035-044-046-فاطر

« Back to Glossary Index
و آیا این مردم در زمین از روی کاوش نگشته اند تا چگونگی عاقبت مردم پیش از خود را ببینند (در قرآن به این عبارت که تشویق مردم به کاوشهای باستان شناسی برای کشف حقیقی تاریخ امتها است، زیاد تکیه میشود و افسوس که اینکار را غیر مسلمانان دنبال کردند نه مسلمین) آری آنان از اینان پر قدرت تر بودند و هیچ چیزی در آسمانها و زمین نتوانست الله را ناتوان کند زیرا او دانائی بس توانا بود (44)
أَوَلَم يَسيروا فِي الأَرضِ فَيَنظُروا كَيفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِن قَبلِهِم وَكانوا أَشَدَّ مِنهُم قُوَّةً ۚ وَما كانَ اللَّهُ لِيُعجِزَهُ مِن شَيءٍ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرضِ ۚ إِنَّهُ كانَ عَليمًا قَديرًا

آیا در زمین نگردیده‌اند تا بنگرند سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند چگونه شد؟ آنان از اینان نیرومندتر بودند. و الله چنین نیست که چیزی در آسمان‌ها و زمین او را ناتوان کند؛ همانا او دانای تواناست.

أَوَلَم يَسيروا فِي الأَرضِ فَيَنظُروا كَيفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِن قَبلِهِم

آیا در زمین نگردیده‌اند تا بنگرند سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند چگونه شد؟

أَوَلَم
ریشه: «أَ» حرف استفهام، «و» حرف عطف، «لَم» حرف نفی و جزم؛ ساختار: ترکیب استفهامیِ همراه با نفی؛ معنا: آیا … نکردند؟ آیا … نگردیدند؟

يَسيروا
ریشه: س‌ی‌ر؛ ساختار: فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، مجزوم به «لَم»، با حذف نون؛ معنا: حرکت کنند، سیر کنند، بگردند.

فِي
ریشه: ندارد؛ ساختار: حرف جر؛ معنا: در، داخلِ.

الأَرضِ
ریشه: أ‌ر‌ض؛ ساختار: اسم، مجرور به «فِي»، همراه با «ال» تعریف؛ معنا: زمین.

فَيَنظُروا
ریشه: ن‌ظ‌ر؛ ساختار: «فَ» حرف عطف یا نتیجه، فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، مجزوم در پاسخ به استفهام، با حذف نون؛ معنا: پس بنگرند، تا بنگرند.

كَيفَ
ریشه: ندارد؛ ساختار: اسم استفهام، در جایگاه خبر مقدم؛ معنا: چگونه، به چه صورت.

كانَ
ریشه: ک‌و‌ن؛ ساختار: فعل ماضی ناقص، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: بود، شد.

عاقِبَةُ
ریشه: ع‌ق‌ب؛ ساختار: اسم، مرفوع و مضاف؛ معنا: سرانجام، فرجام، پیامد نهایی.

الَّذينَ
ریشه: ندارد؛ ساختار: اسم موصول جمع مذکر؛ معنا: کسانی که، آنان که.

مِن
ریشه: ندارد؛ ساختار: حرف جر؛ معنا: از.

قَبلِهِم
ریشه: ق‌ب‌ل؛ ساختار: «قَبل» اسمِ زمان و مجرور به «مِن»، مضاف؛ «هِم» ضمیر متصل جمع مذکر و مضاف‌الیه؛ معنا: پیش از آنان، قبل از ایشان.


وَكانوا أَشَدَّ مِنهُم قُوَّةً

و آنان نیرومندتر از اینان بودند.

وَ
ریشه: ندارد؛ ساختار: حرف عطف؛ معنا: و.

كانوا
ریشه: ک‌و‌ن؛ ساختار: فعل ماضی ناقص، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: بودند.

أَشَدَّ
ریشه: ش‌د‌د؛ ساختار: اسم تفضیل، منصوب به‌عنوان خبر «كان»؛ معنا: نیرومندتر، سخت‌تر، شدیدتر.

مِنهُم
ریشه: ندارد؛ ساختار: «مِن» حرف جر و «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر؛ معنا: از آنان، از ایشان.

قُوَّةً
ریشه: ق‌و‌ی؛ ساختار: اسم منصوب، تمییز برای «أَشَدَّ»؛ معنا: از نظر نیرو، توان و قدرت.


وَما كانَ اللَّهُ لِيُعجِزَهُ مِن شَيءٍ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرضِ

و الله چنین نیست که چیزی در آسمان‌ها و زمین او را ناتوان کند.

وَ
ریشه: ندارد؛ ساختار: حرف عطف؛ معنا: و.

ما
ریشه: ندارد؛ ساختار: حرف نفی؛ معنا: نیست، نمی‌باشد.

كانَ
ریشه: ک‌و‌ن؛ ساختار: فعل ماضی ناقص؛ معنا: بود، چنین بود.

اللَّهُ
ریشه: ندارد؛ ساختار: اسم جلاله، اسم «كان» و مرفوع؛ معنا: الله.

لِيُعجِزَهُ
ریشه: ع‌ج‌ز؛ ساختار: «لِـ» لام نفی و امتناع، «يُعجِز» فعل مضارع منصوب، سوم‌شخص مفرد مذکر، و «هُ» ضمیر مفعولی؛ معنا: او را ناتوان کند، از دسترس او بیرون ببرد.

مِن
ریشه: ندارد؛ ساختار: حرف جر؛ معنا: از، هیچ‌چیز از.

شَيءٍ
ریشه: ش‌ی‌ء؛ ساختار: اسم نکره، مجرور به «مِن»؛ معنا: چیزی، هیچ چیز.

فِي
ریشه: ندارد؛ ساختار: حرف جر؛ معنا: در.

السَّماواتِ
ریشه: س‌م‌و؛ ساختار: جمع مؤنث سالم، مجرور به «فِي»، همراه با «ال» تعریف؛ معنا: آسمان‌ها.

وَلا
ریشه: ندارد؛ ساختار: «و» حرف عطف و «لا» حرف نفی؛ معنا: و نه، و نیز نه.

فِي
ریشه: ندارد؛ ساختار: حرف جر؛ معنا: در.

الأَرضِ
ریشه: أ‌ر‌ض؛ ساختار: اسم، مجرور به «فِي»، همراه با «ال» تعریف؛ معنا: زمین.


إِنَّهُ كانَ عَليمًا قَديرًا

همانا او دانای تواناست.

إِنَّهُ
ریشه: ندارد؛ ساختار: «إِنَّ» حرف تأکید و نصب، «هُ» ضمیر متصل و اسم «إِنَّ»؛ معنا: همانا او، به‌راستی او.

كانَ
ریشه: ک‌و‌ن؛ ساختار: فعل ماضی ناقص؛ معنا: بود، است؛ در ترجمه برای بیان صفت ثابت: است.

عَليمًا
ریشه: ع‌ل‌م؛ ساختار: صیغهٔ مبالغه یا صفت مشبهه، منصوب و خبر «كان»؛ معنا: بسیار دانا، آگاه به همه چیز.

قَديرًا
ریشه: ق‌د‌ر؛ ساختار: صیغهٔ مبالغه، منصوب و خبر دوم «كان»؛ معنا: بسیار توانا، قادر بر انجام هر کار.

Nach oben scrollen