019-084-047-مريم

« Back to Glossary Index
پس بر علیه ایشان شتاب مکن، زیرا ما برای ایشان حسابهائی داریم که میشماریم (معلوم میشود پیغمبر اسلام به پروردگار عالم میگفت، چرا باید این بت پرستان این معجزات را ببینند و چرا نباید بواسطه مخالفتشان با حقیقت زودتر دچار بدبختیهای دنیائی نشوند) (84)
فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا

پس دربارهٔ آنان شتاب مکن؛ ما فقط روزها و مهلتشان را به دقت می‌شماریم.

فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ

پس بر آنان شتاب مکن.

فَ: حرف عطف یا استئناف، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ به معنای «پس» و بیانگر نتیجه یا پیوند با سخن پیشین است.

لَا: حرف نهی و جزم، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ برای بازداشتن و نهی کردن، به معنای «مکن».

تَعْجَلْ: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، علامت جزم آن سکون ظاهر بر آخر فعل؛ از ریشهٔ «ع ج ل» و باب ثلاثی مجرد «عَجِلَ يَعْجَلُ»، به معنای شتاب کردن، عجله ورزیدن و خواستنِ زودهنگامِ وقوع چیزی.

عَلَيْهِمْ: «عَلَى» حرف جر، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ به معنای «بر». «هُمْ» ضمیر متصل مبنی در محل جر با «على»، اشاره به آنان؛ جار و مجرور متعلق به «تعجل» و در اینجا به معنای شتاب‌زدگی دربارهٔ آنان و در کیفرشان است.


إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا

ما فقط برای آنان شمارشی دقیق می‌شماریم.

إِنَّمَا: ادات حصر، مرکب از «إِنَّ» و «ما»ی کافّه، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ معنای حصر می‌دهد: «جز این نیست که»، «فقط».

نَعُدُّ: فعل مضارع مرفوع، علامت رفع آن ضمهٔ ظاهر بر آخر فعل؛ از ریشهٔ «ع د د» و باب ثلاثی مجرد «عَدَّ يَعُدُّ»، به معنای شمردن، به حساب آوردن و دقیق برشمردن. فاعل آن ضمیر مستتر «نحن» است که به الله بازمی‌گردد.

لَهُمْ: «لِ» حرف جر، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ به معنای «برای». «هُمْ» ضمیر متصل مبنی در محل جر با لام، اشاره به آنان؛ جار و مجرور متعلق به «نعدّ» است.

عَدًّا: مفعول مطلق منصوب، علامت نصب آن فتحهٔ ظاهر؛ از ریشهٔ «ع د د» و مصدر فعل «عَدَّ»، به معنای «شمردنی دقیق و پی‌درپی». این واژه بر دقت و محدود بودن مهلت آنان دلالت دارد.

Nach oben scrollen