054-022-039-قمر

« Back to Glossary Index
و ما قرآن را، برای اینگونه تذکرات، آسان کرده ایم، آیا پند گیرنده ای هست؟ (۲۲)
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ

و به‌راستی قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ

و به‌راستی قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم.

وَ
حرف عطف؛ به معنای «و».

لَقَدْ
لامِ تأکید همراه با «قَدْ»؛ برای تأکید بر تحقق فعل، به معنای «قطعاً، به‌راستی».

يَسَّرْنَا
فعل ماضی، باب تفعیل، از ریشهٔ «ي س ر»؛ «آسان کردیم». «نا» ضمیر متصل و فاعل است و به الله بازمی‌گردد.

الْقُرْآنَ
اسم، مفرد، معرفه با «ال»، منصوب و مفعول‌بهِ «يَسَّرْنَا»؛ از ریشهٔ «ق ر أ» و به معنای «قرآن، خواندنیِ گردآورده‌شده».

لِلذِّكْرِ
«لِ» حرف جر، برای بیان هدف و غایت، به معنای «برایِ». «الذِّكْرِ» اسم مجرور، از ریشهٔ «ذ ك ر»، به معنای «یادآوری، پند، اندرز و پند گرفتن».


فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ

پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

فَ
حرف استئناف یا تفریع؛ برای نتیجه‌گیری و پیوند با جملهٔ پیشین، به معنای «پس».

هَلْ
حرف استفهام؛ برای پرسش، و در اینجا به معنای برانگیختن و دعوت به پند گرفتن: «آیا».

مِنْ
حرف جر زائد در ساختار پرسشی؛ برای تأکید و عمومیت، و پس از آن اسم مجرور می‌آید.

مُدَّكِرٍ
اسم فاعل، از باب افتعال، از ریشهٔ «ذ ك ر»؛ اصل آن «مُذْتَكِر» بوده و پس از ادغام به «مُدَّكِر» تبدیل شده است. مجرورِ لفظی به سبب «مِنْ» و در معنا فاعلِ محذوف یا مبتدای مؤخر است؛ یعنی «پندگیرنده، کسی که یادآور شود و پند بپذیرد».

Nach oben scrollen