| و به راهی که باید بروند، برد (مقصود خلقتِ کهکشان ها و کرات است که هر یک مامور و مجبور به کار و حرکتی روی قوانین طبیعی نهاده شده از جانبِ الله هستند) (۳) |
وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰآنکه اندازهگیری و تقدیر کرد، سپس هدایت نمود. وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ «و». الَّذِي: اسم موصول مفرد مذکر؛ از ریشهٔ «ا ـ ل ـ ل»؛ «آنکه»، «کسی که». قَدَّرَ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از باب تفعیل، ریشهٔ «ق ـ د ـ ر»؛ «اندازه تعیین کرد»، «مقدّر کرد»، «برنامه و نظامی مقرر کرد». فَهَدَىٰ: «فَـ» حرف عطف و نتیجه؛ «هَدَىٰ» فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ه ـ د ـ ي»؛ «پس هدایت کرد»، «راه نمود». |
087-003-008-أعلى
« Back to Glossary Index
