085-008-028-بروج

« Back to Glossary Index
و از اینان عیبی نگرفته بودند، جز اینکه، چرا به اللهِ پر قدرتِ سزاوارِ مدح، ایمان آورده اند (۸)

وَما نَقَموا مِنهُم إِلّا أَن يُؤمِنوا بِاللَّهِ العَزيزِ الحَميدِ

و از آنان هیچ عیبی نگرفتند، مگر این‌که به اللهِ شکست‌ناپذیرِ ستوده ایمان آورده بودند.

وَ
حرف عطف یا استیناف است؛ از ریشهٔ واژگانی نیست؛ معنای آن: «و».

ما
حرف نفی است؛ از ریشهٔ واژگانی نیست؛ فعل پس از خود را منفی می‌کند؛ معنای آن: «نکردند».

نَقَموا
فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر، از ریشهٔ «ن ق م»؛ به معنای عیب گرفتن، ناخشنود شدن از کسی یا چیزی، و سرزنش کردن است؛ «واو» در پایان، نشانهٔ فاعلِ جمع و به معنای «آنان» است.

مِنهُم
«مِن» حرف جر، از ریشهٔ واژگانی نیست؛ معنای آن: «از». «هُم» ضمیر متصلِ سوم‌شخص جمع مذکر و در محل جر است؛ معنای آن: «آنان». مجموعاً: «از آنان».

إِلّا
ادات استثنا است؛ از ریشهٔ واژگانی نیست؛ معنای آن: «مگر، جز».

أَن
حرف مصدری و نصب است؛ از ریشهٔ واژگانی نیست؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند و با آن تأویل به مصدر می‌شود؛ معنای آن در این‌جا: «این‌که».

يُؤمِنوا
فعل مضارع منصوب، سوم‌شخص جمع مذکر، از ریشهٔ «أ م ن»؛ به معنای ایمان آوردن، باور داشتن و تصدیق کردن است؛ «واو» در پایان، نشانهٔ فاعلِ جمع و به معنای «آنان» است.

بِاللَّهِ
«بِ» حرف جر است؛ از ریشهٔ واژگانی نیست؛ معنای آن: «به». «الله» اسم جلاله، مجرور به «بِ»، و نام خاص پروردگار است؛ مجموعاً: «به الله».

العَزيزِ
صفتِ مجرور برای «الله» است؛ از ریشهٔ «ع ز ز»؛ به معنای نیرومند، غالب، شکست‌ناپذیر و صاحب عزت است.

الحَميدِ
صفتِ مجرور برای «الله» است؛ از ریشهٔ «ح م د»؛ به معنای بسیار ستوده، سزاوار ستایش و ستایش‌شده است.

Nach oben scrollen