَفَعَتْ» و مرفوع؛ نشانهٔ رفع آن ضمّهٔ مقدّر بر الف مقصوره است؛ معنا: تذکّر، یادآوری، پند و اندرز.

Nach oben scrollen