054-007-039-قمر

« Back to Glossary Index
و آنان با چشمانی ذلیل، از آن قبرها بیرون می آیند (از محلِ خروجِ خود از زمینِ آخرت که غیر از این زمینِ دنیاست و دهانه خروجی قبرِ عالمِ برزخِ ایشان است، بیرون می آیند) گوئی آنان ملخهائی هستند که ناگهان منتشر شده اند (۷)
خُشَّعًا أَبصارُهُم يَخرُجونَ مِنَ الأَجداثِ كَأَنَّهُم جَرادٌ مُنتَشِرٌ

چشمانشان فرو افتاده است؛ از گورها بیرون می‌آیند، گویی ملخ‌هایی پراکنده‌اند.

خُشَّعًا أَبصارُهُم

چشمانشان فرو افتاده و خوار است.

خُشَّعًا
ریشه: «خ ش ع»؛ اسم/صفت جمعِ «خاشِع» یا «خاشِعَة» در حالت نصب؛ حال برای «أبصارُهم»؛ به معنای فروتن، افتاده، هراسان و خوار.

أَبصارُهُم
ریشه: «ب ص ر»؛ «أبصار» جمع «بَصَر» به معنای چشم و بینایی؛ مرفوع و مبتدا؛ «هُم» ضمیر پیوسته در محل جرّ مضاف‌الیه، به معنای «چشمانشان».


يَخرُجونَ مِنَ الأَجداثِ

از گورها بیرون می‌آیند.

يَخرُجونَ
ریشه: «خ ر ج»؛ فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ به معنای بیرون می‌آیند، خارج می‌شوند؛ «واو» ضمیر فاعل، یعنی آنان.

مِنَ
حرف جر؛ به معنای از.

الأَجداثِ
ریشه: «ج د ث»؛ جمع «جَدَث» به معنای گور و قبر؛ اسم مجرور به «مِنَ»؛ به معنای گورها.


كَأَنَّهُم جَرادٌ مُنتَشِرٌ

گویی آنان ملخ‌هایی پراکنده‌اند.

كَأَنَّهُم
«كَأَنَّ» حرف تشبیه و نصب، به معنای گویی یا چنان‌که؛ «هُم» ضمیر پیوسته در محل نصب، اسم «كَأَنَّ»، به معنای آنان.

جَرادٌ
ریشه: «ج ر د»؛ اسم جنس جمعی، مرفوع و خبر «كَأَنَّ»؛ به معنای ملخ.

مُنتَشِرٌ
ریشه: «ن ش ر»؛ اسم فاعل از باب افتعال، از «اِنتَشَرَ»؛ مرفوع و صفت برای «جَراد»؛ به معنای پراکنده، پخش‌شده و گسترده.

Nach oben scrollen