| و او در بالا ترین ناحیه ی آسمان بود (۷) |
وَهُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلَىٰو او در افقِ برتر بود. وَ ریشه: ـ؛ حرف عطف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ پیونددهندهٔ این جمله با جملهٔ پیشین؛ معنا: «و». هُوَ ریشه: ـ؛ ضمیر منفصلِ مبنی، در محل رفع مبتدا؛ ضمیر سومشخص مفرد مذکر؛ معنا: «او». بِ ریشه: ـ؛ حرف جرّ است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ معنای ظرفیّت و مکان میدهد؛ معنا: «در، به». الأُفُقِ ریشه: أ ف ق؛ اسم، مفرد، مذکر، معرفه با «ال»، مجرور به حرف جرّ «بِ» و نشانهٔ جرّ آن کسره؛ معنا: «افق، کرانهٔ دوردستِ آسمان، ناحیهٔ دور». الأَعْلَىٰ ریشه: ع ل و؛ صفتِ تفضیلی، مفرد، مذکر، معرفه با «ال»، مجرور و تابعِ «الأُفُقِ»؛ معنا: «برتر، بالاترین، بلندترین». |
053-007-024-نجم
« Back to Glossary Index
