036-078-043-يس

« Back to Glossary Index
و برای ما مثلی ناروا زده و خلقت خودش را فراموش کرده و می گوید، این استخوانهای پوسیده را چه کسی زنده میکند؟ (۷۸)
وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلقَهُ ۖ قالَ مَن يُحيِي العِظامَ وَهِيَ رَميمٌ

و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را فراموش کرد؛ گفت: «چه کسی استخوان‌ها را، در حالی که پوسیده‌اند، زنده می‌کند؟»

وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلقَهُ

و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را فراموش کرد.

وَضَرَبَ: ریشهٔ «ض‌ر‌ب»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «و» حرف عطف و «ضَرَبَ» یعنی زد، آورد یا مطرح کرد؛ در اینجا به معنای «مثالی آورد» است.
لَنا: «لِـ» حرف جر به معنای «برای»؛ «نا» ضمیر متصل، اول‌شخص جمع، در جایگاه اسم مجرور؛ «برای ما».
مَثَلًا: ریشهٔ «م‌ث‌ل»؛ اسم مفرد، نکره، منصوب و مفعول‌به؛ «مثال، مَثَل یا حکایت عبرت‌آموز».
وَنَسِيَ: ریشهٔ «ن‌س‌ی»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «و» حرف عطف و «نَسِيَ» یعنی فراموش کرد.
خَلقَهُ: «خَلق» ریشهٔ «خ‌ل‌ق»؛ اسم، مضاف؛ «آفرینش یا خلقت»؛ «هُ» ضمیر متصل، سوم‌شخص مفرد مذکر، مضاف‌الیه؛ «آفرینش او» یا «آفرینش خود».


قالَ مَن يُحيِي العِظامَ وَهِيَ رَميمٌ

گفت: «چه کسی استخوان‌ها را، در حالی که پوسیده‌اند، زنده می‌کند؟»

قالَ: ریشهٔ «ق‌و‌ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «گفت».
مَن: اسم استفهام؛ در جایگاه مبتدا؛ «چه کسی».
يُحيِي: ریشهٔ «ح‌ی‌ی»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، از باب إفعال؛ «زنده می‌کند» یا «حیات می‌بخشد».
العِظامَ: ریشهٔ «ع‌ظ‌م»؛ جمع «عَظم»، اسم معرفه با «ال»، منصوب و مفعول‌به؛ «استخوان‌ها».
وَهِيَ: «و» حرف حال یا عطف؛ «هِيَ» ضمیر منفصل، سوم‌شخص مفرد مؤنث، مبتدا؛ «در حالی که آن‌ها»؛ ضمیر مؤنث به اعتبار جمع غیر عاقل.
رَميمٌ: ریشهٔ «ر‌م‌م»؛ صفت مشبّه، مرفوع و خبر؛ «پوسیده، خرد و فرسوده». مخصوص جمع غیر عاقل به صورت مفرد مؤنث آمده است.

Nach oben scrollen