005-101-114-مائدة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، از چیزهایی که حس میکنید، اگر برای شما آشکار گردد، بر ضرر شما تمام میشود نپرسید و اگر اینها را هنگامی که قرآن نازل میشود، بپرسید، برای شما از طریق وحی آشکار خواهد شد، الله از جواب سئوالات بی مورد و ضرردار شما که بدون توجه به آیات قرآن کرده اید، چشم پوشید و الله گناه بخشی است بردبار (۱۰۱)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا الله عَنْهَا وَالله غَفُورٌ حَلِيمٌ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار شوند، شما را اندوهگین می‌کنند؛ و اگر هنگام نازل شدن قرآن از آن‌ها بپرسید، برای شما آشکار می‌شوند. الله از آن‌ها گذشت کرده است، و الله بسیار آمرزنده و بردبار است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از چیزهایی نپرسید.

يَا
حرف ندا است؛ برای صدا زدن و خطاب کردن به کار می‌رود و معنای «ای» می‌دهد.

أَيُّهَا
«أَيُّ» منادا و مبنی بر ضم است؛ برای خطابِ افرادِ نامعیّن می‌آید. «هَا» حرف تنبیه است و توجه مخاطب را جلب می‌کند؛ مجموعاً معنای «ای» دارد.

الَّذِينَ
اسم موصول، جمع مذکر، مبنی بر فتح در محل صفت یا بدل برای «أَيُّ» است؛ معنای آن «کسانی که» است.

آمَنُوا
از ریشهٔ «أ م ن»؛ فعل ماضی، جمع مذکر غایب، بر وزن «أَفْعَلَ» از باب إفعال است. «واو» ضمیر فاعل است؛ معنای آن «ایمان آوردند» است.

لَا
«لا»ی نهی است؛ بر سر فعل مضارع می‌آید و آن را مجزوم می‌کند؛ معنای آن «نکنید» یا «مکنید» است.

تَسْأَلُوا
از ریشهٔ «س أ ل»؛ فعل مضارع مخاطب، جمع مذکر، مجزوم به «لا»ی نهی و نشانهٔ جزم آن حذف نون است. «واو» فاعل است؛ معنای آن «نپرسید» است.

عَنْ
حرف جر است؛ معنای آن «از»، «دربارهٔ» یا «پیرامونِ» است.

أَشْيَاءَ
جمع «شَيْء» و از ریشهٔ «ش ي ء» است؛ اسم مجرور به «عَنْ» است، ولی به سبب ممنوع‌من‌الصرف بودن، نشانهٔ جر آن فتحه است. معنای آن «چیزها» یا «امور» است.

إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ

اگر برای شما آشکار شوند، شما را اندوهگین می‌کنند.

إِنْ
حرف شرط جازم است؛ معنای آن «اگر» است و فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند.

تُبْدَ
از ریشهٔ «ب د و» و فعل «أَبْدَى»؛ فعل مضارع مجهول، مجزوم به «إِنْ» و نشانهٔ جزم آن حذف حرف علّه است. معنای آن «آشکار شوند» یا «آشکار گردند» است.

لَكُمْ
«لِ» حرف جر به معنای «برای» است و «كُمْ» ضمیر متصلِ مخاطب، جمع مذکر، در محل جر است؛ مجموعاً یعنی «برای شما».

تَسُؤْكُمْ
از ریشهٔ «س و ء»؛ فعل مضارع، مجزوم در پاسخِ شرط، و «كُمْ» ضمیر متصل در محل نصب مفعول‌به است. معنای آن «شما را ناراحت می‌کنند»، «غمگینتان می‌سازند» یا «برای شما ناخوشایند می‌شوند» است.

وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ

و اگر هنگام نازل شدن قرآن از آن‌ها بپرسید، برای شما آشکار می‌شوند.

وَ
حرف عطف است؛ جمله را به جملهٔ پیشین پیوند می‌دهد و معنای «و» دارد.

إِنْ
حرف شرط جازم است؛ معنای آن «اگر» است.

تَسْأَلُوا
از ریشهٔ «س أ ل»؛ فعل مضارع مخاطب، جمع مذکر، مجزوم به «إِنْ» و نشانهٔ جزم آن حذف نون است. «واو» فاعل است؛ معنای آن «بپرسید» است.

عَنْهَا
«عَنْ» حرف جر است و «هَا» ضمیر متصل مؤنث در محل جر است که به «أشياء» بازمی‌گردد؛ معنای آن «از آن‌ها» یا «دربارهٔ آن چیزها» است.

حِينَ
اسم زمان و ظرف زمان منصوب است؛ معنای آن «هنگامِ»، «وقتی که» یا «در زمانی که» است.

يُنَزَّلُ
از ریشهٔ «ن ز ل» و فعل «نَزَّلَ»؛ فعل مضارع مجهول، مفرد مذکر غایب و مرفوع است. معنای آن «نازل می‌شود» یا «فرو فرستاده می‌شود» است.

الْقُرْآنُ
از ریشهٔ «ق ر أ»؛ اسم خاص و فاعلِ مرفوعِ فعل مجهول «يُنَزَّلُ» است. معنای آن «قرآن» است.

تُبْدَ
از ریشهٔ «ب د و» و فعل «أَبْدَى»؛ فعل مضارع مجهول، مجزوم در پاسخِ شرط و نشانهٔ جزم آن حذف حرف علّه است. معنای آن «آشکار می‌شوند» است.

لَكُمْ
«لِ» حرف جر به معنای «برای» و «كُمْ» ضمیر متصل مخاطب، جمع مذکر، در محل جر است؛ معنای آن «برای شما» است.

عَفَا الله عَنْهَا

الله از آن‌ها گذشت کرده است.

عَفَا
از ریشهٔ «ع ف و»؛ فعل ماضی، مفرد مذکر غایب است. معنای آن «گذشت کرد»، «بخشید» یا «مؤاخذه نکرد» است.

الله
اسم جلاله و فاعلِ مرفوعِ «عَفَا» است؛ معنای آن «الله» است.

عَنْهَا
«عَنْ» حرف جر و «هَا» ضمیر متصل مؤنث در محل جر است که به «أشياء» بازمی‌گردد؛ معنای آن «از آن‌ها» است.

وَالله غَفُورٌ حَلِيمٌ

و الله بسیار آمرزنده و بردبار است.

وَ
حرف عطف یا استیناف است؛ معنای آن «و» است.

الله
اسم جلاله، مبتدا و مرفوع است؛ معنای آن «الله» است.

غَفُورٌ
از ریشهٔ «غ ف ر»؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعُول» و خبرِ مرفوع است. معنای آن «بسیار آمرزنده» و «بسیار پوشانندهٔ گناهان» است.

حَلِيمٌ
از ریشهٔ «ح ل م»؛ صفت مشبهه و خبر دومِ مرفوع یا صفت برای «غَفُور» است. معنای آن «بردبار»، «شتاب‌نکننده در کیفر» و «صاحب حلم» است.

Nach oben scrollen