| و عیسویان منحرف و بت پرستان مکه و امثال آنان گفتند، آن رحمان (بخشنده قوانین جهان به نفع انسان با چنین قدرت و وسعتی) برای خود فرزندی گرفته (۸۸) |
| وَقالُوا اتَّخَذَ الرَّحمٰنُ وَلَدًا و گفتند: «[خدای] رحمان فرزندی گرفته است.» وَقالُواو گفتند. وَ: حرف عطف، پیونددهندهٔ این جمله با جملهٔ پیشین، به معنای «و». قالُوا: فعل ماضی، مبنی بر ضم به سبب پیوستن واو جماعت، از ریشهٔ «ق و ل»، به معنای «گفتند». واو، ضمیر متصل در محل رفع فاعل و به معنای «آنان» است. اتَّخَذَ الرَّحمٰنُ وَلَدًارحمان فرزندی گرفته است. اتَّخَذَ: فعل ماضی، مبنی بر فتح، از ریشهٔ «أ خ ذ»، باب افتعال، به معنای «گرفتن، برگزیدن، اختیار کردن و برای خود قرار دادن». الرَّحمٰنُ: فاعل مرفوع، با علامت رفع ضمهٔ ظاهر، از ریشهٔ «ر ح م»، نامی از نامهای الله و به معنای «بسیار مهربان، دارای رحمت گسترده». وَلَدًا: مفعولبه منصوب، با علامت نصب فتحهٔ ظاهر، از ریشهٔ «و ل د»، به معنای «فرزند»، خواه پسر باشد یا دختر. |
019-088-047-مريم
« Back to Glossary Index
