050-017-036-ق

« Back to Glossary Index
هنگامی که آن دو نوع سخن گیر (دو نوع انتقال دهنده امواج سخن ها) که هر یک از چپ و راستِ انسان، همیشه همراه او هستند، سخن انسان را میگیرند (۱۷)

إِذ يَتَلَقَّى المُتَلَقِّيانِ عَنِ اليَمينِ وَعَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ

هنگامی که دو دریافت‌کننده، از راست و از چپ، دریافت می‌کنند و هر یک مراقب و آماده است.

إِذ
ریشه: «إ ذ»؛ ظرف زمان مبنی، به معنای «هنگامی که» یا «آن‌گاه که». در اینجا زمانِ وقوعِ فعل را بیان می‌کند.

يَتَلَقَّى
ریشه: «ل ق ي»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، از باب تَفَعُّل؛ به معنای «دریافت می‌کند»، «تحویل می‌گیرد» یا «ثبت می‌کند». فاعل آن در ظاهر نیامده و فعل با معنای جمعِ تثنیه، به‌صورت مفرد آمده است.

المُتَلَقِّيانِ
ریشه: «ل ق ي»؛ اسم فاعل از باب تَفَعُّل، به معنای «دریافت‌کنندگان» یا «ثبت‌کنندگان». تثنیهٔ مذکر و در حالت رفع است؛ «الـ» نشانهٔ معرفه بودن و «انِ» نشانهٔ رفعِ تثنیه است. این واژه فاعلِ «يَتَلَقَّى» است.

عَن
حرف جر؛ به معنای «از»، «از سوی» یا «در سمتِ». در اینجا جهت و جایگاه را مشخص می‌کند.

اليَمينِ
ریشه: «ي م ن»؛ اسم، به معنای «دست راست» یا «سمت راست». به‌سبب آمدن پس از «عَن» مجرور است و نشانهٔ جرّ آن کسره است.

وَ
حرف عطف؛ به معنای «و»، برای پیوند دادن دو عبارت.

عَن
حرف جر؛ به معنای «از»، «از سوی» یا «در سمتِ». عبارت دومِ مربوط به جهت را معرفی می‌کند.

الشِّمالِ
ریشه: «ش م ل»؛ اسم، به معنای «دست چپ» یا «سمت چپ». به‌سبب آمدن پس از «عَن» مجرور است و نشانهٔ جرّ آن کسره است.

قَعيدٌ
ریشه: «ق ع د»؛ صفت مشبّه یا اسم به معنای «نشسته»، «مراقب»، «نگهبان» یا «همراهِ آماده». در این آیه خبرِ مبتدای حذف‌شده دانسته می‌شود؛ یعنی برای هر یک از دو دریافت‌کننده، مراقبی آماده و حاضر است. مفرد و مرفوع است و تنوین ضم دارد.

Nach oben scrollen