055-054-013-رحمن

« Back to Glossary Index
و آنان بر تُشک و بالش هائی تکیه زده اند که آسترِ آن از حریر است و در هر یک از آن دو باغ، میوه چنان نزدیک است که بی زحمت می چینند و میخورند (حریری که شبیه حریرِ دنیاست ولی بهتر و متناسب با زندگی آخرت چه در باغ انسان ها و چه در باغ جن ها) (54)
مُتَّكِئِينَ عَلَىٰ فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ ۚ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ

در حالی که بر بسترهایی تکیه زده‌اند که آسترهایشان از ابریشم ضخیم است؛ و میوه‌های آن دو باغ نزدیک و در دسترس است.

مُتَّكِئِينَ عَلَىٰ فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ

در حالی که بر بسترهایی تکیه زده‌اند که آسترهایشان از دیبای ضخیم است.

مُتَّكِئِينَ: از ریشهٔ «و ک أ»؛ اسم فاعلِ جمع مذکر سالم، منصوب؛ حال برای اهل بهشت؛ تکیه‌زنندگان، در حالی که تکیه زده‌اند.

عَلَىٰ: حرف جر؛ بر، رویِ.

فُرُشٍ: از ریشهٔ «ف ر ش»؛ اسم جمع یا اسم جنس جمعی، مجرور به «عَلَىٰ»؛ بسترها، فرش‌ها.

بَطَائِنُهَا: «بَطَائِن» جمع «بِطَانَة» از ریشهٔ «ب ط ن»؛ مبتدا و مرفوع، و «هَا» ضمیر متصل مؤنث غایب در جایگاه مضاف‌إلیه؛ آسترهای آن‌ها.

مِنْ: حرف جر؛ از، ساخته‌شده از.

إِسْتَبْرَقٍ: واژه‌ای معرّب، به معنای دیبای ضخیم و ابریشمین؛ مجرور به «مِنْ»؛ دیبای ستبر، ابریشم ضخیم.


وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ

و میوه‌های آن دو باغ نزدیک و در دسترس است.

وَ: حرف عطف؛ و.

جَنَى: اسم، به معنای میوهٔ چیده‌شدنی یا میوهٔ رسیده؛ مبتدا و مرفوع، با تقدیر ضمهٔ مقدر بر الف؛ میوه.

الْجَنَّتَيْنِ: «جَنَّة» از ریشهٔ «ج ن ن»؛ اسم تثنیه، مجرور و علامت جر آن یاء است؛ مضاف‌إلیه؛ آن دو باغ.

دَانٍ: از ریشهٔ «د ن و»؛ اسم فاعل از «دَنَا»، مفرد مذکر، مرفوع با ضمهٔ مقدر بر یاء محذوف؛ نزدیک، در دسترس.

 

Nach oben scrollen