034-009-045-سبأ

« Back to Glossary Index
آیا آنان به آنچه از آسمان و زمین که در جلوی ایشان است و قبل از ایشان نیز بوده، دیده انداخته اند، تا بفهمند، اگر بخواهیم ایشان را یا در زمین فرو میبریم و یا از آسمان بر ایشان پاره ای ابر سنگین و کشنده های فرو میافکنیم؟ (آیا ندیده اند که بخواست الله عده ای در زمین فرو رفتند و گروهی نیز ابرهای گازدار خفه کننده ایشان را کشت) همانا در این تذکر، نشانه ای میباشد، برای هر کس که بخواهد، بنده الله باشد و بسوی او باز گردد (9)
أَفَلَم يَرَوا إِلىٰ ما بَينَ أَيديهِم وَما خَلفَهُم مِنَ السَّماءِ وَالأَرضِ ۚ إِن نَشَأ نَخسِف بِهِمُ الأَرضَ أَو نُسقِط عَلَيهِم كِسَفًا مِنَ السَّماءِ ۚ إِنَّ في ذٰلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبدٍ مُنيبٍ

آیا به آنچه پیش روی آنان و پشت سرشان از آسمان و زمین است، ننگریسته‌اند؟ اگر بخواهیم، زمین را در آنان فرو می‌بریم یا پاره‌هایی از آسمان را بر آنان فرو می‌افکنیم؛ همانا در این امر، نشانه‌ای است برای هر بندهٔ بازگشت‌کننده به سوی الله.

أَفَلَم يَرَوا إِلىٰ ما بَينَ أَيديهِم وَما خَلفَهُم مِنَ السَّماءِ وَالأَرضِ

آیا به آنچه پیش روی آنان و پشت سرشان از آسمان و زمین است، ننگریسته‌اند؟

أَفَلَم: از «أَ» همزهٔ استفهام و «فَـ» حرف عطف یا نتیجه تشکیل شده است؛ «لَم» حرف نفی، جزم و قلب است و فعل پس از خود را مجزوم می‌کند؛ در مجموع: «آیا … نکردند؟»

يَرَوا: از ریشهٔ «رَأَى ـ يَرَى» به معنای دیدن و نگریستن؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر؛ به سبب «لَم» مجزوم است و علامت جزم آن حذف حرف علّه است؛ «واو» فاعل است.

إِلىٰ: حرف جر، به معنای «به، سوی»؛ در اینجا با مفهوم توجه و نگریستن آمده است.

ما: اسم موصول، به معنای «آنچه»؛ در جایگاه مفعولِ «يَرَوا» قرار دارد.

بَينَ: ظرف مکان منصوب، به معنای «میان، پیشِ»؛ مضاف است.

أَيديهِم: «أَيدٍ» جمع «يَد» به معنای «دست‌ها» و در اینجا کنایه از «پیشِ روی» است؛ «هِم» ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص جمع مذکر و مضافٌ‌إلیه است؛ مجموعاً: «پیش روی آنان».

وَما: «و» حرف عطف است و «ما» اسم موصول؛ به معنای «و آنچه».

خَلفَهُم: «خَلف» ظرف مکان، به معنای «پشت، پشت سر»؛ «هِم» ضمیر پیوسته و مضافٌ‌إلیه است؛ مجموعاً: «پشت سر آنان».

مِنَ: حرف جر و بیان؛ به معنای «از» و برای بیان مصداقِ «ما» آمده است.

السَّماءِ: از ریشهٔ «سَمَوَ»؛ اسم، به معنای «آسمان»؛ با «الـ» معرفه و به سبب «مِن» مجرور است.

وَالأَرضِ: «و» حرف عطف است؛ «الأرض» از ریشهٔ «أَرَضَ» و اسم به معنای «زمین» است؛ با «الـ» معرفه و به‌سبب عطف بر «السَّماءِ» مجرور است.


إِن نَشَأ نَخسِف بِهِمُ الأَرضَ أَو نُسقِط عَلَيهِم كِسَفًا مِنَ السَّماءِ

اگر بخواهیم، زمین را در آنان فرو می‌بریم یا پاره‌هایی از آسمان را بر آنان فرو می‌افکنیم.

إِن: حرف شرط جازم، به معنای «اگر»؛ فعل شرط و پاسخ شرط را مجزوم می‌کند.

نَشَأ: از ریشهٔ «شَاءَ ـ يَشَاءُ» به معنای خواستن؛ فعل مضارع، اول‌شخص جمع؛ مجزوم به «إِن» و علامت جزم آن حذف حرف علّه است؛ فاعل آن ضمیر پنهان «نحن» است.

نَخسِف: از ریشهٔ «خَسَفَ» و باب إفعال، «أَخْسَفَ»؛ فعل مضارع، اول‌شخص جمع، به معنای «فرو می‌بریم»؛ مجزوم و پاسخ شرط است؛ فاعل ضمیر پنهان «نحن» است.

بِهِم: «بِـ» حرف جر است و «هِم» ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ در اینجا به معنای «آنان را» و متعلق به «نَخسِف» است.

الأَرضَ: از ریشهٔ «أَرَضَ»؛ اسم به معنای «زمین»؛ مفعولٌ‌به و منصوب است.

أَو: حرف عطف، به معنای «یا».

نُسقِط: از ریشهٔ «سَقَطَ» و باب إفعال، «أَسْقَطَ»؛ فعل مضارع، اول‌شخص جمع، به معنای «فرو می‌افکنیم»؛ مجزوم به سبب عطف بر «نَخسِف» است؛ فاعل ضمیر پنهان «نحن» است.

عَلَيهِم: «عَلَى» حرف جر است و «هِم» ضمیر پیوسته؛ به معنای «بر آنان» و متعلق به «نُسقِط» است.

كِسَفًا: جمع «كِسْفَة» یا اسم جمع از ریشهٔ «كَسَفَ»؛ به معنای «پاره‌ها، قطعه‌ها»؛ مفعولٌ‌به و منصوب است.

مِنَ: حرف جر، به معنای «از».

السَّماءِ: از ریشهٔ «سَمَوَ»؛ اسم به معنای «آسمان»؛ به سبب «مِن» مجرور است.


إِنَّ في ذٰلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبدٍ مُنيبٍ

همانا در این امر، نشانه‌ای است برای هر بندهٔ بازگشت‌کننده به سوی الله.

إِنَّ: حرف تأکید و نصب، به معنای «همانا، بی‌تردید»؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند.

في: حرف جر، به معنای «در».

ذٰلِكَ: اسم اشارهٔ دور، به معنای «آن، آن امر»؛ «ذا» اسم اشاره و «لِک» برای خطاب است؛ با «في» در جایگاه اسم مجرور قرار دارد.

لَآيَةً: «لَـ» لام تأکید است؛ «آية» از ریشهٔ «أَيِيَ» و به معنای «نشانه، دلیل»؛ خبر «إنَّ» و منصوب است.

لِكُلِّ: «لِـ» حرف جر است؛ «كُلّ» به معنای «هر، همه» و اسم مجرور؛ «کُلّ» مضاف است.

عَبدٍ: از ریشهٔ «عَبَدَ»؛ اسم به معنای «بنده»؛ مضافٌ‌إلیه و مجرور است.

مُنيبٍ: از ریشهٔ «أَنَابَ»؛ اسم فاعل از «أَنَابَ» به معنای «بازگشت، روی‌آوردن»؛ به معنای «بازگشت‌کننده به سوی الله»؛ صفت برای «عَبدٍ» و مجرور است.

Nach oben scrollen