| پس ما تقاضای او را پذیرفتیم و او را از آن اندوه نجات دادیم و اینگونه مؤمنان را چنین نجات میدهیم (مقصود از صاحب آن ماهی یونس پیغمبر است که داستان مفصل آن با اندک تحریفی در کتاب يونس یکی از کتب مذهبی یهود است و در سوره های یونس و انعام و صافات و قلم حقیقت داستان او هست و او پیغمبری از مردم نینوا بود که عددشان صد هزار نفر بود چون سخن او را نپذیرفتند و مسخره اش کردند بجای اینکه مانند صبوران فوق صبر کند از میان آنان بدون اجازه الله فرار کرد و به کنار دریای مدیترانه آمد تا سوار کشتی شود و به غرب مديترانه برود که دریا طوفانی شد و مجبور شدند برای آنکه کشتی سبک تر شود و غرق نشود یکی را به دریا اندازند قرعه بنام يونس افتاد و او را به دریا انداختند و ماهی ای او را بلعید و او در تاریکیهای شکم او و دریا به درگاه الله توبه نمود و به اراده الله ماهی به ساحل افتاد و يونس به خواست الله از شکم ماهی بیرون آمد و پس از آنکه بهبودی یافت دوباره بسوی نینوا به ماموریت پیغمبری خود پرداخت و مردم نینوا که از داستانش با خبر شدند از معجزه ای که درباره او دیدند همه ایمان آوردند و داستان او استثنائی است در میان پیغمبران که بجای آنکه مردم در اثر کفران نبوت به عذاب دچار شوند پیغمبرشان عذاب دید و آنان ایمان آوردند و این میرساند که پیغمبران و کسانی که مورد وحی قرار میگیرند و در عین حال که پیغام ایشان عین هم میباشد اوضاع و احوال مختلف و احساسات و افکار گوناگون دارند ) (۸۸) |
| فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ پس دعای او را اجابت کردیم و او را از اندوه نجات دادیم؛ و اینگونه مؤمنان را نجات میدهیم. فَاسْتَجَبْنَا لَهُپس دعای او را اجابت کردیم. فَـ: حرف عطف یا نتیجه؛ به معنای «پس» یا «بنابراین». اسْتَجَبْنَا: از ریشهٔ «ج و ب»؛ فعل ماضی، باب استفعال، متکلم معالغیر؛ به معنای «اجابت کردیم» یا «پاسخ پذیرفتیم». «نا» در پایان، فاعل و به معنای «ما» است. لَهُ: «لِـ» حرف جر، به معنای «برای» یا «به»؛ «هُ» ضمیر پیوسته، سومشخص مفرد مذکر، به معنای «او». در مجموع: «دعای او را» یا «به او». وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّو او را از اندوه نجات دادیم. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». نَجَّيْنَاهُ: از ریشهٔ «ن ج و»؛ فعل ماضی، باب تفعیل؛ «نا» فاعل، به معنای «ما»، و «هُ» مفعولبه، به معنای «او»؛ به معنای «او را نجات دادیم». مِنَ: حرف جر؛ به معنای «از». الْغَمِّ: از ریشهٔ «غ م م»؛ اسم معرفه با «ال» و مجرور به سبب «مِن»؛ به معنای «اندوه»، «غم» یا «گرفتاری شدید». وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَو اینگونه مؤمنان را نجات میدهیم. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». كَذَٰلِكَ: ترکیبی از «کَـ» تشبیه و «ذَٰلِکَ» اسم اشاره؛ به معنای «اینگونه»، «همینطور» یا «به همین شیوه». نُنْجِي: از ریشهٔ «ن ج و»؛ فعل مضارع، باب تفعیل، متکلم معالغیر؛ به معنای «نجات میدهیم» یا «نجات میبخشیم». الْمُؤْمِنِينَ: از ریشهٔ «أ م ن»؛ اسم فاعل از «آمَنَ»، جمع مذکر سالم، منصوب به عنوان مفعولبه؛ به معنای «مؤمنان» یا «ایمانآورندگان». |
021-088-075-أنبياء
« Back to Glossary Index
