038-077-040-ص

« Back to Glossary Index
پروردگارت او را گفت، پس از صورت و مقامِ ملكها خارج شو، زیرا تو رانده شده ای (ابلیس پس از بروز خلقت خودش از دو جهت رانده شد، یکی از جمع ملكها رانده شد که کم کم به زمین بهشت برود و درباره انسان شیطنت کند و با انسان اولیه از بهشت به زمین دنيا افتد و جنهای دیگر، از او مانند نسلِ انسان پدید آیند، و یکی از جهت آنکه او و تمام شیطنت کاران جنی و انسی که روی برتری جوئی در صددِ فریبِ مردم ساده هستند پس از مرگ دچار عذاب آخرت شوند) (۷۷)
قالَ فَاخرُج مِنها فَإِنَّكَ رَجيمٌ

فرمود: «پس از آن بیرون شو؛ زیرا تو رانده‌شده‌ای.»

قالَ فَاخرُج مِنها

فرمود: «پس از آن بیرون شو.»

قالَ
ریشه: ق و ل؛ فعل ماضی، مفرد مذکر غایب؛ به معنای «گفت، فرمود». فاعل آن در سیاق، الله است.

فَ
حرف عطف یا تفریع؛ به معنای «پس، بنابراین».

اخرُج
ریشه: خ ر ج؛ فعل امر، مفرد مذکر مخاطب؛ به معنای «بیرون برو، خارج شو». مخاطب ابلیس است.

مِن
حرف جر؛ به معنای «از».

ها
ضمیر متصل مؤنث مفرد، در محل جر با «مِن»؛ به معنای «آن». مرجع ضمیر، جایگاه یا بهشتِ یادشده در آیات پیشین است.


فَإِنَّكَ رَجيمٌ

زیرا تو رانده‌شده‌ای.

فَ
حرف تفریع یا تعلیل؛ به معنای «پس، زیرا».

إِنَّ
حرف تأکید و نصب؛ به معنای «همانا، یقیناً، بی‌گمان».

كَ
ضمیر متصل، اسم «إِنَّ» و منصوب؛ به معنای «تو».

رَجيمٌ
ریشه: ر ج م؛ صفت مشبّهه یا صیغهٔ مبالغه، مرفوع و خبر «إِنَّ»؛ به معنای «رانده‌شده، دورشده از رحمت، ملعون».

Nach oben scrollen