018-095-071-كهف

« Back to Glossary Index
او جواب داد قدرتی که پروردگار من به من داده بیشتر از اینهاست فقط شما در قوت کارگری بمن کمک کنید تا میان شما و آنها را هم مانعی قرار دهم (۹۵)
قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا

گفت: آنچه پروردگارم مرا در آن توانمند ساخته، بهتر است؛ پس مرا با نیرویی یاری کنید تا میان شما و میان آنان سدّی استوار قرار دهم.

قَالَ

گفت.

قَالَ: ریشه: «ق و ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است؛ معنی: گفت، بیان کرد.


مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ

آنچه پروردگارم مرا در آن توانمند ساخته، بهتر است.

مَا: اسم موصول به معنی «آنچه، چیزی که»؛ از نظر نحوی مبتدا است و جملهٔ «مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي» صلهٔ آن است.

مَكَّنِّي: ریشه: «م ك ن»؛ فعل ماضی باب تفعیل «مَكَّنَ» به معنی توانمند ساخت، قدرت و امکان داد، استوار کرد؛ «نِ» نونِ وقایه است؛ «ي» ضمیر متصلِ مفعولیِ اول، به معنی «مرا»؛ فاعل فعل، «رَبِّي» است.

فِيهِ: «فِي» حرف جر به معنی «در، در آن، نسبت به آن»؛ «هِ» ضمیر متصل مفرد مذکر، در محل جر به حرف جر؛ مرجع آن به «مَا» برمی‌گردد؛ معنی کلی: در آن، در مورد آن، در چیزی که.

رَبِّي: ریشه: «ر ب ب»؛ اسم «رَبّ» به معنی پروردگار، مالک، سرپرست، پرورش‌دهنده؛ از نظر نحوی فاعلِ «مَكَّنِّي» و مرفوع است، اما حرکت رفع پیش از یای متکلم به صورت تقدیری است؛ «ي» ضمیر متصل مضاف‌الیه، به معنی «من»؛ معنی: پروردگارم.

خَيْرٌ: ریشه: «خ ي ر»؛ اسم تفضیل یا اسم به معنی خیر و خوبی؛ از نظر نحوی خبرِ «مَا» و مرفوع است؛ معنی: بهتر، نیکوتر، خیر، سودمندتر.


فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ

پس مرا با نیرو یاری کنید.

فَأَعِينُونِي: «فَ» حرف عطف یا نتیجه، به معنی «پس»؛ «أَعِينُوا» فعل امر، دوم‌شخص جمع مذکر، از ریشهٔ «ع و ن» و باب افعال «أَعَانَ» به معنی یاری کردن، کمک کردن؛ فعل امر با اتصال به واو جماعت ساخته شده است؛ «واو» ضمیر فاعلی، به معنی «شما»؛ «نِ» نون وقایه؛ «ي» ضمیر متصل مفعولی، به معنی «مرا»؛ معنی کلی: پس مرا یاری کنید.

بِقُوَّةٍ: «بِـ» حرف جر به معنی «با، به وسیلهٔ»؛ «قُوَّةٍ» ریشه: «ق و ي»؛ اسم مجرور به حرف جر، با تنوین کسره؛ معنی: نیرو، توان، قدرت، امکانات، نیروی انسانی یا ابزار و مصالح لازم.


أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا

تا میان شما و میان آنان سدّی استوار قرار دهم.

أَجْعَلْ: ریشه: «ج ع ل»؛ فعل مضارع، اول‌شخص مفرد؛ در اینجا در جوابِ امر آمده و مجزوم است، با علامت جزمِ سکون؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنا» است؛ معنی: قرار دهم، بسازم، ایجاد کنم.

بَيْنَكُمْ: ریشه: «ب ي ن»؛ «بَيْنَ» ظرف مکان منصوب، به معنی میان، بین؛ «كُمْ» ضمیر متصل مضاف‌الیه، دوم‌شخص جمع، به معنی «شما»؛ معنی کلی: میان شما.

وَبَيْنَهُمْ: «وَ» حرف عطف، به معنی «و»؛ «بَيْنَ» ظرف مکان، معطوف به «بَيْنَكُمْ»؛ «هُمْ» ضمیر متصل مضاف‌الیه، سوم‌شخص جمع مذکر، به معنی «آنان»؛ معنی کلی: و میان آنان.

رَدْمًا: ریشه: «ر د م»؛ اسم منصوب، مفعول‌به برای «أَجْعَلْ»؛ معنی: سد، دیوارِ پرکنندهٔ شکاف، مانع محکم، بند و حائل استوار.

Nach oben scrollen