| محمد، نه چشمِ روحی خود را بست و نه از دیدن سر باز زد (یعنی روح محمد بسیار کنجکاو و صبور بود) (۱۷) |
| ما زاغَ البَصَرُ وَما طَغىٰ چشم منحرف نشد و از حد نگذشت. ما زاغَ البَصَرُچشم منحرف نشد. ما زاغَ البَصَرُ وَما طَغىٰو از حد نگذشت. وَ ما طَغىٰ |
053-017-024-نجم
« Back to Glossary Index
