053-032-024-نجم

« Back to Glossary Index
به يقين آمرزش و بخششِ وسيعِ پرورنده ی تو، به کسی میرسد که از آن گناهان بزرگ (یعنی شرک و ستمکاری و فریب دیگران) و آن کارهای زشت (شهوترانی های نامشروع و قتل و دزدی) دوری می کنند و البته خیال این کارها و قدم های اولیه ای که انسان قبل از عمل بر میدارد و پشیمان میشود، قابل بخشش است و بدانید که الله بهتر از هر کس دیگر می داند که شما از چه زمینی و در چه زمانی و بر اساس چه قوانینی از او پدید آمده اید و در زمانی که در شکم مادرانتان پنهان بودید، چه حوادثی بر شما رخ داد که در خلقت شما مؤثر افتاد، پس ای نیکو کاران تربیت شده، پاکی خود را به رُخِ کسی نکشید و پروردگارِ شما آنکس را که روی ترس از الله کارهایی انجام داد، بهتر می شناسد (خوب باید در این جملات بسیار آموزنده دقت شود تا متوجه بلند پایگی قرآن و تاثیر آب و هوا و خاک و از همه مهمتر دورانِ جنینِ انسان، در اخلاق انسان بشویم و بدانیم، کسی در پیشگاه الله نمره ای عالی می آورد که روی اراده ی خودش و ترسِ حقیقی از الله، با بدیها مبارزه نماید، نه آنکه روی وضعِ اخلاقِ طبیعی و محیط خوبِ خود، خوب جلوه نماید) (۳۲)
الَّذينَ يَجتَنِبونَ كَبائِرَ الإِثمِ وَالفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ المَغفِرَةِ ۚ هُوَ أَعلَمُ بِكُم إِذ أَنشَأَكُم مِنَ الأَرضِ وَإِذ أَنتُم أَجِنَّةٌ في بُطونِ أُمَّهاتِكُم ۖ فَلا تُزَكّوا أَنفُسَكُم ۖ هُوَ أَعلَمُ بِمَنِ اتَّقىٰ

کسانی که از گناهان بزرگ و کارهای زشت دوری می‌کنند، مگر لغزش‌های کوچک؛ همانا پروردگار تو دارای آمرزشی گسترده است. او هنگامی که شما را از زمین پدید آورد، و هنگامی که در شکم‌های مادرانتان جنین بودید، به شما داناتر است؛ پس خودتان را پاک و بی‌گناه مشمارید؛ او به کسی که پرهیزگاری کرده داناتر است.

الَّذينَ يَجتَنِبونَ كَبائِرَ الإِثمِ وَالفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ

کسانی که از گناهان بزرگ و زشتی‌ها دوری می‌کنند، مگر لغزش‌های کوچک.

الَّذينَ
اسم موصول، جمع مذکر، مبنی بر فتح در محل رفع؛ ریشهٔ آن در اصل «الذي» است و برای اشاره به «کسانی که» به‌کار می‌رود.

يَجتَنِبونَ
فعل مضارع، جمع مذکر غایب، مرفوع با ثبوت نون؛ از ریشهٔ «جَنَب» و باب افتعال «اجتنب»، به معنای دوری می‌کنند، کناره می‌گیرند و پرهیز می‌کنند.

كَبائِرَ
اسم جمعِ «کبیره»، منصوب و مضاف؛ از ریشهٔ «ک ب ر»، به معنای گناهان بزرگ و کارهای بسیار سنگین.

الإِثمِ
اسم، مجرور و مضاف‌الیه؛ از ریشهٔ «أ ث م»، به معنای گناه، کار نادرست و عملی که انسان را از خیر بازمی‌دارد.

وَ
حرف عطف؛ به معنای «و».

الفَواحِشَ
اسم جمعِ «فاحشه»، منصوب و معطوف بر «کبائر»؛ از ریشهٔ «ف ح ش»، به معنای کارهای بسیار زشت، آشکارا ناپسند و گناهان شرم‌آور.

إِلَّا
ادات استثنا؛ به معنای «مگر» و «جز».

اللَّمَمَ
اسم، منصوب به سبب استثنا؛ از ریشهٔ «ل م م»، به معنای لغزش اندک، گناه کوچک و خطایی که دوام و اصرار بر آن نیست.


إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ المَغفِرَةِ

همانا پروردگار تو دارای آمرزشی گسترده است.

إِنَّ
حرف تأکید و نصب؛ به معنای «همانا» و «به‌راستی».

رَبَّكَ
اسم «إنّ»، منصوب و مضاف، و «کاف» ضمیر متصل در محل جر مضاف‌الیه؛ از ریشهٔ «ر ب ب»، به معنای پروردگار، صاحب اختیار، تربیت‌کننده و تدبیرکنندهٔ تو.

واسِعُ
صفت مشبهه یا اسم فاعل، مرفوع و خبر «إنّ»، و مضاف؛ از ریشهٔ «و س ع»، به معنای گسترده، فراخ و فراگیر.

المَغفِرَةِ
اسم، مجرور و مضاف‌الیه؛ از ریشهٔ «غ ف ر»، به معنای آمرزش، پوشاندن گناه و گذشتن از آن.


هُوَ أَعلَمُ بِكُم إِذ أَنشَأَكُم مِنَ الأَرضِ وَإِذ أَنتُم أَجِنَّةٌ في بُطونِ أُمَّهاتِكُم

او هنگامی که شما را از زمین پدید آورد، و هنگامی که در شکم‌های مادرانتان جنین بودید، به شما داناتر است.

هُوَ
ضمیر منفصل، مفرد مذکر غایب، مبنی در محل رفع مبتدا؛ به معنای «او» و مرجع آن الله است.

أَعلَمُ
اسم تفضیل، مرفوع و خبر مبتدا؛ از ریشهٔ «ع ل م»، به معنای داناتر و آگاه‌تر.

بِكُم
«باء» حرف جر و «کم» ضمیر متصل در محل جر؛ به معنای «به شما» و «از حال شما».

إِذ
ظرف زمان، مبنی؛ به معنای «آن‌گاه که» و «هنگامی که».

أَنشَأَكُم
فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، و «کم» ضمیر متصل در محل نصب مفعول‌به؛ از ریشهٔ «ن ش أ» و باب افعال، به معنای شما را پدید آورد، ایجاد کرد و پرورش داد.

مِنَ
حرف جر؛ به معنای «از».

الأَرضِ
اسم، مجرور با «من»؛ از ریشهٔ «أ ر ض»، به معنای زمین. مقصود، منشأ زمینی آفرینش انسان است.

وَ
حرف عطف؛ به معنای «و».

إِذ
ظرف زمان، مبنی؛ به معنای «هنگامی که».

أَنتُم
ضمیر منفصل، جمع مذکر مخاطب، مبنی در محل رفع مبتدا؛ به معنای «شما».

أَجِنَّةٌ
جمع «جنین»، مرفوع و خبر «أنتم»؛ از ریشهٔ «ج ن ن»، به معنای جنین‌ها؛ چیزی که پوشیده و نهان است.

في
حرف جر؛ به معنای «در».

بُطونِ
اسم جمعِ «بطن»، مجرور با «فی» و مضاف؛ از ریشهٔ «ب ط ن»، به معنای شکم‌ها و درون‌ها.

أُمَّهاتِكُم
اسم جمعِ «أمّ»، مجرور و مضاف‌الیه، و «کم» ضمیر متصل در محل جر مضاف‌الیه؛ از ریشهٔ «أ م م»، به معنای مادران شما.


فَلا تُزَكّوا أَنفُسَكُم

پس خودتان را پاک و بی‌گناه مشمارید.

فَ
حرف استئناف یا تفریع؛ به معنای «پس» و بیانگر نتیجهٔ سخن پیشین است.

لا
حرف نهی و جزم؛ به معنای «نکنید».

تُزَكّوا
فعل مضارع، جمع مذکر مخاطب، مجزوم با حذف نون؛ از ریشهٔ «ز ك و» و باب تفعیل «زکّى»، به معنای پاک نشمارید، ستایش نکنید و خود را بی‌گناه ندانید.

أَنفُسَكُم
اسم جمعِ «نفس»، منصوب و مفعول‌به، و «کم» ضمیر متصل در محل جر مضاف‌الیه؛ از ریشهٔ «ن ف س»، به معنای خودتان، جان‌هایتان و شخصیت‌هایتان.


هُوَ أَعلَمُ بِمَنِ اتَّقىٰ

او به کسی که پرهیزگاری کرده داناتر است.

هُوَ
ضمیر منفصل، مفرد مذکر غایب، مبنی در محل رفع مبتدا؛ به معنای «او» و مرجع آن الله است.

أَعلَمُ
اسم تفضیل، مرفوع و خبر مبتدا؛ از ریشهٔ «ع ل م»، به معنای داناتر و آگاه‌تر.

بِمَنِ
«باء» حرف جر و «مَن» اسم موصول مبنی در محل جر؛ به معنای «به کسی که» و «از کسی که».

اتَّقىٰ
فعل ماضی، مفرد مذکر غایب؛ از ریشهٔ «و ق ي» و باب افتعال «اتّقى»، به معنای پرهیزگاری کرد، خود را حفظ کرد و از نافرمانی دوری گزید.

Nach oben scrollen