005-078-114-مائدة

« Back to Glossary Index
کفران کنندگانی که از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسای پسر مریم، مورد نفرت قرار گرفتند (ملعون معرفی شدند) و آنان بواسطه نا فرمانی هائی بود که کردند و ستمهائی که میکردند (۷۸)
لُعِنَ الَّذينَ كَفَروا مِن بَني إِسرائيلَ عَلىٰ لِسانِ داوودَ وَعيسَى ابنِ مَريَمَ ۚ ذٰلِكَ بِما عَصَوا وَكانوا يَعتَدونَ

کسانی از بنی‌اسرائیل که کفر ورزیدند، بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدند؛ این به سبب آن بود که نافرمانی کردند و همواره از حد درمی‌گذشتند.

لُعِنَ الَّذينَ كَفَروا مِن بَني إِسرائيلَ عَلىٰ لِسانِ داوودَ وَعيسَى ابنِ مَريَمَ

کسانی از بنی‌اسرائیل که کفر ورزیدند، بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدند.

لُعِنَ
ریشه: «ل ع ن»؛ فعل ماضی مجهول، مفرد مذکر. معنای آن: لعنت شد، از رحمت دور گردانیده شد.

الَّذينَ
ریشه: اسم موصول و ریشهٔ فعلی ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر، در محل نائب‌فاعل برای «لُعِنَ». معنای آن: کسانی که.

كَفَروا
ریشه: «ک ف ر»؛ فعل ماضی معلوم، جمع مذکر غایب، و «واو» فاعل است. معنای آن: کفر ورزیدند، حق را انکار کردند.

مِن
ریشه: حرف است و ریشهٔ فعلی ندارد؛ حرف جر. معنای آن: از، از میانِ.

بَني
ریشه: «ب ن ي»؛ اسم، جمعِ «ابن»، مجرور به «مِن» و علامت جر آن یاء است؛ مضاف. معنای آن: فرزندان.

إِسرائيلَ
ریشه: نام خاص است و ریشهٔ عربیِ فعلی ندارد؛ مضاف‌الیه، مجرور، و به سبب غیرمنصرف بودن با فتحه آمده است. معنای آن: اسرائیل؛ نام یعقوب پیامبر.

عَلىٰ
ریشه: حرف است و ریشهٔ فعلی ندارد؛ حرف جر. معنای آن: بر، به واسطهٔ.

لِسانِ
ریشه: «ل س ن»؛ اسم مفرد مذکر، مجرور به «عَلىٰ»، و مضاف. معنای اصلی آن: زبان؛ و در اینجا: گفتار، بیان و نفرینِ بر زبان جاری‌شده.

داوودَ
ریشه: نام خاص است و ریشهٔ عربیِ فعلی ندارد؛ مضاف‌الیه، مجرور، و به سبب غیرمنصرف بودن با فتحه آمده است. معنای آن: داوود پیامبر.

وَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ فعلی ندارد؛ حرف عطف. معنای آن: و.

عيسَى
ریشه: نام خاص است و ریشهٔ عربیِ فعلی ندارد؛ اسم معطوف بر «داوودَ»، مجرور، و علامت جر آن فتحهٔ مقدر است، زیرا الف مقصوره دارد. معنای آن: عیسی پیامبر.

ابنِ
ریشه: «ب ن ي»؛ اسم مفرد مذکر، بدل یا عطف بیان برای «عيسى»، مجرور؛ و مضاف. معنای آن: پسر.

مَريَمَ
ریشه: نام خاص است و ریشهٔ عربیِ فعلی ندارد؛ مضاف‌الیه، مجرور، و به سبب غیرمنصرف بودن با فتحه آمده است. معنای آن: مریم.

ذٰلِكَ بِما عَصَوا وَكانوا يَعتَدونَ

این به سبب آن بود که نافرمانی کردند و همواره از حد درمی‌گذشتند.

ذٰلِكَ
ریشه: اسم اشاره و ریشهٔ فعلی ندارد؛ اسم اشاره برای دور، در محل رفع مبتدا. معنای آن: آن، این امر.

بِما
ریشه: «بِ» حرف جر است و «ما» اسم موصول یا مصدریه؛ مجموع آن‌ها جار و مجرور و متعلق به خبر محذوف است. معنای آن: به سبب آنچه، به سبب اینکه.

عَصَوا
ریشه: «ع ص ي»؛ فعل ماضی معلوم، جمع مذکر غایب، و «واو» فاعل است. معنای آن: نافرمانی کردند، سرپیچی کردند.

وَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ فعلی ندارد؛ حرف عطف. معنای آن: و.

كانوا
ریشه: «ک و ن»؛ فعل ماضی ناقص، جمع مذکر غایب، و «واو» اسم «کان» است. معنای آن: بودند، همواره بودند.

يَعتَدونَ
ریشه: «ع د و»؛ فعل مضارع معلوم، جمع مذکر غایب، مرفوع با ثبوت نون؛ خبر «کانوا». معنای آن: تجاوز می‌کردند، از حد می‌گذشتند، تعدی می‌ورزیدند.

Nach oben scrollen