025-042-044-فرقان

« Back to Glossary Index
میخواست، ما را از خدایان خود برگرداند، ولی ما بر طرفداری آنها پافشاری کردیم و آنان هنگامیکه آن عذاب را ببینند، خواهند دانست که چه کسی گمراه تر میباشد؟(42)
إِن كادَ لَيُضِلُّنا عَن آلِهَتِنا لَولا أَن صَبَرنا عَلَيها ۚ وَسَوفَ يَعلَمونَ حينَ يَرَونَ العَذابَ مَن أَضَلُّ سَبيلًا

نزدیک بود ما را از معبودهایمان گمراه کند؛ اگر بر پرستش آن‌ها شکیبایی نمی‌کردیم. و هنگامی که عذاب را ببینند، خواهند دانست چه کسی گمراه‌تر است.

إِن كادَ لَيُضِلُّنا عَن آلِهَتِنا لَولا أَن صَبَرنا عَلَيها

نزدیک بود ما را از معبودهایمان گمراه کند؛ اگر بر پرستش آن‌ها شکیبایی نمی‌کردیم.

إِن: از نظر ریشه، حرف است و ریشهٔ صرفی ندارد؛ در اینجا حرفِ نفی است و معنای «نیست» می‌دهد و همراه با «کاد» ساختی پدید می‌آورد که معنای «نزدیک بود» دارد.
کادَ: از ریشهٔ «ک‌و‌د»؛ فعل ماضی ناقص، مفرد مذکر غایب؛ به معنای «نزدیک بود».
لَيُضِلُّنا: از ریشهٔ «ض‌ل‌ل»؛ «لام» برای تأکید، «یُضِلّ» فعل مضارع، مفرد مذکر غایب، از باب إفعال، و «نا» ضمیر پیوستهٔ مفعولی؛ به معنای «حتماً ما را گمراه می‌کند» که در ساخت «کاد» به صورت «نزدیک بود ما را گمراه کند» ترجمه می‌شود.
عَن: حرف جر؛ به معنای «از».
آلِهَتِنا: «آلهة» جمعِ «إله» از ریشهٔ «أ‌ل‌ه»؛ اسم مجرور با «عن» و «نا» ضمیر ملکی؛ به معنای «معبودهای ما».
لَولا: حرف امتناع برای وجود؛ به معنای «اگر … نبود» یا در اینجا «اگر … نمی‌کردیم».
أَن: حرف مصدری و نصب؛ جملهٔ پس از خود را به مصدر تأویل می‌کند.
صَبَرنا: از ریشهٔ «ص‌ب‌ر»؛ فعل ماضی، متکلم مع الغیر؛ «نا» فاعل؛ به معنای «شکیبایی کردیم» یا «پایداری ورزیدیم».
عَلَيها: «على» حرف جر و «ها» ضمیر پیوسته؛ به معنای «بر آن‌ها»؛ مرجع «ها» آلهه است.


وَسَوفَ يَعلَمونَ حينَ يَرَونَ العَذابَ مَن أَضَلُّ سَبيلًا

و هنگامی که عذاب را ببینند، خواهند دانست چه کسی گمراه‌تر است.

وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».
سَوفَ: حرف استقبال؛ به معنای «به‌زودی» یا «خواهند».
يَعلَمونَ: از ریشهٔ «ع‌ل‌م»؛ فعل مضارع، جمع مذکر غایب، مرفوع با ثبوت نون؛ «واو» فاعل؛ به معنای «می‌دانند» یا با «سوف»: «خواهند دانست».
حينَ: از ریشهٔ «ح‌ی‌ن»؛ اسم زمان و ظرف؛ منصوب؛ به معنای «هنگامی که».
يَرَونَ: از ریشهٔ «ر‌أ‌ی»؛ فعل مضارع، جمع مذکر غایب، مرفوع با ثبوت نون؛ «واو» فاعل؛ به معنای «می‌بینند».
العَذابَ: از ریشهٔ «ع‌ذ‌ب»؛ اسم معرفه و مفعولٌ‌به، منصوب؛ به معنای «عذاب».
مَن: اسم استفهام؛ در اینجا به معنای «چه کسی».
أَضَلُّ: از ریشهٔ «ض‌ل‌ل»؛ اسم تفضیل، مرفوع؛ به معنای «گمراه‌تر».
سَبيلًا: از ریشهٔ «س‌ب‌ل»؛ اسم تمییز، منصوب؛ به معنای «از نظر راه»؛ ترکیب «أضل سبیلًا» یعنی «گمراه‌تر از نظر راه» یا «گمراه‌تر».

Nach oben scrollen