| روی این داستان بود که ما بر بنی اسرائیل در کتاب تورات توضیح دادیم، هر کس انسانی را بی جهت بدون آنکه او کسی را کشته باشد یا در زمین آشوبی کرده باشد، بکشد، به مانند آن است که تمام مردم را کشته است و هر کس باعث زندگی چنین انسان خوبی شود، چنانست که تمام مردم را به زندگی خوبی رسانده است (این مطالب اشاره به این است که وجود فرد صالح و دور اندیش ممکن است باعث تربیت نسلهائی شود و دنیائی بوسیله فعالیت او اصلاح شوند چنانکه وجود پیغمبران چنین ارزشی را داشته و هرگاه کسی یک نفر مصلح فعال را بکشد، گوئی جامعه و نسلهای زیادی را از زندگی خوبی که در اثر اصلاح آن شخص ممکن بود بدست آورند، نابود کرده است و از این توضيح فهمیده میشود که مجازات قتل در اسلام با در نظر گرفتن ارزش مقتول و بیشتر بودن تاثیر قتل شدیدتر میگردد) و برای بنی اسرائیل پیام آوران ما با آن مطالب روشن کننده حقایق دینی آمدند و بسیاری از بنی اسرائیل بعد از آمدن آنان نیز در زمین به زیاده روی پرداختند (۳۲) |
| مِن أَجلِ ذٰلِكَ كَتَبنا عَلىٰ بَني إِسرائيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفسًا بِغَيرِ نَفسٍ أَو فَسادٍ فِي الأَرضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَميعًا وَمَن أَحياها فَكَأَنَّما أَحيَا النّاسَ جَميعًا ۚ وَلَقَد جاءَتهُم رُسُلُنا بِالبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثيرًا مِنهُم بَعدَ ذٰلِكَ فِي الأَرضِ لَمُسرِفونَ از این رو بر بنیاسرائیل مقرر کردیم که هر کس انسانی را، نه در برابر انسانی دیگر و نه به سبب فسادی در زمین، بکشد، چنان است که گویی همهٔ مردم را کشته است؛ و هر کس او را زنده بدارد، چنان است که گویی همهٔ مردم را زنده داشته است. و بهراستی فرستادگان ما با دلایل روشن نزد آنان آمدند؛ سپس بسیاری از آنان پس از آن، در زمین، زیادهرویکنندهاند. مِن أَجلِ ذٰلِكَ كَتَبنا عَلىٰ بَني إِسرائيلَاز این رو بر بنیاسرائیل مقرر کردیم. مِن: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنای «از، به سبب، برای»؛ در ترکیب «مِن أَجلِ» یعنی «به سببِ، از جهتِ». أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفسًا بِغَيرِ نَفسٍ أَو فَسادٍ فِي الأَرضِکه هر کس انسانی را، نه در برابر انسانی دیگر و نه به سبب فسادی در زمین، بکشد. أَنَّهُ: «أَنَّ» حرف تأکید و نصب؛ «هُ» ضمیر شأن در محل اسم «أَنَّ»؛ معنا: «اینکه چنین است که، همانا». فَكَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَميعًاچنان است که گویی همهٔ مردم را کشته است. فَكَأَنَّما: «فَـ» حرف ربطِ جواب شرط؛ «كَأَنَّ» حرف تشبیه و تأکید؛ «ما» در اینجا کافّه است و عمل «كَأَنَّ» را بازمیدارد؛ معنا: «پس گویی، چنان است که». وَمَن أَحياهاو هر کس او را زنده بدارد. وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا استیناف؛ معنا: «و». فَكَأَنَّما أَحيَا النّاسَ جَميعًاچنان است که گویی همهٔ مردم را زنده داشته است. فَكَأَنَّما: «فَـ» حرف ربطِ جواب شرط؛ «كَأَنَّ» حرف تشبیه و تأکید؛ «ما» کافّه؛ معنا: «پس گویی، چنان است که». وَلَقَد جاءَتهُم رُسُلُنا بِالبَيِّناتِو بهراستی فرستادگان ما با دلایل روشن نزد آنان آمدند. وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا استیناف؛ معنا: «و». ثُمَّ إِنَّ كَثيرًا مِنهُم بَعدَ ذٰلِكَ فِي الأَرضِ لَمُسرِفونَسپس بسیاری از آنان پس از آن، در زمین، زیادهرویکنندهاند. ثُمَّ: ریشه ندارد؛ حرف عطف برای ترتیب همراه با فاصله یا تأخیر؛ معنا: «سپس، پس از آن». |
005-032-114-مائدة
« Back to Glossary Index
