025-022-044-فرقان

« Back to Glossary Index
زمانی که آنان، آن ملكها را ببینند، برای آن گناهکاران مژده ای نخواهد بود، بلکه میگویند، چه میشود که از این عذاب ها دور باشیم (۲۲)
يَومَ يَرَونَ المَلائِكَةَ لا بُشرىٰ يَومَئِذٍ لِلمُجرِمينَ وَيَقولونَ حِجرًا مَحجورًا

روزی که فرشتگان را می‌بینند، در آن روز برای گناهکاران هیچ مژده‌ای نیست و می‌گویند: «پناهی ممنوع و دست‌نیافتنی است.»

يَومَ يَرَونَ المَلائِكَةَ

روزی که فرشتگان را می‌بینند.

يَومَ
ریشه: ی‌و‌م؛ اسم زمان، منصوب و ظرف زمان؛ به معنای «روز».

يَرَونَ
ریشه: ر‌أ‌ی؛ فعل مضارع، صیغهٔ سوم شخص جمع مذکر، از «رَأى»؛ به معنای «می‌بینند».

المَلائِكَةَ
ریشه: م‌ل‌ک؛ اسم جمع، مفعولٌ‌به و منصوب؛ جمع «مَلَك»؛ به معنای «فرشتگان».


لا بُشرىٰ يَومَئِذٍ لِلمُجرِمينَ

در آن روز برای گناهکاران هیچ مژده‌ای نیست.

لا
حرف نفی جنس؛ برای نفی کامل جنس اسم پس از خود می‌آید؛ به معنای «هیچ … نیست».

بُشرىٰ
ریشه: ب‌ش‌ر؛ اسم، در جایگاه اسم «لا» و منصوب؛ به معنای «مژده» و «خبر خوش».

يَومَئِذٍ
ترکیب «يَومَ» و «إذ»؛ «يَومَ» ظرف زمان و «إذ» برای اشاره به زمان گذشته یا موقعیتی معین؛ به معنای «در آن روز».

لِلمُجرِمينَ
ریشه: ج‌ر‌م؛ «لام» حرف جر و «المجرمين» اسم مجرور؛ جمع «مُجرِم»؛ به معنای «برای گناهکاران» یا «برای مجرمان».


وَيَقولونَ حِجرًا مَحجورًا

و می‌گویند: «پناهی ممنوع و دست‌نیافتنی است.»

وَ
حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ به معنای «و».

يَقولونَ
ریشه: ق‌و‌ل؛ فعل مضارع، صیغهٔ سوم شخص جمع مذکر، از «قال»؛ به معنای «می‌گویند».

حِجرًا
ریشه: ح‌ج‌ر؛ اسم، منصوب؛ به معنای «منع»، «پناه» یا «حفاظت»؛ در اینجا ندایی برای طلب پناه و دور کردن چیزی ناگوار است.

مَحجورًا
ریشه: ح‌ج‌ر؛ اسم مفعول از «حَجَرَ»؛ منصوب و تأکیدکنندهٔ معنای «حِجرًا»؛ به معنای «ممنوع»، «محفوظ از دسترس» یا «دور داشته‌شده».

«حِجْرًا مَحْجُورًا» یعنی چه؟

این عبارت در اصل یک جملهٔ دعایی و بازدارنده است و معنای کلی آن چنین است:

«دور و ممنوع باد!»
«پناه و مانعی باشد که نزدیک‌شدن به آن ممکن نباشد!»
«حفاظتی نفوذناپذیر میان ما و آن چیز قرار گیرد!»

معنای دقیق آن به بافت جمله بستگی دارد.

کاربرد قرآنی

این ترکیب در قرآن دو بار آمده است:

  1. در سورهٔ فرقان، آیهٔ ۲۲:

وَیَقُولُونَ حِجْرًا مَحْجُورًا
«و [فرشتگان یا مجرمان] می‌گویند: دور و ممنوع باد!»

  1. در سورهٔ فرقان، آیهٔ ٥٣:

وَهُوَ ٱلَّذِى مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ هَٰذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا ‎﴿٥٣﴾
این کاربرد از همان ریشهٔ «ح‌ج‌ر» است، هرچند ترکیب کامل «حِجرًا محجورًا» در آیهٔ دیگری آمده است.

در آیهٔ سورهٔ فرقان، هنگامی که گناهکاران فرشتگان یا عذاب را می‌بینند، از سرِ ترس و بی‌فایدگی می‌گویند:

«حِجْرًا مَحْجُورًا»

یعنی چیزی مانند:

«به ما نزدیک نشوید!»
«میان ما و شما حریمی ممنوع و نفوذناپذیر باشد!»
«پناه می‌خواهیم؛ دست از ما بردارید!»

اما این درخواست پذیرفته نمی‌شود و در ادامه گفته می‌شود که آن روز برای آنان روزی سخت خواهد بود.


ریشهٔ واژه

هر دو واژه از ریشهٔ عربی ح‌ج‌ر هستند.

۱. «حِجْر»

«حِجْر» در عربی معانی گوناگونی دارد که همه به مفهوم مرکزیِ بازداشتن و ایجاد حدّ و مانع مربوط‌اند:

  • منع و بازداشتن
  • حفاظ و پناه
  • حریم ممنوع
  • محدوده‌ای که ورود به آن جایز نیست
  • عقل و خرد؛ چون عقل انسان را از کارهای نادرست بازمی‌دارد
  • دامان یا سرپرستی
  • سنگ؛ زیرا سنگ مانعی سخت و استوار است

از همین واژه‌هاست:

  • حِجْرِ اسماعیل: محدوده‌ای محصور در کنار کعبه
  • حَجَر: سنگ
  • حُجْره: اتاقک یا فضای محصور
  • تحجیر: سنگ‌چین کردن و محدود کردن
  • محجور: کسی یا چیزی که از تصرف یا دسترسی محروم شده است

۲. «مَحْجُور»

«مَحْجُور» اسم مفعول از فعل حَجَرَ یا حَجَرَ عَلَی است؛ یعنی:

  • منع‌شده
  • ممنوع‌شده
  • محصورشده
  • دور نگه‌داشته‌شده
  • دسترسی‌ناپذیر

پس از نظر لفظی:

حِجْرًا مَحْجُورًا
یعنی: «حریمی ممنوع و منع‌شده» یا «مانعی نفوذناپذیر و دسترسی‌ناپذیر»


چرا «حِجر» و «محجور» کنار هم آمده‌اند؟

این ترکیب از نظر عربی نوعی تأکید لفظی دارد. واژهٔ دوم معنای واژهٔ اول را تقویت می‌کند؛ مانند:

«ممنوعیتی قطعی و نفوذناپذیر»
«حریمی کاملاً بسته و غیرقابل عبور»

برخی زبان‌شناسان آن را یک تعبیر تثبیت‌شده و رایج در زبان عربی قدیم دانسته‌اند؛ چیزی شبیه جمله‌هایی که برای اعلام پناه‌گرفتن، دفع خطر یا ممنوع‌کردن نزدیک‌شدن به کار می‌رفته‌اند.


معناهای احتمالی در فارسی

با توجه به موقعیت، می‌توان آن را این‌گونه ترجمه کرد:

  • پناه می‌خواهم؛ نزدیک نشو!
  • دور باد!
  • ممنوع و دست‌نیافتنی باد!
  • میان ما و آن خطر حریمی نفوذناپذیر باشد!
  • به پناه خدا، از آن دورم!
  • حریم ممنوع!
  • دست‌درازی به آن ممنوع است!

بنابراین، ترجمهٔ واحدی که در همهٔ موقعیت‌ها دقیق باشد وجود ندارد. معنای بنیادی عبارت، درخواست یا اعلام یک حریمِ بازدارنده برای جلوگیری از نزدیک‌شدنِ خطر یا شخصی ناخواسته است.

Nach oben scrollen