005-063-114-مائدة

« Back to Glossary Index
چرا ایشان را آن تعلیم دهندگان و دانشمندان دینی از سخنان پر گناه و حرام خواری باز نمی دارند، چه بد مردمی است که آنان می سازند (63)
لَولَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ ۚ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ

چرا عالمان الهی و دانشمندان دینی، آنان را از گفتنِ سخن گناه‌آلود و خوردنِ مال حرام بازنمی‌دارند؟ چه بد است آنچه انجام می‌دادند.

لَولَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ

چرا عالمان الهی و دانشمندان دینی، آنان را از گفتنِ سخن گناه‌آلود و خوردنِ مال حرام بازنمی‌دارند؟

لَولَا
حرفِ تحضیض و سرزنش است؛ از ریشهٔ مستقل ندارد و در اینجا معنای «چرا… نه؟» و نکوهشِ ترکِ یک کار لازم را می‌رساند.

يَنْهَى
از ریشهٔ «ن هـ ي» به معنای بازداشتن و منع‌کردن است؛ فعل مضارع، مفرد مذکر غایب، و مرفوع است. معنای آن: «بازمی‌دارد».

هُمْ
ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص جمع مذکر، در محل نصب مفعول‌بهِ «يَنْهَى» است؛ یعنی: «آنان را».

الرَّبَّانِيُّونَ
از ریشهٔ «ر ب ب» و منسوب به «رَبّ» است؛ جمع مذکر سالمِ «رَبَّانِيّ»، مرفوع و فاعلِ «يَنْهَى» است. به معنای عالمان الهی، مربیان دینی و کسانی است که به دانش و عملِ دینی پایبندند.

وَ
حرف عطف است و «الْأَحْبَارُ» را بر «الرَّبَّانِيُّونَ» عطف می‌کند؛ معنای آن: «و».

الْأَحْبَارُ
جمع «حِبْر» یا «حَبْر» از ریشهٔ «ح ب ر» است؛ اسم مرفوع و معطوف بر «الرَّبَّانِيُّونَ» است. به معنای دانشمندان دینی، به‌ویژه عالمان یهودی، است.

عَنْ
حرف جر است و معنای دورکردن، بازداشتن یا منع‌کردن از چیزی را می‌رساند؛ در فارسی: «از».

قَوْلِهِمْ
«قَوْل» از ریشهٔ «ق و ل» به معنای گفتن و سخن‌گفتن است؛ اسم مجرور به «عَنْ» و مضاف است. «هُمْ» ضمیر پیوسته در محل جر مضاف‌الیه است؛ یعنی: «گفتنِ آنان» یا «سخنِ آنان».

الْإِثْمَ
از ریشهٔ «أ ث م» به معنای گناه و کار گناه‌آلود است؛ اسم منصوب و مفعول‌بهِ «قَوْل» است. معنای ترکیب: «گفتنِ گناه»، یعنی سخن گناه‌آلود و دروغ و گفتار نادرست.

وَ
حرف عطف است و «أَكْلِهِمُ السُّحْتَ» را بر «قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ» عطف می‌کند؛ معنای آن: «و».

أَكْلِهِمْ
«أَكْل» از ریشهٔ «أ ك ل» به معنای خوردن است؛ مصدر، مجرور به سبب عطف بر «قَوْلِهِمْ» و مضاف است. «هُمْ» ضمیر پیوسته در محل جر مضاف‌الیه است؛ یعنی: «خوردنِ آنان». در اینجا «خوردن» کنایه از گرفتن و مصرف‌کردنِ مال است.

السُّحْتَ
از ریشهٔ «س ح ت» به معنای مال حرامی است که برکت و خیر را از میان می‌برد؛ اسم منصوب و مفعول‌بهِ «أَكْل» است. مقصود، مالِ حرام؛ مانند رشوه، درآمد نامشروع و مالی است که از راه نادرست به دست آمده باشد.


لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ

چه بد است آنچه انجام می‌دادند.

لَ
لامِ آغازِ جمله و برای تأکید است؛ بر سر فعلِ نکوهش «بِئْسَ» آمده و معنای آن را استوارتر می‌کند.

بِئْسَ
از ریشهٔ «ب أ س» است؛ فعل ماضی جامد برای نکوهش به کار می‌رود و معنای آن: «بد است» یا «چه بد است».

مَا
اسم موصول یا نکرهٔ وصفی است و در اینجا نقش فاعلِ «بِئْسَ» را دارد؛ معنای آن: «آنچه» یا «کاری که».

كَانُوا
«كَانَ» از ریشهٔ «ك و ن» به معنای بودن است؛ فعل ماضی ناقص. «واو» ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص جمع مذکر و در محل رفع اسمِ «كَانَ» است؛ یعنی: «آنان بودند» یا در اینجا «آنان انجام می‌دادند».

يَصْنَعُونَ
از ریشهٔ «ص ن ع» به معنای انجام‌دادنِ آگاهانه و با قصد است؛ فعل مضارع، مرفوع، جمع مذکر غایب، و «واو» فاعل آن است. این فعل، خبرِ «كَانُوا» است و معنای آن: «انجام می‌دادند» یا «می‌ساختند و به‌جا می‌آوردند».

Nach oben scrollen