007-092-041-أعراف

« Back to Glossary Index
و گوئی تکذیب کنندگان شعیب در آن شهر اصلا نبودند آری آنان که شعيب را تکذیب کرده بودند خودشان زیان دیدند (۹۲)
الَّذينَ كَذَّبوا شُعَيبًا كَأَن لَم يَغنَوا فيهَا ۚ الَّذينَ كَذَّبوا شُعَيبًا كانوا هُمُ الخاسِرينَ

آنان که شعیب را تکذیب کردند، چنان بودند که گویی هرگز در آن [سرزمین] سکونت نداشته‌اند؛ آنان که شعیب را تکذیب کردند، خودشان زیان‌کاران بودند.

الَّذينَ كَذَّبوا شُعَيبًا كَأَن لَم يَغنَوا فيهَا

آنان که شعیب را تکذیب کردند، چنان بودند که گویی هرگز در آن [سرزمین] سکونت نداشته‌اند.

الَّذينَ
اسم موصول، جمع مذکر، مبنی بر فتح در محل رفع؛ از ریشهٔ مستقلی ندارد. معنا: کسانی که، آنان که.

كَذَّبوا
فعل ماضی، باب تفعیل، مبنی بر ضم به سبب اتصال واو جماعت؛ واو، ضمیر متصل در محل رفع فاعل است. ریشه: «ك ذ ب». معنا: تکذیب کردند، دروغ‌گو شمردند، نپذیرفتند.

شُعَيبًا
اسم عَلَم، مفرد مذکر، منصوب با فتحه؛ مفعول‌بهِ «كَذَّبوا». ریشه: «ش ع ب». معنا: شعیب، نام پیامبر الله.

كَأَن
حرف مشبّه بالفعل، برای تشبیه و تأکید؛ «كاف» برای تشبیه و «أَنَّ» حرف نصب و تأکید است. معنا: گویی، چنان‌که انگار.

لَم
حرف نفی و جزم و قلب؛ فعل مضارع را مجزوم می‌کند و معنای آن را به گذشته برمی‌گرداند. معنا: نکردند، هرگز نکردند.

يَغنَوا
فعل مضارع، مجزوم به «لَم» با حذف نون؛ از افعال پنج‌گانه، واو جماعت فاعل است. ریشه: «غ ن ي». معنا: سکونت نداشتند، اقامت نکردند، زندگی و رفاه نیافتند.

فيهَا
«في» حرف جر؛ «ها» ضمیر متصل در محل جر با «في». معنا: در آن، در آن سرزمین.


الَّذينَ كَذَّبوا شُعَيبًا كانوا هُمُ الخاسِرينَ

آنان که شعیب را تکذیب کردند، خودشان زیان‌کاران بودند.

الَّذينَ
اسم موصول، جمع مذکر، مبنی بر فتح در محل رفع؛ از ریشهٔ مستقلی ندارد. معنا: کسانی که، آنان که.

كَذَّبوا
فعل ماضی، باب تفعیل، مبنی بر ضم به سبب اتصال واو جماعت؛ واو، ضمیر متصل در محل رفع فاعل است. ریشه: «ك ذ ب». معنا: تکذیب کردند، دروغ‌گو شمردند، نپذیرفتند.

شُعَيبًا
اسم عَلَم، مفرد مذکر، منصوب با فتحه؛ مفعول‌بهِ «كَذَّبوا». ریشه: «ش ع ب». معنا: شعیب، نام پیامبر الله.

كانوا
فعل ماضی ناقص، مبنی بر ضم به سبب اتصال واو جماعت؛ واو، ضمیر متصل در محل رفع اسم «كان» است. ریشه: «ك و ن». معنا: بودند، شدند.

هُم
ضمیر منفصل، جمع مذکر، مبنی بر سکون در محل رفع؛ ضمیر فصل برای تأکید و اختصاص. معنا: آنان، خودِ آنان.

الخاسِرينَ
اسم فاعل، جمع مذکر سالم، منصوب با یاء؛ خبر «كان». ریشه: «خ س ر». معنا: زیان‌کاران، کسانی که دچار خسارت و تباهی شدند.

Nach oben scrollen