| آیا کسانی را که هوسِ خویش را خدای خود میگیرند (یعنی اختیار خود را بدست هوس میدهند) دیده ای؟ آیا تو بر اینگونه اشخاص وکیل میباشی؟ (43) |
| أَرَأَيتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَواهُ أَفَأَنتَ تَكونُ عَلَيهِ وَكيلًا آیا آن کس را دیدی که هوای نفس خود را معبود خویش گرفته است؟ آیا تو بر او نگهبان و کارگماشتهای؟ أَرَأَيتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَواهُآیا آن کس را دیدی که هوای نفس خود را معبود خویش گرفته است؟ أَرَأَيتَ: از ریشهٔ «ر ـ أ ـ ی»؛ فعل ماضی، دومشخص مفرد مذکر؛ «آیا دیدی؟» در اینجا به معنای «آیا با تأمل نگریستی و شناختی؟» است. مَنِ: اسم موصول؛ «کسی که» یا «آن کس که»؛ کسرهٔ پایانی برای جلوگیری از برخورد دو ساکن در پیوند با واژهٔ بعد آمده است. اتَّخَذَ: از ریشهٔ «أ ـ خ ـ ذ»؛ فعل ماضی، سومشخص مفرد مذکر، از باب افتعال؛ «گرفت»، «برگزید» یا «قرار داد». إِلٰهَهُ: «إله» از ریشهٔ «أ ـ ل ـ ه»؛ اسم، مفعولٌبهِ «اتَّخَذَ» و منصوب؛ «معبود او»؛ ضمیر «ـهُ» ضمیر پیوستهٔ سومشخص مفرد مذکر و به معنای «او / وی» است. هَواهُ: «هَوى» از ریشهٔ «ه ـ و ـ ی»؛ اسم، مفعولٌبهِ دوم یا بدل و عطف بیان برای «إِلٰهَهُ»؛ «هوا و خواهش نفسانی او»؛ ضمیر «ـهُ» به معنای «او / وی» است. در این ساختار، شخص خواستهٔ نفسانی خود را بهجای معبود قرار داده است. أَفَأَنتَ تَكونُ عَلَيهِ وَكيلًاپس آیا تو بر او نگهبان و کارگماشتهای؟ أَفَ: همزهٔ استفهام همراه با «فاء»؛ همزه برای پرسش و فاء برای پیوند با سخن پیشین و نتیجهگیری؛ «پس آیا؟» أَنتَ: ضمیر منفصل، دومشخص مفرد مذکر؛ نهاد «تَكونُ»؛ «تو». تَكونُ: از ریشهٔ «ک ـ و ـ ن»؛ فعل مضارع، دومشخص مفرد مذکر، از فعل ناقص «کان»؛ «هستی» یا «میشوی». عَلَيهِ: «على» حرف جر؛ «بر» یا «نسبت به»؛ «ـهِ» ضمیر پیوستهٔ سومشخص مفرد مذکر؛ «بر او». وَكيلًا: از ریشهٔ «و ـ ک ـ ل»؛ اسم، منصوب و خبر «تَكونُ»؛ «نگهبان»، «سرپرست»، «نماینده» یا «کارگماشته». در این آیه، مقصود کسی است که مسئول ایمان آوردن و هدایت او باشد. |
025-043-044-فرقان
« Back to Glossary Index
