| ببین که چگونه این سخنان را برای تو گفته اند، تا از راه گم شوند و نتوانند راه صحیح بدست آورند؟ !(یعنی تلاش اشخاصِ مجادل برای اینگونه دليل ها و نسبت ها به کسی که راه تربیتی صحیحی آورده، جز باعثِ گمراهی بیشتر خودشان نمی شود) (۹) |
| انظُر كَيفَ ضَرَبوا لَكَ الأَمثالَ فَضَلّوا فَلا يَستَطيعونَ سَبيلًا ببین چگونه برای تو مَثَلها زدند؛ پس گمراه شدند و نمیتوانند راهی بیابند. انظُر كَيفَ ضَرَبوا لَكَ الأَمثالَببین چگونه برای تو مَثَلها زدند. انظُر: از ریشهٔ «نظر»؛ فعل امر، دومشخص مفرد مذکر، از «نَظَرَ ـ يَنظُرُ»؛ نگاه کن، ببین، توجه کن. كَيفَ: اسم استفهام؛ در اینجا به معنای «چگونه» و بیانگر چگونگی انجام کار. ضَرَبوا: از ریشهٔ «ضرب»؛ فعل ماضی، سومشخص جمع مذکر، از «ضَرَبَ ـ يَضرِبُ»؛ زدند، بیان کردند، مطرح کردند. در اینجا «مَثَل آوردند» یا «نمونه و وصفی بیان کردند» معنا میدهد. لَكَ: «لِـ» حرف جر به معنای «برای» یا «دربارهٔ» و «كَ» ضمیر پیوسته، دومشخص مفرد مذکر، به معنای «تو»؛ برای تو، دربارهٔ تو. الأَمثالَ: از ریشهٔ «مثل»؛ جمع «مَثَل» یا «مِثل»؛ اسم معرفه و مفعولبه منصوب با علامت فتحه؛ مَثَلها، تشبیهها، وصفها و نمونهها. فَضَلّواپس گمراه شدند. فَ: حرف عطف یا نتیجه؛ پس، بنابراین. ضَلّوا: از ریشهٔ «ضلل»؛ فعل ماضی، سومشخص جمع مذکر، از «ضَلَّ ـ يَضِلُّ»؛ گمراه شدند، راه را گم کردند، از حقیقت دور شدند. فَلا يَستَطيعونَ سَبيلًاپس نمیتوانند راهی بیابند. فَ: حرف عطف و نتیجه؛ پس، بنابراین. لا: حرف نفی؛ نمی، نه. يَستَطيعونَ: از ریشهٔ «طوع»؛ فعل مضارع، سومشخص جمع مذکر، از «اِستَطاعَ ـ يَستَطيعُ»؛ توانایی ندارند، نمیتوانند. «واو» نشانهٔ فاعل جمع مذکر و «نون» نشانهٔ رفع فعل مضارع است. سَبيلاً: از ریشهٔ «سبل»؛ اسم نکره و مفعولبه منصوب با علامت فتحه؛ راه، مسیر، شیوه. در اینجا در ساختار «لا يستطيعون سبيلًا» به معنای «راهی نمییابند» یا «راهی نمیتوانند پیدا کنند» است. |
025-009-044-فرقان
« Back to Glossary Index
