| این مجازات برای کسانی نیست که قبل از آنکه بر گرفتن ایشان، متصدیان مربوطه قدرت یابند، توبه کنند و در این مورد بدانید که الله گناه بخش و مهربان می باشد (چون در آن زمان بیشتر فسادکاران شهر مدینه از بنی اسرائیل بودند، قانون جلوگیری از فساد کاران مختلف با اشاره به آنان آمده و این قانون باید به تشخیص حکومت و قاضی دادگاه به نسبت شدت و ضعف فساد، درباره فساد کاران مختلف اجرا شود، با توجه به آیه 61 از سوره احزاب) (34) |
| إِلَّا الَّذينَ تابوا مِن قَبلِ أَن تَقدِروا عَلَيهِم ۖ فَاعلَموا أَنَّ اللهَ غَفورٌ رَحيمٌ مگر کسانی که پیش از آنکه بر آنان دست یابید، توبه کنند؛ پس بدانید که الله بسیار آمرزنده و مهربان است. إِلَّا الَّذينَ تابوا مِن قَبلِ أَن تَقدِروا عَلَيهِممگر کسانی که پیش از آنکه بر آنان دست یابید، توبه کنند. إِلَّا: ریشه ندارد؛ حرف استثنا؛ در اینجا گروهی را از حکمِ پیشین بیرون میکند؛ معنی: «مگر»، «جز». الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول برای جمع مذکر؛ مبنی بر فتح؛ اشاره به گروهی از افراد؛ معنی: «کسانی که». تابوا: ریشه: ت و ب؛ فعل ماضی، صیغهٔ سومشخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل است؛ معنی: «توبه کردند»، «بازگشتند»، «از گناه دست کشیدند و به سوی الله برگشتند». مِن: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ در اینجا برای بیان آغاز زمانی به کار رفته است؛ معنی: «از»، و در ترکیب «مِن قَبلِ» یعنی «پیش از». قَبلِ: ریشه: ق ب ل؛ اسم و ظرف زمان؛ به سبب آمدن پس از «مِن» مجرور است و به «أَن تَقدِروا» اضافه شده؛ معنی: «پیش»، «قبل». أَن: ریشه ندارد؛ حرف مصدری و نصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب میکند و با آن معنای مصدری میسازد؛ معنی: «اینکه»، «که». تَقدِروا: ریشه: ق د ر؛ فعل مضارع منصوب به «أَن»؛ علامت نصب آن حذف نون است، چون از افعال پنجگانه است؛ «واو» فاعل است؛ معنی: «توانا شوید»، «قدرت پیدا کنید»، «دست یابید»، «مسلط شوید». عَلَيهِم: «عَلى» حرف جر، و «هِم» ضمیر متصل سومشخص جمع مذکر در محل جر؛ معنی: «بر آنان»، «علیه آنان»، و در اینجا: «بر آنان دست یابید / مسلط شوید». فَاعلَموا أَنَّ اللهَ غَفورٌ رَحيمٌپس بدانید که الله بسیار آمرزنده و مهربان است. فَاعلَموا: «فَـ» حرف ربط یا نتیجهگیری؛ «اعلَموا» از ریشهٔ ع ل م، فعل امر، صیغهٔ دومشخص جمع مذکر؛ علامت ساخت آن حذف نون است؛ «واو» فاعل است؛ معنی: «پس بدانید»، «آگاه باشید». أَنَّ: ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع میکند؛ معنی: «بیگمان»، «همانا»، «که». اللهَ: نام خاص پروردگار؛ اسم «أَنَّ» و منصوب است؛ معنی: «الله». غَفورٌ: ریشه: غ ف ر؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعول»؛ خبر «أَنَّ» و مرفوع است؛ معنی: «بسیار آمرزنده»، «بسیار پوشانندهٔ گناه». رَحيمٌ: ریشه: ر ح م؛ صفت مشبهه بر وزن «فَعيل»؛ خبر دوم یا صفت برای «غَفورٌ» و مرفوع است؛ معنی: «مهربان»، «بسیار رحمتکننده». |
005-034-114-مائدة
« Back to Glossary Index
