075-001-032-قيامة

« Back to Glossary Index
به گواهی آن زمان قیامت (روز و زمانی که مردم در زمین آخرت، همچون پروانه هائی از قبرهائی که در آن بودند بر میخیزند و زنده میشوند) (1)

لا أُقسِمُ بِيَومِ القِيامَةِ

قسم به روز قیامت یاد می‌کنم.

لا
ریشه: ندارد؛ حرف نفی است.
گرامری: حرف نفی، بر سر فعل مضارع آمده است.
معانی: نه، نمی؛ در این آیه بنا بر یک تفسیر، برای ردّ پندار منکران یا تأکید در کلام به‌کار رفته است.

أُقسِمُ
ریشه: ق س م.
گرامری: فعل مضارع، متکلم وحده، مرفوع؛ از باب إفعال: «أقسمَ يُقسِمُ».
معانی: سوگند می‌خورم، قسم یاد می‌کنم.

بِ
ریشه: ندارد؛ حرف جر است.
گرامری: حرف جر، واژهٔ پس از خود را مجرور می‌کند.
معانی: به، سوگند به.

يَومِ
ریشه: ي و م.
گرامری: اسم مفرد مذکر، مجرور به حرف جر «بِ» و مضاف است.
معانی: روز، زمان.

القِيامَةِ
ریشه: ق و م.
گرامری: اسم مؤنث، مجرور؛ مضاف‌الیه برای «يوم» و دارای «ال» تعریف است.
معانی: برخاستن، رستاخیز؛ روزی که مردگان برای حساب و داوری برانگیخته می‌شوند.

در آیهٔ

لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ
«سوگند به روز قیامت…» (قیامت: ۱)

«لا» در ترجمهٔ رایج، منفی ترجمه نمی‌شود؛ چون بیشتر مفسران و نحویان آن را «لا»ی زائده برای تأکید می‌دانند، نه «لا»ی نفیِ حقیقی.

مقصود از «زائده» چیست؟

«زائده» در اصطلاح نحو یعنی واژه‌ای که برای تأکید، تقویت معنا یا زیبایی و آهنگ کلام آمده است، نه اینکه معنای اصلی جمله را منفی کند. پس:

لا أُقسِمُ = أُقسِمُ یعنی: «سوگند می‌خورم».

البته «زائده» بودن، به معنی بی‌فایده یا بی‌معنا بودن آن نیست؛ نقش تأکیدی و بلاغی دارد.

چرا «نمی‌خورم» ترجمه نمی‌شود؟

اگر «لا» را نفی بگیریم، ظاهر جمله می‌شود: «به روز قیامت سوگند نمی‌خورم». اما ادامهٔ آیات و شیوهٔ بیان قرآن نشان می‌دهد که مقصود، تأکید بر سوگند است:

لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ۝ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ

یعنی: «به روز قیامت سوگند می‌خورم، و به نفسِ سرزنش‌گر سوگند می‌خورم.»

دیدگاه دیگر

برخی نیز گفته‌اند «لا» برای ردّ سخن یا پندار منکران قیامت است؛ یعنی معنای تقریبی چنین می‌شود:

«نه، چنین نیست که شما می‌پندارید؛ به روز قیامت سوگند می‌خورم…»

در این تحلیل، «لا» به خودِ فعل «أقسم» نفی وارد نمی‌کند، بلکه پیش از سوگند، گفتار نادرست مخالفان را رد می‌کند.

پس خلاصه:

  • در ترجمهٔ مشهور، «لا» زائدهٔ تأکیدی است.
  • یا طبق تحلیل دیگر، «لا»ی ردع و ردّ است؛ یعنی «نه، هرگز».
  • در هیچ‌یک از این دو تحلیل، معنای آیه «سوگند نمی‌خورم» نیست.

خیر، این شیوه فقط در قرآن نیست؛

در عربیِ فصیح، به‌ویژه عربی کلاسیک و شعر جاهلی، برای «لا» پیش از فعلِ سوگند نمونه و تحلیل‌های مشابه وجود دارد.

۱) «لا» در آغاز سوگند در عربی

ترکیب‌هایی مانند این‌ها در عربی دیده می‌شود:

  • لا أُقسمُ بالله
  • فلا وأبيكِ لا يفعلون
  • لا وربِّ الكعبة

در چنین کاربردهایی، «لا» غالباً نفیِ سادهٔ فعل سوگند نیست؛ بلکه در بیانِ نحویان و مفسران ممکن است:

  1. زائدهٔ تأکیدی باشد؛
  2. برای ردّ سخنِ پیشین یا پندار مخاطب آمده باشد؛
  3. بخشی از یک ساختار گفتاریِ پرقدرت باشد که سپس سوگند را می‌آورد.

برای نمونه، در شعر مشهورِ امرؤالقیس آمده است:

فلا وأبيكِ ابنةَ العامريِّ
لا يدّعي القومُ أني أفرُّ

معنای روان آن:

«نه، به پدرت سوگند، مردم نمی‌توانند ادعا کنند که من می‌گریزم.»

در اینجا «لا» را نمی‌توان به صورت «به پدرت سوگند نمی‌خورم» ترجمه کرد؛ بلکه پیش از سوگند، حالتی از ردّ یا تأکید دارد.

۲) آیا «زائده» یعنی قابل حذف است؟

در اصطلاح نحوی، گاهی می‌گویند اگر «لا» حذف شود، اسکلت دستوری و معنای اصلی جمله باقی می‌ماند:

لاأُقسمُ=أُقسمُ

اما این به معنای بی‌اثر بودن آن نیست. حذفش معمولاً از شدت، لحن، تأکید یا فضای جدلیِ عبارت کم می‌کند. به همین دلیل، برخی پژوهشگران ترجیح می‌دهند به جای «زائده» بگویند: «حرفی با کارکرد بلاغی».

۳) کاربردهای دیگر «لا» در عربی

«لا» در عربی فقط یک معنا ندارد و بر اساس جایگاهش کارکردهای گوناگون دارد، از جمله:

نوع «لا»نمونهمعنا
نافیهلا يذهبُ زيدٌزید نمی‌رود
ناهیهلا تذهبْنرو
نافیهٔ جنسلا رجلَ في الدارهیچ مردی در خانه نیست
عاطفهجاء زيدٌ لا عمروٌزید آمد، نه عمرو
ردع / ردّلا، بل…نه، بلکه…
در آغاز سوگندلا أُقسمُ…نه/هرگز چنین نیست؛ سوگند می‌خورم…

پس کاربرد مورد بحث در آیه، پدیده‌ای شناخته‌شده در زبان عربی فصیح است؛ قرآن آن را پدید نیاورده، بلکه از ظرفیت‌های بیانیِ عربی بهره گرفته است.

Nach oben scrollen