081-001-007-تكوير

« Back to Glossary Index
هنگامیکه خورشید بهم فشرده و جمع تر گردد (تکویر یعنی با فشار چیزی را که بازتر است جمع تر نمایند و اجزاء آن را هم نزدیکتر کنند) (1)

إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ

آن‌گاه که خورشید درهم پیچیده شود.

إِذَا
ریشه: ندارد؛ اسمِ ظرفِ زمان و غیرمشتق است.
گرامر: ظرفِ زمان، مبنی بر سکون، در محل نصب؛ فعلِ پس از آن به آن اضافه شده است.
معانی: هنگامی که، آن‌گاه که، وقتی که.

الشَّمْسُ
ریشه: ش م س.
گرامر: اسم، معرفه با «ال»، مؤنث، مفرد، مرفوع با ضمه؛ نایبِ فاعلِ فعل «كُوِّرَتْ» است.
معانی: خورشید؛ جرم نورانیِ آسمانی.

كُوِّرَتْ
ریشه: ك و ر.
گرامر: فعل ماضیِ مجهول، مؤنثِ مفرد؛ «تْ» نشانهٔ تأنیثِ ساکن است.
معانی: درهم پیچیده شد، گرد و جمع شد، نورش گرفته و پیچانده شد.

Nach oben scrollen