005-091-114-مائدة

« Back to Glossary Index
به يقين شيطان میخواهد میان شما را به وسیله انواع مست کننده ها و انواع قمارها دشمنی و کینه افکند (مقصود از شیطان انواع شیطنت کاران است که میخواهند مردم را به فساد ها بکشانند و فریب دهند و رشته تمام انواع شیطنت کاران به روح شیطنت کاری میرسد که خالق عالم از جنس ضد ماده برای تحریک و فريب روح آدم اول به بهشت فرستاد و در اثر آن ایجاد استعدادی شیطانی در انسانها کرد و مقرر نمود، با تعلیم و تربیت جلوی اثرات آنرا بگیرند و اگر خود را تربیت بر طبق تعلیمات کتابهای آسمانی نکنند، گول میخورند و با خود به شیطنت کاری و فریب دیگران کشیده میشوند) و شما را بوسیله این دو از یاد آوردن الله و راهنمائیهایش و از نماز مقرره پنجگانه اسلام باز دارد، آیا شما حاضرید، برای یاد کردن الله و عمل صحیح نماز، از این دو چیز دست بردارید؟ (چون دو تای پلید دیگر باعث دشمنی و کینه و باز داشتن از نماز صحیح و به موقع و باز داشتن از یاد کردن الله نمی شود فقط دو تای اول به این صفات موصوف گردیده) (۹۱)
إِنَّما يُريدُ الشَّيطانُ أَن يوقِعَ بَينَكُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ فِي الخَمرِ وَالمَيسِرِ وَيَصُدَّكُم عَن ذِكرِ الله وَعَنِ الصَّلاةِ ۖ فَهَل أَنتُم مُنتَهونَ

شیطان فقط می‌خواهد به‌وسیلهٔ شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه بیفکند و شما را از یاد الله و از نماز بازدارد؛ پس آیا دست برمی‌دارید؟

إِنَّما يُريدُ الشَّيطانُ أَن يوقِعَ بَينَكُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ فِي الخَمرِ وَالمَيسِرِ

شیطان فقط می‌خواهد به‌وسیلهٔ شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه بیفکند.

إِنَّما
حرفِ حصر و تأکید است؛ از «إِنَّ» و «ما»ی بازدارنده تشکیل شده است؛ معنا: «فقط»، «جز این نیست که»، «همانا».

يُريدُ
ریشه: «ر و د»؛ فعل مضارع، مرفوع، از باب اِفعال: «أرادَ يُريدُ»؛ معنا: «می‌خواهد»، «اراده می‌کند».

الشَّيطانُ
ریشه: «ش ط ن»؛ اسم، مفرد، معرفه، مرفوع و فاعلِ «يُريدُ»؛ معنا: «شیطان»، «دورافتاده از خیر».

أَن
حرفِ نصب و مصدری است؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ معنا: «که»، «این‌که».

يوقِعَ
ریشه: «و ق ع»؛ فعل مضارع منصوب، از باب اِفعال: «أوقَعَ يُوقِعُ»؛ معنا: «بیفکند»، «واقع سازد»، «پدید آورد».

بَينَكُم
«بَينَ» اسمِ ظرفِ مکان و منصوب است و «كُم» ضمیر پیوسته در محل جرِ مضاف‌الیه؛ معنا: «میان شما»، «در بین شما».

العَداوَةَ
ریشه: «ع د و»؛ اسم، مفرد، مؤنث، معرفه و منصوب؛ مفعول‌بهِ «يوقِعَ»؛ معنا: «دشمنی»، «خصومت».

وَالبَغضاءَ
«وَ» حرف عطف است؛ «البَغضاءَ» ریشه: «ب غ ض»، اسم، مفرد، مؤنث، معرفه و منصوب، معطوف بر «العَداوَةَ»؛ معنا: «کینه»، «نفرت شدید».

فِي
حرف جر است؛ معنا: «در»، «به‌وسیلهٔ».

الخَمرِ
ریشه: «خ م ر»؛ اسم، مفرد، معرفه و مجرور به سبب «فِي»؛ معنا: «شراب مست‌کننده»، «مایع مست‌کننده».

وَالمَيسِرِ
«وَ» حرف عطف است؛ «المَيسِرِ» ریشه: «ي س ر»، اسم، مفرد، معرفه و مجرور، معطوف بر «الخَمرِ»؛ معنا: «قمار»، «بخت‌آزمایی».

وَيَصُدَّكُم عَن ذِكرِ الله وَعَنِ الصَّلاةِ

و شما را از یاد الله و از نماز بازمی‌دارد.

وَ
حرف عطف است؛ معنا: «و».

يَصُدَّكُم
ریشه: «ص د د»؛ فعل مضارع، منصوب، از «صَدَّ يَصُدُّ»؛ «كُم» ضمیر پیوسته در محل نصبِ مفعول‌به است؛ معنا: «شما را بازمی‌دارد»، «شما را منصرف می‌کند».

عَن
حرف جر است؛ معنا: «از»، «دور از».

ذِكرِ
ریشه: «ذ ك ر»؛ اسم، مفرد و مجرور به سبب «عَن»؛ معنا: «یاد»، «یادکردن»، «ذکر».

الله
نام ویژهٔ الله، مجرور به سبب اضافه شدن به «ذِكرِ»؛ معنا: «الله».

وَعَنِ
«وَ» حرف عطف است و «عَن» حرف جر؛ معنا: «و از».

الصَّلاةِ
ریشه: «ص ل و»؛ اسم، مفرد، مؤنث، معرفه و مجرور به سبب «عَن»؛ معنا: «نماز»، «نیایشِ مقرر».

فَهَل أَنتُم مُنتَهونَ

پس آیا دست برمی‌دارید؟

فَ
حرفِ پیوند و نتیجه است؛ معنا: «پس»، «بنابراین».

هَل
حرف استفهام است؛ معنا: «آیا».

أَنتُم
ضمیر جدا، جمع مذکر، در محل رفعِ مبتدا؛ معنا: «شما».

مُنتَهونَ
ریشه: «ن ه ي»؛ اسم فاعلِ جمع مذکر از فعل «اِنتهى يَنتهي»؛ مرفوع و خبرِ «أَنتُم»؛ معنا: «دست‌بردارندگان»، «بازایستادگان»، «کسانی که ترک می‌کنند».

Nach oben scrollen