025-021-044-فرقان

« Back to Glossary Index
و کسانی که امید ملاقات ما را ندارند گفتند، چرا ملک هائی که طبق مطالب قرآن بر محمد نازل میشود، بر ما نازل نمی شود (توقع داشتند که همانطور که محمد، هم مانند آنان بشری می باشد، ملائکه بر ایشان نیز نازل شود) و یا چرا پروردگار خود را نمی بینیم؟ واقعاً آنان چگونه در دل خو ، خود را بزرگ دانسته اند و چه سرکشی بزرگی کرده اند (یعنی چه توقع بزرگتر از لیاقتِ خود را دارند) (۲۱)
وَقالَ الَّذينَ لا يَرجونَ لِقاءَنا لَولا أُنزِلَ عَلَينَا المَلائِكَةُ أَو نَرىٰ رَبَّنا ۗ لَقَدِ استَكبَروا في أَنفُسِهِم وَعَتَوا عُتُوًّا كَبيرًا

و کسانی که به دیدار ما امید ندارند، گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نمی‌شوند یا پروردگارمان را نمی‌بینیم؟» آنان در دل‌های خود تکبّر ورزیدند و سرکشی بزرگی کردند.

وَقالَ الَّذينَ لا يَرجونَ لِقاءَنا

و کسانی که به دیدار ما امید ندارند، گفتند.

وَقالَ: ریشهٔ «ق‌و‌ل»؛ فعل ماضی، مفرد مذکر غایب؛ یعنی گفت، بیان کرد.
الَّذينَ: اسم موصول، جمع مذکر؛ یعنی کسانی که، آنان که.
لا: حرف نفی؛ برای نفی فعل مضارع آمده است.
يَرجونَ: ریشهٔ «ر‌ج‌و»؛ فعل مضارع، جمع مذکر غایب، از «رَجا»؛ یعنی امید دارند، انتظار دارند.
لِقاءَنا: «لِقاء» از ریشهٔ «ل‌ق‌ی»، مصدر و اسم؛ به معنای دیدار و ملاقات؛ «نا» ضمیر متصل، مضاف‌الیه، به معنای ما؛ مجموعاً یعنی دیدار ما.


لَولا أُنزِلَ عَلَينَا المَلائِكَةُ أَو نَرىٰ رَبَّنا

چرا فرشتگان بر ما نازل نمی‌شوند یا پروردگارمان را نمی‌بینیم؟

لَولا: حرف تحضیض و اعتراض؛ در اینجا به معنای «چرا … نمی‌شود؟» است.
أُنزِلَ: ریشهٔ «ن‌ز‌ل»؛ فعل ماضی مجهول، مفرد مذکر؛ یعنی نازل شد یا فرود آورده شد.
عَلَينَا: «عَلى» حرف جر؛ «نا» ضمیر متصل؛ یعنی بر ما.
المَلائِكَةُ: جمع «مَلَك»؛ اسم، جمع مکسر، مرفوع و نائب‌فاعل؛ یعنی فرشتگان.
أَو: حرف عطف؛ یعنی یا.
نَرىٰ: ریشهٔ «ر‌أ‌ی»؛ فعل مضارع، متکلم مع‌الغیر؛ یعنی می‌بینیم.
رَبَّنا: «رَبّ» اسم، منصوب و مفعول‌به؛ به معنای پروردگار؛ «نا» ضمیر متصل و مضاف‌الیه؛ یعنی پروردگارمان.


لَقَدِ استَكبَروا في أَنفُسِهِم

آنان در دل‌های خود تکبّر ورزیدند.

لَقَدِ: «لَ» حرف تأکید و «قَد» حرف تحقیق؛ بر تحقق قطعی فعل ماضی دلالت دارد؛ یعنی به‌راستی و قطعاً.
استَكبَروا: ریشهٔ «ک‌ب‌ر»؛ فعل ماضی، جمع مذکر غایب، از باب استفعال؛ یعنی تکبّر ورزیدند، خود را بزرگ پنداشتند.
في: حرف جر؛ یعنی در.
أَنفُسِهِم: «أَنفُس» جمع «نَفس»؛ اسم مجرور به «في»؛ «هِم» ضمیر متصل و مضاف‌الیه؛ یعنی خودشان، در درون خود.


وَعَتَوا عُتُوًّا كَبيرًا

و سرکشی بزرگی کردند.

وَ: حرف عطف؛ یعنی و.
عَتَوا: ریشهٔ «ع‌ت‌و»؛ فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ یعنی سرکشی کردند، از فرمان حق تجاوز کردند.
عُتُوًّا: ریشهٔ «ع‌ت‌و»؛ مصدر، منصوب و مفعول مطلق؛ یعنی سرکشی و طغیان؛ برای تأکید بر شدت سرکشی آمده است.
كَبيرًا: ریشهٔ «ک‌ب‌ر»؛ صفت، منصوب؛ یعنی بزرگ، شدید و بسیار زیاد؛ در اینجا بیانگر شدت سرکشی است.

Nach oben scrollen