053-031-024-نجم

« Back to Glossary Index
و آنچه در آسمانها و در زمین است، در اختيار الله است، تا بدکاران را بدانچه کرده اند پاداش بدهد و نیکو کاران را به آن زندگی خوبتر (بهشت) برساند (۳۱)
وَلِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرضِ لِيَجزِيَ الَّذينَ أَساءوا بِما عَمِلوا وَيَجزِيَ الَّذينَ أَحسَنوا بِالحُسنَى

و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آنِ الله است، تا کسانی را که بدی کرده‌اند به سبب آنچه انجام داده‌اند کیفر دهد، و کسانی را که نیکی کرده‌اند به بهترین پاداش، پاداش دهد.

وَلِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرضِ

و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آنِ الله است.

وَ ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: و؛ برای پیوند دادن جمله‌ها و عبارت‌ها.

لِلَّهِ ریشه: «الله»؛ نام خاص الله.
گرامر: «لِـ» حرف جر و «اللهِ» اسم مجرور به حرف جر، با کسره.
معانی: برای الله است؛ از آنِ الله است؛ ملکِ الله است.

ما ریشه: ندارد؛ اسم موصول است.
گرامر: اسم موصول مبنی، در محل رفع مبتدا.
معانی: آنچه؛ هر آنچه.

فِي ریشه: ندارد؛ حرف جر است.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: در.

السَّماواتِ ریشه: س م و.
گرامر: اسم جمع مؤنث سالم، مجرور به «في» و نشانهٔ جر آن کسره است.
معانی: آسمان‌ها؛ جهان‌های بالا.

وَ ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: و.

ما ریشه: ندارد؛ اسم موصول است.
گرامر: اسم موصول مبنی، معطوف بر «ما»ی نخست و در محل رفع.
معانی: آنچه؛ هر آنچه.

فِي ریشه: ندارد؛ حرف جر است.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: در.

الأَرضِ ریشه: أ ر ض.
گرامر: اسم مفرد، مجرور به «في» و نشانهٔ جر آن کسره است.
معانی: زمین؛ خشکی؛ جهان زمینی.


لِيَجزِيَ الَّذينَ أَساءوا بِما عَمِلوا

تا کسانی را که بدی کرده‌اند، به سبب آنچه انجام داده‌اند کیفر دهد.

لِـ ریشه: ندارد؛ لامِ تعلیل است.
گرامر: حرف نصب و تعلیل، فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند.
معانی: تا؛ برای اینکه.

يَجزِيَ ریشه: ج ز ي.
گرامر: فعل مضارع منصوب به لام تعلیل، نشانهٔ نصب آن فتحهٔ مقدر بر یاء است؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمی‌گردد.
معانی: پاداش دهد؛ جزا دهد؛ کیفر دهد.

الَّذينَ ریشه: ندارد؛ اسم موصول برای جمع مذکر عاقل است.
گرامر: اسم موصول مبنی، در محل نصب مفعول‌به برای «يجزي».
معانی: کسانی که.

أَساءوا ریشه: س و أ.
گرامر: فعل ماضی، بر پایهٔ ضم ساخته شده است؛ واو، ضمیر پیوسته و فاعل، به معنای «آنان» است.
معانی: بدی کردند؛ کار زشت انجام دادند.

بِـ ریشه: ندارد؛ حرف جر است.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: به؛ در برابرِ؛ به سببِ.

ما ریشه: ندارد؛ اسم موصول است.
گرامر: اسم موصول مبنی، مجرور به «باء».
معانی: آنچه؛ چیزی که.

عَمِلوا ریشه: ع م ل.
گرامر: فعل ماضی، بر پایهٔ ضم ساخته شده است؛ واو، ضمیر پیوسته و فاعل، به معنای «آنان» است.
معانی: انجام دادند؛ عمل کردند.


وَيَجزِيَ الَّذينَ أَحسَنوا بِالحُسنَى

و کسانی را که نیکی کرده‌اند، به بهترین پاداش، پاداش دهد.

وَ ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: و.

يَجزِيَ ریشه: ج ز ي.
گرامر: فعل مضارع منصوب، عطف‌شده بر «يجزي» پیشین؛ نشانهٔ نصب آن فتحهٔ مقدر بر یاء است؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمی‌گردد.
معانی: پاداش دهد؛ جزا دهد.

الَّذينَ ریشه: ندارد؛ اسم موصول برای جمع مذکر عاقل است.
گرامر: اسم موصول مبنی، در محل نصب مفعول‌به برای «يجزي».
معانی: کسانی که.

أَحسَنوا ریشه: ح س ن.
گرامر: فعل ماضی باب إفعال، بر پایهٔ ضم ساخته شده است؛ واو، ضمیر پیوسته و فاعل، به معنای «آنان» است.
معانی: نیکی کردند؛ کار نیکو انجام دادند؛ نیک رفتار کردند.

بِـ ریشه: ندارد؛ حرف جر است.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: به؛ با؛ در برابرِ.

الحُسنَى ریشه: ح س ن.
گرامر: اسم مؤنثِ «أحسن» و در معنای برترین و نیکوترین؛ مجرور به «باء» و نشانهٔ جر آن کسرهٔ مقدر بر الف مقصوره است.
معانی: بهترین پاداش؛ نیکوترین سرانجام؛ بهشت.

Nach oben scrollen