| و تو اگر بسوی من دستت را دراز کنی که مرا بکشی، من برای کشتن تو دستم را دراز نمی کنم، زیرا من از الله که پروردگار جهانیان است میترسم (۲۸) |
| لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقتُلَني ما أَنا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيكَ لِأَقتُلَكَ ۖ إِنّي أَخافُ اللهَ رَبَّ العالَمينَ اگر تو دستت را به سوی من دراز کنی تا مرا بکشی، من دستم را به سوی تو دراز نخواهم کرد تا تو را بکشم؛ من از الله، پروردگار جهانیان، میترسم. لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقتُلَني ما أَنا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيكَ لِأَقتُلَكَاگر تو دستت را به سوی من دراز کنی تا مرا بکشی، من دستم را به سوی تو دراز نخواهم کرد تا تو را بکشم. لَئِن: مرکب از لامِ قسم/تأکید + إنْ شرطیه؛ برای تأکید شرط بهکار رفته است؛ معنا: «به یقین اگر»، «اگر واقعاً». إِنّي أَخافُ اللهَ رَبَّ العالَمينَمن از الله، پروردگار جهانیان، میترسم. إِنّي: مرکب از إنَّ حرف تأکید و نصب + یای متکلم؛ اصل آن «إنَّني» است؛ معنا: «همانا من»، «بهراستی من». |
005-028-114-مائدة
« Back to Glossary Index
