034-054-045-سبأ

« Back to Glossary Index
و میان ایشان و هوسهای ایشان جدائی خواهد افتاد و آنچه بر سر ایشان خواهد آمد، همانگونه است که بر امثال ایشان که قبل از ایشان مرده بودند، عمل شد، زیرا تمامی ایشان روی عدم تمایل به تحقیق، در شکی گرفتار بودند که باعث شک های دیگری شده بود (کسی که در راستی پیغامهای الله شک کند، در روش انسانیت و وجدان نیز شک می کند و معتقد میشود، عیبی ندارد که برای خوشی خود به دیگران نیز ظلم کند و مردم را با ظاهر سازیها به نفع خود فریب دهد و این چیزی است که امروزه جز قلیلی، همه بدان دچار شده اند) (54)
وَحيلَ بَينَهُم وَبَينَ ما يَشتَهونَ كَما فُعِلَ بِأَشياعِهِم مِن قَبلُ ۚ إِنَّهُم كانوا في شَكٍّ مُريبٍ

و میان آنان و آنچه میل و آرزو دارند، جدایی افکنده شد؛ همان‌گونه که پیش‌تر با هم‌کیشان و همانندان آنان رفتار شد؛ زیرا آنان در تردیدی اضطراب‌آور و سخت گرفتار بودند.

وَحيلَ بَينَهُم وَبَينَ ما يَشتَهونَ

و میان آنان و آنچه میل و آرزو دارند، جدایی افکنده شد.

وَحيلَ
ریشه: ح‌و‌ل؛ فعل ماضی مجهول، سوم‌شخص مفرد؛ به معنای «حایل و مانع ایجاد شد»، «جدا افکنده شد» یا «فاصله انداخته شد».

بَينَهُم
«بَينَ»: اسم ظرف و واژه‌ای برای بیان فاصله؛ «هُم»: ضمیر پیوسته، سوم‌شخص جمع مذکر، در جایگاه مضاف‌إلیه؛ مجموعاً به معنای «میان آنان».

وَ
حرف عطف؛ به معنای «و».

بَينَ
اسم ظرف و مضاف؛ به معنای «میان».

ما
اسم موصول؛ به معنای «آنچه».

يَشتَهونَ
ریشه: ش‌ه‌و؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، از باب افتعال؛ «واو» نشانهٔ رفع و «نون» نشانهٔ جمع مذکر است؛ به معنای «میل دارند»، «آرزو می‌کنند» یا «اشتها دارند».


كَما فُعِلَ بِأَشياعِهِم مِن قَبلُ

همان‌گونه که پیش‌تر با هم‌کیشان و همانندان آنان رفتار شد.

كَما
«کَـ»: حرف تشبیه؛ «ما»: اسم موصول یا مصدرية؛ در اینجا به معنای «همان‌گونه که».

فُعِلَ
ریشه: ف‌ع‌ل؛ فعل ماضی مجهول، سوم‌شخص مفرد؛ به معنای «انجام شد» یا «رفتار شد».

بِأَشياعِهِم
«بِـ»: حرف جر؛ «أَشياع»: جمع «شیعة»، به معنای «پیروان»، «هم‌کیشان» یا «همانندان»؛ «هُم»: ضمیر پیوسته، سوم‌شخص جمع مذکر، در جایگاه مضاف‌إلیه؛ مجموعاً «با هم‌کیشان آنان».

مِن
حرف جر؛ به معنای «از» یا در اینجا «پیش از».

قَبلُ
اسم ظرف زمان، مبنی بر ضم؛ به معنای «پیش‌تر» یا «قبلاً».


إِنَّهُم كانوا في شَكٍّ مُريبٍ

زیرا آنان در تردیدی اضطراب‌آور و سخت گرفتار بودند.

إِنَّ
حرف تأکید و نصب؛ به معنای «همانا» یا «به‌راستی».

هُم
ضمیر پیوسته، سوم‌شخص جمع مذکر، در جایگاه اسم «إنَّ»؛ به معنای «آنان».

كانوا
ریشه: ک‌و‌ن؛ فعل ماضی ناقص، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» اسم آن و «الف» پس از آن، الف فارقه است؛ به معنای «بودند».

في
حرف جر؛ به معنای «در».

شَكٍّ
ریشه: ش‌ک‌ک؛ اسم، نکره و مجرور به «في»؛ به معنای «تردید»، «شک» یا «عدم اطمینان».

مُريبٍ
ریشه: ر‌ی‌ب؛ صفت مشبهه یا اسم فاعل از «أرابَ»، مجرور و تابع «شک»؛ به معنای «اضطراب‌آور»، «بدگمان‌کننده» یا «سخت و نگران‌کننده».

Nach oben scrollen