| آری، کسی محمد را برای پیغمبری تربیت کرده که شب را پوشش، برای شما کرد و خواب را وسیله استراحتی نمود و روز را چنانکه شما به فعالیت پردازید (47) |
| وَهُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيلَ لِباسًا وَالنَّومَ سُباتًا وَجَعَلَ النَّهارَ نُشورًا و اوست که شب را برای شما پوششی قرار داد، و خواب را مایهٔ آرامش و آسایش گردانید، و روز را زمان برخاستن و جنبوجوش قرار داد. وَهُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيلَ لِباسًاو اوست که شب را برای شما پوششی قرار داد. وَهُوَ: «و» حرف عطف؛ «هُوَ» ضمیر منفصل، مفرد مذکر غایب، در جایگاه مبتدا؛ یعنی «و او». الَّذي: اسم موصول، مفرد مذکر؛ در جایگاه خبر برای «هُوَ»؛ یعنی «کسی که» یا «آنکه». جَعَلَ: فعل ماضی، از ریشهٔ «جعل»، ثلاثی مجرد، صیغهٔ سوم شخص مفرد مذکر؛ یعنی «قرار داد» یا «گردانید». لَكُمُ: «لِـ» حرف جر؛ «کُم» ضمیر متصل، جمع مذکر مخاطب، در جایگاه اسم مجرور؛ یعنی «برای شما». اللَّيلَ: اسم، مفرد، معرفه با «ال»، منصوب بهعنوان مفعولٌبه برای «جَعَلَ»؛ از ریشهٔ «لیل»؛ یعنی «شب». لِباسًا: اسم، مفرد، نکره، منصوب و مفعولٌبه دوم برای «جَعَلَ»؛ از ریشهٔ «لبس»؛ یعنی «پوشش»؛ در اینجا به معنای چیزی که انسان را میپوشاند و شب که تاریکیاش مانند پوشش است. وَالنَّومَ سُباتًاو خواب را مایهٔ آرامش و آسایش قرار داد. وَ: حرف عطف؛ یعنی «و». النَّومَ: اسم، مفرد، معرفه با «ال»، منصوب و مفعولٌبه؛ از ریشهٔ «نوم»؛ یعنی «خواب». سُباتًا: اسم، مفرد، نکره، منصوب و مفعولٌبه دوم برای «جَعَلَ»؛ از ریشهٔ «سبت»؛ یعنی «آرامش»، «استراحت» و «از کار بازایستادن»؛ مقصود، خوابی است که موجب آسودگی و تجدید نیرو میشود. وَجَعَلَ النَّهارَ نُشورًاو روز را زمان برخاستن و جنبوجوش قرار داد. وَ: حرف عطف؛ یعنی «و». جَعَلَ: فعل ماضی، از ریشهٔ «جعل»، ثلاثی مجرد، صیغهٔ سوم شخص مفرد مذکر؛ یعنی «قرار داد». النَّهارَ: اسم، مفرد، معرفه با «ال»، منصوب و مفعولٌبه؛ از ریشهٔ «نهر»؛ یعنی «روز» و هنگام روشنایی. نُشورًا: اسم، مفرد، نکره، منصوب و مفعولٌبه دوم برای «جَعَلَ»؛ از ریشهٔ «نشر»؛ یعنی «برانگیختهشدن»، «برخاستن» و «پراکندهشدن برای حرکت»؛ در اینجا روز بهعنوان زمان بیداری، برخاستن و آغاز فعالیت انسانها بیان شده است. |
025-047-044-فرقان
« Back to Glossary Index
