005-026-114-مائدة

« Back to Glossary Index
پروردگار موسی به او گفت، پس پیروزی بر آن سرزمین بر ایشان چهل سال حرام میباشد و در عرض این مدت آنان در بیابان سرگردان خواهند بود و تو بر چنین قوم عصیانگر اندوه مخور (این داستان حقیقی از آن رو در قرآن آمده، تا اولا بنی اسرائیل متوجه خود خواهی ها و گناههای بزرگ تاریخی خود بشوند و بدانند در صورتی دوست الله هستند که دستورات الله را عمل کنند و الا مورد خشم الله هستند و خالق عالم برای اولاد اسرائیل بودن آنان با موسائی بودن آنان کوچکترین ارزشی نمیگذارد و به همینطور نسبت به مسلمانان دنیا و مسیحیان دنيا، ثانیا این داستان مسلمانان زمان پیغمبر اسلام را می آموزد که نباید روی اتکا به وعده های پیروزی الله، تنبلی کنند و برای زیاد کردن قدرت خود کوشش ننمایند، همین تذکرات باعث شد همان اقداماتی را کردند که بعد از وفات حضرت موسی بنی اسرائیل طبق دستور الله انجام دادند. یعنی همانطور که جانشین موسی یوشع بن نون و فرمانده قوایش کاليب لشگریان بنی اسرائیل را برای تصرف سرزمین کنعان و فلسطین حرکت دادند و پیروز شدند، جانشین پیغمبر اسلام ابوبکر نیز به فرماندهی کل خالد بن ولید برای تصرف ممالک عراق و شامات و فلسطین اقدامات پیروزمندانه ای روی کمکهای الله انجام دادند، شرح جزئیات این اقدامات و مقدمات آنرا در کتاب تاریخ اسلام من در حوادث میان سال 6 و غزوه موته تا سال ۱۲ و ۱۳ هجری که فتح عراق و شام و فلسطین بدست مسلمانان انجام گرفت خواهید دید و ضمنا با اشتباهی که من در چاپ های قبل این تفسیر روی اتکا به روایاتی جعلی درباره اسامة بن زید مرتکب شدم، پی خواهید برد ضمنا روز دقیق وفات پیغمبر، از روایتی بدست می آید که در آن گفته شده ۸۱ روز بعد از روز جمعه عرفه حجة الوداع که روز نزول سوره مائده بود، در روز دوشنبه پیغمبر اسلام وفات یافت و با این حساب اگر ماه صفر سال یازدهم ۲۹ روز باشد روز وفات دوم ربیع الاول میشود و اگر ۳۰ روز باشد اول آن ماه است) (26)
قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيهِم ۛ أَربَعينَ سَنَةً ۛ يَتيهونَ فِي الأَرضِ ۚ فَلا تَأسَ عَلَى القَومِ الفاسِقينَ

فرمود: پس به‌راستی آن سرزمین به مدت چهل سال بر آنان حرام شده است؛ در زمین سرگردان خواهند بود. پس بر گروه نافرمان اندوه مخور.

قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيهِم أَربَعينَ سَنَةً

فرمود: پس به‌راستی آن بر آنان به مدت چهل سال حرام شده است.

قالَ: ریشه: «ق و ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: گفت، فرمود.

فَإِنَّها: «فَـ» حرف ربط و نتیجه، بدون ریشه، معنا: پس؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب، بدون ریشه، معنا: به‌راستی، قطعاً؛ «ها» ضمیر متصل مفرد مؤنث غایب در محل نصب اسم «إنّ»، معنا: آن، آن سرزمین.

مُحَرَّمَةٌ: ریشه: «ح ر م»؛ اسم مفعول از باب تفعیل «حرّم»، مفرد مؤنث، مرفوع؛ خبر «إنّ»؛ معنا: حرام‌شده، ممنوع‌شده، بازداشته‌شده.

عَلَيهِم: «على» حرف جر، بدون ریشه، معنا: بر، علیه، نسبت به؛ «هم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جر؛ معنا: آنان، ایشان.

أَربَعينَ: ریشه: «ر ب ع»؛ عدد، منصوب؛ در اینجا برای بیان مدت همراه با «سنةً» آمده است؛ معنا: چهل.

سَنَةً: ریشه: «س ن ه» یا «س ن و»؛ اسم مفرد مؤنث، منصوب؛ تمییز برای «أربعين»؛ معنا: سال.


يَتيهونَ فِي الأَرضِ

در زمین سرگردان خواهند بود.

يَتيهونَ: ریشه: «ت ي ه»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع با ثبوت نون؛ معنا: سرگردان می‌شوند، حیران می‌گردند، بی‌هدف رفت‌وآمد می‌کنند.

فِي: حرف جر، بدون ریشه؛ معنا: در، داخل.

الأَرضِ: ریشه: «أ ر ض»؛ اسم مفرد مؤنث، مجرور به «في»؛ معنا: زمین، سرزمین.


فَلا تَأسَ عَلَى القَومِ الفاسِقينَ

پس بر گروه نافرمان اندوه مخور.

فَلا: «فَـ» حرف ربط و نتیجه، بدون ریشه، معنا: پس؛ «لا» حرف نهی، بدون ریشه، معنا: نکن، نباید.

تَأسَ: ریشه: «أ س ي»؛ فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: اندوه مخور، غمگین مباش، افسوس نخور.

عَلَى: حرف جر، بدون ریشه؛ معنا: بر، برای، نسبت به.

القَومِ: ریشه: «ق و م»؛ اسم جمع، مجرور به «على»؛ معنا: قوم، گروه، مردم.

الفاسِقينَ: ریشه: «ف س ق»؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم، مجرور و صفت برای «القوم»؛ معنا: نافرمانان، کسانی که از فرمان بیرون رفته‌اند، بدکاران.

Nach oben scrollen