053-021-024-نجم

« Back to Glossary Index
آیا برای خود، پسر را می‌پسندید و برای پروردگار جهان، دختر را؟ (می‌گفتند که لات، که نام خمیرگیری بوده، نیکوکار و یکی از مقدسانِ درگذشتهٔ ایشان بوده است. چون در نام او نشانهٔ مؤنث وجود دارد و نامش به نام الله نزدیک است، در ملکوت به یکی از دختران الله تبدیل شده و فرشته‌ای بزرگ است و به کسانی که او را بخوانند، در همه‌جا کمک می‌کند و نزد الله شفیع مردم می‌شود. همچنین، عُزّی و منات، چون در نامشان نشانهٔ مؤنث وجود دارد و نامشان شبیه دو اسم و صفتِ عزیز و منّان برای الله است، صاحب قدرت و بخشش‌اند؛ اگرچه اولی درختی کهن و دومی سنگی بوده است.) (۲۱)

أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَىٰ

آیا برای شما پسر است و برای او دختر؟

أَ
ریشه: ندارد؛ حرف استفهام است.
گرامر: همزهٔ استفهام، در آغاز جمله برای پرسشِ انکاری آمده است.
معانی: آیا، مگر.

لَكُمُ
ریشه: لِـ؛ حرف جر است و «كُم» ضمیر پیوستهٔ مخاطبِ جمع.
گرامر: «لِـ» حرف جر و «كُم» ضمیر مبنی در محل جرّ با حرف جر؛ ترکیب آن‌ها جارّ و مجرور است.
معانی: برای شما، از آنِ شما.

الذَّكَرُ
ریشه: ذ ك ر.
گرامر: اسم مفرد، معرفه با «الـ»، مذکر، مرفوع با ضمه؛ مبتدا یا فاعلِ معنوی در ساختار جمله.
معانی: پسر، نر، مذکر.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف عطف، دو بخش جمله را به هم پیوند می‌دهد.
معانی: و.

لَهُ
ریشه: لِـ؛ حرف جر است و «هُ» ضمیر پیوستهٔ غایبِ مفرد مذکر.
گرامر: «لِـ» حرف جر و «هُ» ضمیر مبنی در محل جرّ با حرف جر؛ ترکیب آن‌ها جارّ و مجرور است.
معانی: برای او، از آنِ او.

الْأُنثَىٰ
ریشه: أ ن ث.
گرامر: اسم مفرد، معرفه با «الـ»، مؤنث، مرفوع با ضمهٔ مقدر بر الفِ مقصوره؛ معطوف بر «الذَّكَرُ».
معانی: دختر، ماده، مؤنث.

خیر؛ این متن، آمیزه‌ای از چند گزارش تاریخی و برداشت‌های نادرست است و به این صورت دقیق نیست.

لات، عُزّی و مَناة در منابع اسلامی نام سه بت مشهور عرب پیش از اسلام‌اند؛ قرآن نیز آن‌ها را در آیات ۱۹ تا ۲۳ سورهٔ نجم ذکر می‌کند:

«أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّىٰ * وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَىٰ» و باور مشرکان را که آن‌ها را «دختران خدا» می‌پنداشتند، رد می‌کند.
این‌که لات در اصل مردی نیکوکار و خمیرگیر بوده، در برخی تفاسیر و گزارش‌های کهن اسلامی آمده است. روایت مشهور می‌گوید فردی برای حاجیان «سَویق» یا خوراکی آردی آماده می‌کرد؛ پس از مرگش، مردم بر قبر یا محل او گرد آمدند و به مرور او را پرستش کردند. اما این یک گزارش تاریخیِ متأخر و مورد بحث است، نه حقیقتی قطعی که بتوان با اطمینان کامل بیان کرد.
دختر شدن لات در ملکوت و فرشتهٔ بزرگ بودن او، به این شکل در منابع معتبر شناخته‌شدهٔ اسلامی یا گزارش‌های اصلی از آیین عرب جاهلی دیده نمی‌شود. آنچه گزارش شده، این است که برخی مشرکان، لات و عزی و منات را موجودات مؤنث یا «دختران خدا» می‌دانستند و برایشان نقش شفاعت قائل بودند؛ نه اینکه الزاماً معتقد باشند لات ابتدا مرد بوده و سپس در آسمان دختر خدا شده است.
ارتباط مؤنث بودن اسم‌ها با «دختر خدا» تا حدی به بحث زبان و تفسیر مربوط است:

«لات» را برخی مرتبط با «الله» دانسته‌اند.
«عُزّی» به «عزیز» یا ریشهٔ «عزت» نزدیک دانسته می‌شود.
«مناة» را به «مَنّان» یا ریشه‌هایی چون تقدیر و سرنوشت پیوند داده‌اند.
ولی شباهت لفظی، به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که این نام‌ها واقعاً صفات مؤنث‌شدهٔ خدا بوده‌اند. دربارهٔ ریشه‌شناسی دقیق این واژه‌ها میان پژوهشگران اختلاف هست.
عزی درخت بود و منات سنگ نیز باید با دقت گفته شود:

عُزّی در منابع غالباً با یک جایگاه مقدس در نَخله و چند درخت سَمُر پیوند دارد، نه اینکه صرفاً «خودِ یک درخت کهن» باشد.
مَناة معمولاً به صورت بتی در محل مُشَلَّل در نزدیکی ساحل، میان مکه و مدینه، گزارش شده است؛ ممکن است سنگ یا پیکره‌ای سنگی بوده باشد، اما جزئیات ظاهری آن قطعی نیست.
پس خلاصه: باور به شفاعت لات، عزی و منات و دختران خدا بودن آنان، به مشرکان عرب نسبت داده شده است؛ اما روایتِ تبدیل‌شدن یک خمیرگیر مرد به دختر خدا و فرشته‌ای بزرگ، بیان دقیق و مستندی از اعتقادات تاریخی آنان نیست.

Nach oben scrollen