005-070-114-مائدة

« Back to Glossary Index
آن عهد و پیمان معروف بنی اسرائیل را ما با ایشان گرفتیم و بسوی ایشان پیغمبرانی فرستادیم (این پیغمبران عبارت بودند از موسی و ایلیا و اشعيا و ارمیا و عیسی و پیغمبر اسلام که هم برای آنان بود و هم برای دیگران و عهد و پیمانشان مطالب مفصلی بود که در کوه حوریب بصورت تعهد، خالق عالم به ایشان گفت و آنان پذیرفتند که اگر نافرمانی مطالب تورات و پیغمبرانی را کنند که علامت راستی آنان در باب ۱۳ و ۱۸ کتاب پنجم تورات هست دچار بدبختیهائی که حاکی از غضب الله است میشوند و تمام کتاب پنجم تورات درباره این عهد و پیمان است) ولی هر زمان پیغمبری نزد ایشان آمد که پیغامش خلاف هوسهای ایشان بود گروهی را بی دلیل دروغگو دانستند و گروهی را میخواستند بکشند (۷۰)
لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا ۖ كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ

به‌راستی از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانی به‌سوی آنان فرستادیم؛ هر بار پیامبری چیزی را که دل‌هایشان نمی‌خواست برای آنان آورد، گروهی را تکذیب کردند و گروهی را می‌کشتند.

لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا

به‌راستی از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانی به‌سوی آنان فرستادیم.

لَقَدْ
ریشه: «ق د د» در «قَدْ» مطرح نیست؛ «لَـ» حرف تأکید و «قَدْ» حرف تحقیق است؛ معنا: به‌راستی، قطعاً.

أَخَذْنَا
ریشه: «أ خ ذ»؛ فعل ماضی، متکلمِ مع‌الغیر؛ «نا» ضمیر پیوسته در جایگاه فاعل؛ معنا: گرفتیم.

مِيثَاقَ
ریشه: «و ث ق»؛ اسم، مفرد، منصوب و مفعول‌بهِ «أخذنا»؛ معنا: پیمانِ استوار، عهدِ محکم.

بَنِي
ریشه: «ب ن ي»؛ اسم جمعِ «ابن»، مجرور و مضاف‌الیه برای «میثاق»؛ معنا: فرزندان، خاندان.

إِسْرَائِيلَ
ریشه: نام خاصِ غیرعربی؛ مضاف‌الیه و مجرور، با نشانهٔ فتحه زیرا از اسم‌های غیرمنصرف است؛ معنا: اسرائیل، نام حضرت یعقوب.

وَأَرْسَلْنَا
ریشه: «ر س ل»؛ «وَ» حرف عطف، «أرسلنا» فعل ماضی، متکلمِ مع‌الغیر؛ «نا» فاعل؛ معنا: و فرستادیم.

إِلَيْهِمْ
ریشه: «إلى» حرف جر است؛ «هم» ضمیر پیوسته در محل جر؛ معنا: به‌سوی آنان، برای آنان.

رُسُلًا
ریشه: «ر س ل»؛ جمع «رسول»، منصوب و مفعول‌بهِ «أرسلنا»؛ معنا: پیامبران، فرستادگان.

كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ

هر بار پیامبری چیزی را که دل‌هایشان نمی‌خواست برای آنان آورد، گروهی را تکذیب کردند و گروهی را می‌کشتند.

كُلَّمَا
ریشه: «كُلّ» از «ك ل ل»؛ ترکیبی از «کُلّ» و «ما» و ظرف زمانِ دارای معنای شرط است؛ معنا: هرگاه، هر بار که.

جَاءَهُمْ
ریشه: «ج ي ء»؛ فعل ماضی؛ «هم» ضمیر پیوسته در محل نصب و مفعول‌به؛ معنا: برای آنان آمد، نزد آنان آورد.

رَسُولٌ
ریشه: «ر س ل»؛ اسم، مفرد، مرفوع و فاعلِ «جاء»؛ معنا: پیامبر، فرستاده.

بِمَا
ریشه: «بِـ» حرف جر است و «ما» اسم موصولِ مجرور؛ معنا: با آنچه، به آنچه.

لَا
ریشه ندارد؛ حرف نفی؛ معنا: نه، نمی‌.

تَهْوَىٰ
ریشه: «ه و ي»؛ فعل مضارع، مفرد مؤنث؛ معنا: دوست می‌دارد، میل دارد، می‌خواهد.

أَنْفُسُهُمْ
ریشه: «ن ف س»؛ جمع «نفس»، مرفوع و فاعلِ «تهوى»؛ «هم» مضاف‌الیه؛ معنا: جان‌هایشان، دل‌هایشان، خودشان.

فَرِيقًا
ریشه: «ف ر ق»؛ اسم، مفرد، منصوب و مفعول‌بهِ مقدّم برای «كَذَّبوا»؛ معنا: گروهی را.

كَذَّبُوا
ریشه: «ك ذ ب»؛ فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ «واو» ضمیر فاعل؛ معنا: تکذیب کردند، دروغگو شمردند.

وَفَرِيقًا
ریشه: «ف ر ق»؛ «وَ» حرف عطف؛ «فریقاً» اسم منصوب و مفعول‌بهِ مقدّم برای «یقتلون»؛ معنا: و گروهی را.

يَقْتُلُونَ
ریشه: «ق ت ل»؛ فعل مضارع، جمع مذکر غایب، مرفوع؛ «واو» ضمیر فاعل؛ معنا: می‌کشتند، به قتل می‌رساندند.

Nach oben scrollen