080-010-025-عبس

« Back to Glossary Index
آیا سزاوار است که تو از او به دیگری رو کنی؟ (۱۰)

فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ

پس تو از او روی می‌گردانی و بی‌اعتنا می‌شوی.

فَ: حرف عطف یا استئناف؛ برای پیوند دادن جمله با آنچه پیش از آن آمده است؛ معنی: «پس، آنگاه».

أَنتَ: ضمیر منفصل، مبنی بر فتح، در محل رفع مبتدا؛ مخاطبِ مذکرِ مفرد؛ معنی: «تو».

عَنْ: حرف جر؛ معنی: «از، از سویِ، نسبت به».

هُ: ضمیر متصل، مبنی بر ضم، در محل جر با حرف جر «عَنْ»؛ به شخصِ یادشده بازمی‌گردد؛ معنی: «او، وی».

تَلَهَّىٰ: فعل مضارع، مرفوع، با ضمهٔ مقدر بر الفِ مقصوره؛ از ریشهٔ «ل هـ و» در باب تفعّل، «تَلَهَّى يَتَلَهَّى»؛ فاعل آن ضمیر مستتر «أنتَ» است؛ معنی: «بی‌اعتنا می‌شوی، خود را سرگرم چیزی دیگر می‌کنی، روی می‌گردانی».

Nach oben scrollen