035-001-046-فاطر

« Back to Glossary Index

آن مدح و ثنای مخصوص، مخصوصِ الله است که پدیدآورنده‌ی آسمان‌ها و زمین می‌باشد (وای بر کسانی که خود را تابعِ قرآن می‌دانند و مدح و ثنای مخصوصِ الله را برای پیامبر و امام انجام می‌دهند؛ مثلاً می‌گویند پیامبر و یا فلان امام روحش در همه جا هست و یا همه چیز را می‌داند و یا هر کاری را می‌تواند انجام دهد). او کسی است که مَلَک‌ها را فرستادگان و مامورینی برای خود کرد و آنان بال دارند و به دو باله و سه باله و چهار باله و بیشتر تقسیم می‌گردند و به این طریق الله در مخلوقات هر چه بخواهد بال اضافه می‌کند و بر این اساس است که الله بر هر چیزی تواناست. (این آیه باید مورد توجه دقیق دانشمندانِ علوم قرار گیرد زیرا در آن مَلَک یا فرشته که مخففِ فرستاده شده می‌باشد به خوبی شناخته شده و معلوم می‌گردد که کلیه مخلوقاتِ الله تا آنجا که مامور الله باشند و از خود اختیاری نداشته باشند مَلَک یا فرشته‌ی الله هستند و باید دانست که در لغت نیز مَلَک یعنی مورد تَمَلُّک. و شما هرگاه به وسیله چوبی کسی را بزنید آن چوب موردِ تَمَلُّک و یا به عبارتِ دیگر مَلَک شماست و بنابراین تمامِ خلقت در حدّودی که از خود اختیار نداشته باشد مَلَکِ الله است. و مَلَک‌ها بر دو گونه هستند: یا از جنسِ مادّه مُجسم هستند مانند خورشید و زمین و اتم و ابر و باران و غیره، و یا از جنسِ غیر مُجسم در چشم ما، مانند انرژی و روح و امثال این‌ها. این موضوع در آیاتِ قرآنی بارها تذکر داده شده و مخصوصاً آیه ۱۳ از سوره رعد بر آن صراحت دارد. بر اساس آن است که در روایاتی باران و ابرها مَلَک‌هایی معرفی شده‌اند. این موضوع در تورات و انجیل نیز استعمال شده چنانکه در مزمور ۷۸ شماره ۴۸ و ۴۹، برق و صاعقه و سایرِ عذاب‌های آسمانی، فرشتگانِ مامورِ رساندنِ شرّ و عذاب از جانبِ الله معرفی شده‌اند. در مزمور ۱۰۴ که جزئی از مزامیر داوود است در شماره ۴ گفته شده: الله کسی است که فرشتگان خود را بادها می‌گرداند. پس اینکه می‌گویند فرشته و مَلَک از انسان بالاتر و باهوش‌ترند، درست نیست؛ فرشتگان همه، چون جمادات‌اند و از خود اختیاری ندارند و تسبیح آنان زبان حال ایشان است نه زبانِ اختیاری ایشان، و چون از خود اختیاری ندارند بی‌گناهند. متأسفانه چون عده‌ای نتوانسته‌اند یا نخواسته‌اند درست متن پیغام‌های الله را بفهمند، عقاید بسیار موهومی نسبت به مَلَک و فرشته در میانِ مردم رایج کرده‌اند. حال که مَلَک‌ها را شناختیم که تمام مخلوقاتِ الله هستند، تا آنجایی که از خود اختیاری نداشته باشند، باید بدانیم بالِ ملائکه یعنی قوه‌ی ملائکه و در اصطلاحِ قرآن و حتی زبانِ مردمِ دنیا قدرتِ هر کس را بال او می‌گویند، روی تشبیه او به مرغان، هم «دست» می‌گویند، روی این اصل که دستِ انسان نماینده قدرتِ انسان است. اینکه خالق عالم در آیه بالا فرموده مَلَک‌ها دو باله، سه باله و بیشتر و بیشتر دارای بالند، برای این است که به بشر یک موضوع علمی را تذکر دهد که کوچک‌ترین ذره‌ی مستقل در دنیا دارای دو قوه است: یکی الکترون و یکی پروتون، یا یکی عمل‌کننده‌ی مثبت و یکی عمل‌کننده‌ی منفی؛ هرگز موجود مستقلی در جهان یافت نمی‌شود که فقط یک قوه داشته باشد. خالق عالم با اضافه کردنِ یک یا چند قوه و بال به هر چیزی می‌تواند از آن چیز هر چه بخواهد به وجود آورد، و به این طریق تمام خلقت را به وجود آورده است. آیا با بودن چنین مطالبی در قرآن می‌توان قرآن را از فکرِ محمد یا بزرگ‌ترین دانشمندِ زمانِ محمد دانست؟ جز این نیست که هر دانای بی‌غرضی از اینگونه مطالب خواهد گفت: قرآن کلامِ الله است، الله وجود دارد و محمد پیغمبر آخر اوست.) (۱)

الحَمدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرضِ جاعِلِ المَلائِكَةِ رُسُلًا أُولي أَجنِحَةٍ مَثنىٰ وَثُلاثَ وَرُباعَ ۚ يَزيدُ فِي الخَلقِ ما يَشاءُ ۚ إِنَّ اللهَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ

ستایش مخصوص الله، آفرینندهٔ آسمان‌ها و زمین، و قراردهندهٔ فرشتگان به‌عنوان فرستادگانی دارای بال‌هایی دوتایی، سه‌تایی و چهارتایی است. او هرچه را بخواهد، در آفرینش می‌افزاید؛ همانا الله بر هر چیزی تواناست.

الحَمدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرضِ

ستایش مخصوص الله، آفرینندهٔ آسمان‌ها و زمین است.

الحَمدُ
ریشه: ح‌م‌د. اسم، معرفه با «ال»، مبتدا و مرفوع با ضمه. به معنای ستایش و سپاس کامل.

لِلَّهِ
«لِـ» حرف جر و «الله» اسم مجرور با کسره؛ جار و مجرور در جایگاه خبر. به معنای مخصوص الله یا برای الله.

فاطِرِ
ریشه: ف‌ط‌ر. اسم فاعل از «فَطَرَ»، مجرور و بدل یا صفت برای «الله». به معنای آفریننده و پدیدآورنده.

السَّماواتِ
ریشه: س‌م‌و. جمع مؤنث سالمِ «سماء»، مجرور با کسره. به معنای آسمان‌ها.

وَالأَرضِ
«وَ» حرف عطف؛ «الأرض» ریشه: أ‌ر‌ض، اسم مفرد معرفه و مجرور؛ به معنای زمین.


جاعِلِ المَلائِكَةِ رُسُلًا

و قراردهندهٔ فرشتگان به‌عنوان فرستادگانی است.

جاعِلِ
ریشه: ج‌ع‌ل. اسم فاعل از «جَعَلَ»، مجرور و عطف بیان یا صفت برای «الله». به معنای قراردهنده و تبدیل‌کننده.

المَلائِكَةِ
ریشه: م‌ل‌ک. جمع «مَلَک»، مفعول اولِ «جاعل» و مجرور از نظر لفظی به‌سبب اضافه. به معنای فرشتگان.

رُسُلًا
ریشه: ر‌س‌ل. جمع «رسول»، مفعول دوم و منصوب با فتحه. به معنای فرستادگان و پیام‌آوران.


أُولي أَجنِحَةٍ مَثنىٰ وَثُلاثَ وَرُباعَ

دارای بال‌هایی دوتایی، سه‌تایی و چهارتایی.

أُولي
اسم ملحق به جمع مذکر سالم، به معنای صاحبان و دارندگان؛ در اینجا صفت برای «رُسُلًا» و منصوب است.

أَجنِحَةٍ
ریشه: ج‌ن‌ح. جمع «جَناح»، مضاف‌الیه و مجرور با کسره؛ به معنای بال‌ها.

مَثنىٰ
واژه‌ای بر وزن «مَفْعَل» و در این کاربرد به معنای دوتایی یا دو بال‌دو‌بال؛ صفت برای «أجنحة» و مجرور مقدّر.

وَثُلاثَ
«وَ» حرف عطف؛ «ثُلاث» به معنای سه‌تایی یا سه بال‌سه بال؛ عطف بر «مثنى».

وَرُباعَ
«وَ» حرف عطف؛ «رُباع» به معنای چهارتایی یا چهار بال‌چهار بال؛ عطف بر «مثنى».


يَزيدُ فِي الخَلقِ ما يَشاءُ

او هرچه را بخواهد، در آفرینش می‌افزاید.

يَزيدُ
ریشه: ز‌ی‌د. فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، مرفوع با ضمه. به معنای می‌افزاید و زیاد می‌کند.

فِي
حرف جر. به معنای در.

الخَلقِ
ریشه: خ‌ل‌ق. اسم معرفه و مجرور با کسره. به معنای آفرینش یا آفریدگان.

ما
اسم موصول یا اسم مبهم، مفعولِ «يزيد» و منصوب در معنا. به معنای آنچه یا هرچه.

يَشاءُ
ریشه: ش‌ی‌ء. فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، مرفوع با ضمه. به معنای می‌خواهد.


إِنَّ اللهَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ

همانا الله بر هر چیزی تواناست.

إِنَّ
حرف تأکید و نصب. به معنای همانا و به‌راستی.

اللهَ
اسم جلاله و اسم «إنَّ»، منصوب با فتحه. به معنای الله.

عَلىٰ
حرف جر. به معنای بر و نسبت به.

كُلِّ
اسم به معنای هر یا همه، مجرور با کسره به‌سبب «على» و مضاف.

شَيءٍ
ریشه: ش‌ی‌ء. اسم مفرد و مضاف‌الیه، مجرور با کسره. به معنای چیز.

قَديرٌ
ریشه: ق‌د‌ر. صفت مشبهه، خبر «إنَّ» و مرفوع با ضمه. به معنای بسیار توانا و قادر.

Nach oben scrollen