034-008-045-سبأ

« Back to Glossary Index
یا این مرد، بر الله افترا زده، و یا جنی شده است (یعنی یا مرد دانائی است که میخواهد مردم را بنام الله بفریبد و یا دیوانه شده است و روی نادانی و خیال اینها را میگوید) حقیقت این است که هر کس، به آخرتِ مورد استدلال پیغمبران ایمان نیاورد، در آن عذاب و گمراهی بس دوری خواهد بود (۸)
أَفْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَمْ بِهِ جِنَّةٌ ۗ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ

آیا بر الله دروغ می‌بندد، یا او دچار جنون است؟ بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، در عذاب و گمراهی دور و عمیق‌اند.

أَفْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَمْ بِهِ جِنَّةٌ

آیا بر الله دروغ بسته است، یا دچار جنون است؟

أَفْتَرَىٰ: از ریشهٔ «ف‌ر‌ی»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر، از باب افتعال؛ به معنای دروغ ساخت، افترا بست و سخنی را به ناحق نسبت داد.

عَلَى: حرف جر؛ به معنای بر، علیه و نسبت به.

اللَّهِ: اسم جلاله؛ اسم مجرور به‌سبب «عَلَى» و نشانهٔ جرّ آن کسره است؛ به معنای الله، معبود یگانه.

كَذِبًا: از ریشهٔ «ک‌ذ‌ب»؛ اسم و مصدر، منصوب؛ مفعول مطلق یا مفعول به برای «أَفْتَرَىٰ»؛ به معنای دروغ و سخن خلاف واقع.

أَمْ: حرف عطف و پرسش؛ برای بیان تردید میان دو احتمال؛ به معنای یا.

بِهِ: «بِـ» حرف جر و «هِ» ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «هِ» به پیامبر یا شخص مورد سخن بازمی‌گردد؛ به معنای در او یا او دچار آن است.

جِنَّةٌ: از ریشهٔ «ج‌ن‌ن»؛ اسم، نکره و مرفوع؛ مبتدا یا فاعل معنایی در ساختار جمله؛ به معنای جنون، دیوانگی یا اختلال عقل.


بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ

بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، در عذاب و گمراهی دور و عمیق‌اند.

بَلِ: حرف اضراب و انتقال؛ برای ردّ سخن پیشین و بیان حقیقت؛ به معنای بلکه.

الَّذِينَ: اسم موصول، جمع مذکر؛ مبتدا یا گروه مورد حکم؛ به معنای کسانی که.

لَا: حرف نفی؛ نفی‌کنندهٔ فعل مضارع؛ به معنای نمی‌.

يُؤْمِنُونَ: از ریشهٔ «أ‌م‌ن»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع با ثبوت نون؛ به معنای ایمان می‌آورند و باور می‌کنند.

بِالْآخِرَةِ: «بِـ» حرف جر، «الْآخِرَةِ» اسم مجرور؛ از ریشهٔ «أ‌خ‌ر»؛ به معنای جهان پسین و زندگی پس از مرگ.

فِي: حرف جر؛ به معنای در.

الْعَذَابِ: از ریشهٔ «ع‌ذ‌ب»؛ اسم مجرور به‌سبب «فِي»؛ به معنای عذاب، کیفر و رنج سخت.

وَ: حرف عطف؛ به معنای و.

الضَّلَالِ: از ریشهٔ «ض‌ل‌ل»؛ اسم مجرور و معطوف بر «الْعَذَابِ»؛ به معنای گمراهی و دور شدن از راه درست.

الْبَعِيدِ: از ریشهٔ «ب‌ع‌د»؛ صفت مجرور برای «الضَّلَالِ»؛ به معنای دور، بسیار دور و عمیق.

Nach oben scrollen