005-062-114-مائدة

« Back to Glossary Index
و بسیاری از ایشان را می بینی که در گناه و دشمنی نسبت به حقیقت و خوردن مال حرام می کوشند، چه بد کارهائی است که می کنند. (62)
وَتَرَىٰ كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ ۚ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

و بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناه و تجاوز و خوردنِ مال حرام شتاب می‌ورزند؛ چه بد است آنچه انجام می‌دادند.

وَتَرَىٰ كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ

و بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناه و تجاوز و خوردنِ مال حرام شتاب می‌گیرند.

وَ
حرف عطف است؛ معنای «و» دارد و این جمله را به مطالب پیشین پیوند می‌دهد.

تَرَىٰ
از ریشهٔ «ر أ ي» است؛ فعل مضارع، مرفوع، مخاطبِ مفردِ مذکر. معنای آن: «می‌بینی» است؛ و می‌تواند دیدن با چشم یا آگاهی و مشاهدهٔ حالِ کسی را برساند.

كَثِيرًا
از ریشهٔ «ك ث ر» است؛ اسم و صفتِ منصوب و مفعول‌بهِ فعل «ترىٰ» است. معنای آن: «بسیاری» یا «گروه فراوانی» است.

مِّنْهُمْ
«مِنْ» حرف جر و «هُمْ» ضمیر پیوستهٔ جمعِ مذکر در محل جر است. معنای آن: «از آنان» است؛ و بیان می‌کند که این گروه فراوان، بخشی از آن‌ها هستند.

يُسَارِعُونَ
از ریشهٔ «س ر ع» و از باب مفاعله، «سارعَ يُسارِعُ» است؛ فعل مضارع، مرفوع، با واوِ جماعت. معنای آن: «شتاب می‌ورزند» یا «با سرعت به سوی کاری می‌روند» است.

فِي
حرف جر است؛ معنای آن: «در» یا «در راهِ» است.

الْإِثْمِ
از ریشهٔ «أ ث م» است؛ اسم مجرور به سبب «في» است. معنای آن: «گناه»، «کار نافرمانی» و هر عملی است که انسان را از خیر و پاداش بازمی‌دارد.

وَ
حرف عطف است؛ معنای «و» دارد و «العدوان» را به «الإثم» پیوند می‌دهد.

الْعُدْوَانِ
از ریشهٔ «ع د و» است؛ اسم مجرور و معطوف بر «الإثم» است. معنای آن: «تجاوز»، «ستم» و عبور از مرز حق در رفتار با دیگران است.

وَ
حرف عطف است؛ معنای «و» دارد و «أكلهم السحت» را به موارد پیشین عطف می‌کند.

أَكْلِهِمُ
«أكل» از ریشهٔ «أ ك ل» است؛ مصدر و اسمِ مجرور، معطوف بر «الإثم» و «العدوان» است. «هُم» ضمیر پیوستهٔ جمعِ مذکر و مضاف‌الیه است. معنای مجموع: «خوردنِ آنان»؛ و مقصود، به دست آوردن و مصرف کردنِ مال است.

السُّحْتَ
از ریشهٔ «س ح ت» است؛ اسم منصوب و مفعول‌به برای «أكل» است. معنای آن: «مال حرام»؛ مالی که از راه ناروا، مانند رشوه، ظلم، فریب یا حق‌کشی به دست آمده باشد.

لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

به‌راستی چه بد بود آنچه انجام می‌دادند.

لَ
لامِ تأکید است و برای تأکید بر زشتیِ کار آنان آمده است؛ در فارسی با تعبیرهایی مانند «به‌راستی» و «چه بسیار بد» بازتاب می‌یابد.

بِئْسَ
از ریشهٔ «ب أ س» است؛ فعل ماضیِ جامد برای نکوهش. معنای آن: «بد است» یا «چه بد است»؛ و برای سرزنش شدید به کار می‌رود.

مَا
اسم موصول در محل رفع و فاعلِ «بئس» است. معنای آن: «آنچه» یا «کاری که»؛ یعنی آنچه آنان انجام می‌دادند.

كَانُوا
از ریشهٔ «ك و ن» است؛ «كان» فعل ماضیِ ناقص و «واو» ضمیر پیوستهٔ جمعِ مذکر در محل رفع، اسمِ «كان» است. معنای آن: «بودند»؛ و همراه فعل مضارع پس از خود، بر استمرار یا عادت آنان در گذشته دلالت می‌کند.

يَعْمَلُونَ
از ریشهٔ «ع م ل» است؛ فعل مضارع، مرفوع، با واوِ جماعت و در محل نصب، خبرِ «كان» است. معنای آن: «انجام می‌دادند» یا «عمل می‌کردند» است.

Nach oben scrollen