048-015-110-فتح

« Back to Glossary Index
آنانکه به واسطه عدم همراهی کنار زده شدند، وقتی دیدند شما بسوی گرفتن غنیمتهائی که نصیب شما شده میروید، به شما خواهند گفت اجازه دهید ما نیز به دنبال شما بیائیم (این مطالب پیشگوئی کمتر از یک ماه بعد است که مسلمانان میخواستند به جنگ خيبر بروند) آنان میخواهند کلام الله را که درباره آنان گفته شده بود، از این مخالفت، ضرر خواهند دید، عوض کنند، بگو دنبال ما نباید بیائید زیرا اینرا قبلا الله گفته بوده، آنان پس از شنیدن این جواب خواهند گفت: شما از آمدن ما به ما حسادت میورزید، حقیقت این است که جز قلیلی از آنان نمی توانند درست فکر نمایند. (۱۵)

سَيَقولُ المُخَلَّفونَ إِذَا انطَلَقتُم إِلىٰ مَغانِمَ لِتَأخُذوها ذَرونا نَتَّبِعكُم ۖ يُريدونَ أَن يُبَدِّلوا كَلامَ اللَّهِ ۚ قُل لَن تَتَّبِعونا كَذٰلِكُم قالَ اللَّهُ مِن قَبلُ ۖ فَسَيَقولونَ بَل تَحسُدونَنا ۚ بَل كانوا لا يَفقَهونَ إِلّا قَليلًا

به‌زودی بازماندگان خواهند گفت، هنگامی که برای به‌دست آوردن غنیمت‌ها حرکت می‌کنید: ما را واگذارید تا از شما پیروی کنیم. آنان می‌خواهند سخن خدا را دگرگون سازند. بگو: هرگز از ما پیروی نخواهید کرد؛ این‌گونه خدا پیش‌تر گفته است. پس خواهند گفت: بلکه شما به ما حسد می‌ورزید. نه چنین است، بلکه آنان جز اندکی نمی‌فهمیدند.


سَيَقولُ المُخَلَّفونَ إِذَا انطَلَقتُم إِلىٰ مَغانِمَ لِتَأخُذوها ذَرونا نَتَّبِعكُم

به‌زودی بازماندگان خواهند گفت، هنگامی که به‌سوی غنیمت‌ها حرکت می‌کنید تا آن‌ها را بگیرید: ما را واگذارید تا از شما پیروی کنیم.
شرح واژه‌ها:
سَيَقولُ: «سَ» حرف استقبال برای آینده، «يَقولُ» فعل مضارع مرفوع، ریشه «ق و ل»، به معنای گفتن.
المُخَلَّفونَ: اسم جمع مذکر سالم، از ریشه «خ ل ف»، به معنای بازماندگان، کسانی که عقب ماندند.
إِذَا: ظرف زمان برای آینده، به معنای هنگامی که.
انطَلَقتُم: فعل ماضی، ریشه «ط ل ق»، به معنای حرکت کردید، راه افتادید؛ «تُم» ضمیر جمع مخاطب.
إِلىٰ: حرف جر، به سوی.
مَغانِمَ: جمع «مَغنَم»، اسم، ریشه «غ ن م»، به معنای غنیمت‌ها.
لِتَأخُذوها: «لِ» لام تعلیل، «تَأخُذوا» فعل مضارع منصوب، ریشه «أ خ ذ»، گرفتن؛ «ها» ضمیر مفعولی برای غنیمت‌ها.
ذَرونا: فعل امر، ریشه «ذ ر ر / و ذ ر»، به معنای رها کنید، اجازه دهید؛ «نا» ضمیر مفعولی.
نَتَّبِعكُم: فعل مضارع، ریشه «ت ب ع»، به معنای پیروی کردن؛ «كم» ضمیر مفعولی جمع مخاطب.


يُريدونَ أَن يُبَدِّلوا كَلامَ اللَّهِ

آنان می‌خواهند سخن خدا را دگرگون سازند.
شرح واژه‌ها:
يُريدونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه «ر و د»، به معنای اراده کردن، خواستن.
أَن: حرف مصدری و ناصب فعل مضارع.
يُبَدِّلوا: فعل مضارع منصوب، باب تفعیل، ریشه «ب د ل»، به معنای تغییر دادن، جایگزین کردن.
كَلامَ: اسم منصوب، مفعول به، ریشه «ك ل م»، به معنای سخن.
اللَّهِ: اسم جلاله، مضافٌ‌الیه مجرور.


قُل لَن تَتَّبِعونا كَذٰلِكُم قالَ اللَّهُ مِن قَبلُ

بگو: هرگز از ما پیروی نخواهید کرد؛ این‌گونه خدا پیش‌تر گفته است.
شرح واژه‌ها:
قُل: فعل امر، ریشه «ق و ل»، به معنای بگو.
لَن: حرف نفی ابدی برای آینده.
تَتَّبِعونا: فعل مضارع منصوب به «لن»، ریشه «ت ب ع»، به معنای پیروی کردن؛ «نا» ضمیر مفعولی.
كَذٰلِكُم: «كَ» حرف تشبیه، «ذٰلِك» اسم اشاره، «كم» ضمیر خطاب؛ به معنای چنین است.
قالَ: فعل ماضی، ریشه «ق و ل»، گفت.
اللَّهُ: فاعل مرفوع.
مِن قَبلُ: «مِن» حرف جر، «قَبل» اسم، به معنای پیش‌تر، قبلاً.


فَسَيَقولونَ بَل تَحسُدونَنا

پس خواهند گفت: بلکه شما به ما حسد می‌ورزید.
شرح واژه‌ها:
فَ: حرف تفریع و نتیجه.
سَيَقولونَ: «سَ» برای آینده، «يَقولون» فعل مضارع، ریشه «ق و ل»، خواهند گفت.
بَل: حرف اضراب، برای رد و انتقال سخن.
تَحسُدونَنا: فعل مضارع، ریشه «ح س د»، به معنای حسد ورزیدن؛ «نا» ضمیر مفعولی.


بَل كانوا لا يَفقَهونَ إِلّا قَليلًا

نه چنین است، بلکه آنان جز اندکی نمی‌فهمیدند.
شرح واژه‌ها:
بَل: حرف اضراب.
كانوا: فعل ناقص ماضی، ریشه «ك و ن»، به معنای بودند.
لا: حرف نفی.
يَفقَهونَ: فعل مضارع، ریشه «ف ق ه»، به معنای فهمیدن عمیق.
إِلّا: ادات استثناء.
قَليلًا: اسم منصوب، ریشه «ق ل ل»، به معنای اندک.

Nach oben scrollen