| همچنین گفتند، او از دیگران تقاضا کرده که افسانه های نوشته شده ی پیشینیان را بر او بخوانند و آنها بر او، هر صبح و شام خوانده میشود، تا او آنها را در ذهنِ خود ثبت نماید (مقصود از افسانه های پیشین، افسانه های تورات و انجیل است که عملاً میبینیم قرآن آنها را چون بوسيله پیشوایان مذهبی یهود و نصاری تحریف شده بود ، تصحیح کرده است و باید دانست که مترجمین قرآن، بواسطه عدم رجوع به کتاب لغت، فقط روی محفوظات سطحی خود فعل «اكتتب» را«نوشت» معنی کرده اند در صورتیکه معنای مناسب آن «تقاضا کرد تا نوشته ای را بر او بخواند » میباشد و همین ترجمه غلط مترجمین، باعث ایرادهائی به پیغمبر اسلام و قرآن شده است) (۵) |
| وَقالوا أَساطيرُ الأَوَّلينَ اكتَتَبَها فَهِيَ تُملىٰ عَلَيهِ بُكرَةً وَأَصيلًا و گفتند: «اینها افسانههای پیشینیان است که آنها را نوشته است؛ پس آنها صبحگاهان و شامگاهان بر او خوانده میشوند.» وَقالوا أَساطيرُ الأَوَّلينَو گفتند: «اینها افسانههای پیشینیان است.» وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». قالوا: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «قول»؛ به معنای «گفتند». «واو» در پایان، ضمیر متصل و فاعل جمع مذکر غایب است. أَساطيرُ: اسم جمع؛ به معنای «افسانهها، داستانهای ساختگی»؛ مرفوع و مبتدا یا خبر، با نشانهٔ ضمهٔ آشکار. مفرد آن «أُسطورة» است. الأَوَّلينَ: اسم؛ از ریشهٔ «أول»؛ به معنای «پیشینیان، گذشتگان». صفت برای «أساطير» و مجرور به اضافه، با نشانهٔ یاء؛ چون جمع مذکر سالم است. اكتَتَبَها فَهِيَ تُملىٰ عَلَيهِ بُكرَةً وَأَصيلًاآنها را نوشته است؛ پس آنها صبحگاهان و شامگاهان بر او خوانده میشوند. اكتَتَبَ: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «کتب» و باب افتعال؛ به معنای «نوشت، نوشته کرد یا از کسی خواست بنویسد». فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است. ها: ضمیر متصل؛ در محل نصب، مفعولبه؛ به معنای «آنها» و اشاره به «أساطير» دارد. فَ: حرف عطف یا نتیجه؛ به معنای «پس، بنابراین». هِيَ: ضمیر منفصل مؤنث مفرد؛ در محل رفع، مبتدا؛ به معنای «آنها»؛ در اینجا به «أساطير» بازمیگردد. تُملىٰ: فعل مضارع مجهول؛ از ریشهٔ «ملو»؛ به معنای «خوانده میشود، املا میشود». فاعل آن «أساطير» است و به همین دلیل فعل به صورت مؤنث مفرد آمده است. عَلَيهِ: «على» حرف جر به معنای «بر» و «هِ» ضمیر متصل در محل جر؛ به معنای «بر او». ضمیر «هِ» به پیامبر اشاره دارد. بُكرَةً: قید زمان؛ به معنای «صبحگاهان، بامداد»؛ منصوب. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». أَصيلًا: قید زمان؛ به معنای «شامگاهان، عصرگاه»؛ منصوب و معطوف به «بُكرةً». |
025-005-044-فرقان
« Back to Glossary Index
