| و این گفتاریست که از آن نزدیک است، آسمانها از هم بپاشند و زمین شکاف شکاف گردد و کوهها سخت فرو ریزند (۹۰) |
| تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرنَ مِنهُ وَتَنشَقُّ الأَرضُ وَتَخِرُّ الجِبالُ هَدًّا نزدیک است آسمانها از آن بشکافند، و زمین از هم باز شود، و کوهها سخت فرو ریزند. تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرنَ مِنهُنزدیک است آسمانها از آن بشکافند. تَكادُ: ریشه «ك و د»، فعل مضارع ناقص از «كادَ»، مفرد مؤنث غایب؛ معنای «نزدیک است»، «در آستانه است». السَّماواتُ: ریشه «س م و»، اسم جمع مؤنث معرفه با «ال»، مرفوع و اسم «تَكادُ»؛ معنای «آسمانها». يَتَفَطَّرنَ: ریشه «ف ط ر»، فعل مضارع از باب تفعّل، مبنی بر سکون به سبب اتصال نون نسوه، و نون نسوه فاعل؛ معنای «میشکافند»، «از هم میدرند». مِنهُ: «مِن» حرف جر، و «هُ» ضمیر متصل در محل جر؛ معنای «از آن»، «به سبب آن». وَتَنشَقُّ الأَرضُو زمین از هم باز شود. وَ: حرف عطف؛ معنای «و». تَنشَقُّ: ریشه «ش ق ق»، فعل مضارع از باب انفعال، مفرد مؤنث غایب؛ معنای «شکافته میشود»، «از هم باز میشود». الأَرضُ: ریشه «أ ر ض»، اسم مفرد مؤنث معرفه با «ال»، مرفوع و فاعل؛ معنای «زمین». وَتَخِرُّ الجِبالُ هَدًّاو کوهها سخت فرو ریزند. وَ: حرف عطف؛ معنای «و». تَخِرُّ: ریشه «خ ر ر»، فعل مضارع، مفرد مؤنث غایب؛ معنای «فرو میریزد»، «سقوط میکند». الجِبالُ: ریشه «ج ب ل»، اسم جمع مکسر معرفه با «ال»، مرفوع و فاعل؛ معنای «کوهها». هَدًّا: ریشه «ه د د»، مصدر منصوب و مفعول مطلق برای تأکید؛ معنای «فرو ریختنی سخت»، «درهمشکستن شدید». |
019-090-047-مريم
« Back to Glossary Index
