005-019-114-مائدة

« Back to Glossary Index
ای اهل کتاب، برای شما پیغمبر ما آمده است، پیغمبری که برای شما واضح میکند، زمانی که پیغمبران گذشته در میان مردم نبودند، نسبت به راهنمائیهای آنان چه خرابکاریهائی شده و این پیغمبر جدید برای این آمده تا نگوئید هیچ بشارت دهنده صحیح و اعلام خطر کننده صحیحی برای ما نیامده، پس بدانید که بشارت دهنده و اعلام خطر کننده صحیحی برای شما آمده است و الله بر هر چیزی توانا میباشد (غیر از پیغمبر اسلام که پیغامش قرآن مجید است هیچ شخصی و هیچ پیغامی فعلا در دنیا موجود نیست که با دلیلهائی منطقی تمام جزئیات زندگی پس از مرگ و نتایج کارهای دنیائی انسان را در آخرت تشریح نماید. تمام کتابهای آسمانی گذشته را عوام فریبان مذهبی کم و بیش عوض کرده اند، جز قرآن که متاسفانه آنرا هم سوءاستفاده چیان مذهبی در تفسیرهای غلط خود در نزد کسانی که به متن قرآن اطلاع ندارند، عوض و زیر و رو کرده اند و باید دانست که منظور از کتاب آسمانی، نه آنست که نوشته ای از آسمان آمده باشد، بلکه کتاب به مطالب ثابت و لازم میگویند و تمام کتابهای آسمانی مطالب مستدل و ثابت و لازم و صحیح بوده اند که در نزد هر قومی مقداری از آنها صحیح مانده و مقداری عوض شده است) (۱۹)
يا أَهلَ الكِتابِ قَد جاءَكُم رَسولُنا يُبَيِّنُ لَكُم عَلىٰ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَن تَقولوا ما جاءَنا مِن بَشيرٍ وَلا نَذيرٍ ۖ فَقَد جاءَكُم بَشيرٌ وَنَذيرٌ ۗ وَاللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ

ای اهل کتاب، به‌راستی فرستادهٔ ما در دوره‌ای پس از قطع آمدن پیامبران، نزد شما آمده است و برای شما روشن می‌کند، تا نگویید: «هیچ بشارت‌دهنده و هشداردهنده‌ای برای ما نیامد.» پس به‌راستی بشارت‌دهنده و هشداردهنده‌ای نزد شما آمده است، و الله بر هر چیزی تواناست.

يا أَهلَ الكِتابِ

ای اهل کتاب،

يا: ریشه ندارد؛ حرف ندا؛ برای صدا زدن و خطاب مستقیم به کار می‌رود؛ معنی: «ای».
أَهلَ: ریشه: أ هـ ل؛ اسم، منادای منصوب و مضاف؛ نشانهٔ نصب آن فتحه است؛ معنی: «اهل»، «صاحبان»، «وابستگان»، «پیروان».
الكِتابِ: ریشه: ك ت ب؛ اسم مفرد، معرفه با «ال»، مضاف‌الیه مجرور؛ نشانهٔ جر آن کسره است؛ معنی: «کتاب»، در اینجا اشاره به کتاب آسمانی و پیروان کتاب‌های پیشین دارد.


قَد جاءَكُم رَسولُنا يُبَيِّنُ لَكُم عَلىٰ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ

به‌راستی فرستادهٔ ما نزد شما آمده است، در حالی که برای شما روشن می‌کند، در دوره‌ای پس از قطع آمدن پیامبران.

قَد: ریشه ندارد؛ حرف تحقیق؛ وقتی بر فعل ماضی بیاید، وقوع و قطعیت آن را تأکید می‌کند؛ معنی: «به‌راستی»، «قطعاً»، «همانا».
جاءَكُم: «جاءَ» ریشه: ج ي أ؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: «آمد». «كُم» ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع مذکر/عمومی، در محل نصب مفعول‌به یا متعلق معنایی فعل؛ معنی: «شما»، «به سوی شما»، «نزد شما».
رَسولُنا: «رَسولُ» ریشه: ر س ل؛ اسم مفرد، فاعل مرفوع برای «جاءَ»، و مضاف؛ معنی: «فرستاده»، «پیام‌آور». «نا» ضمیر متصل متکلم مع‌الغیر، در محل جر مضاف‌الیه؛ معنی: «ما». ترکیب: «فرستادهٔ ما».
يُبَيِّنُ: ریشه: ب ي ن؛ فعل مضارع، باب تفعیل، سوم‌شخص مفرد مذکر، مرفوع؛ فاعل آن ضمیر پنهان است که به «رَسولُنا» برمی‌گردد؛ از نظر نقش، جملهٔ فعلیه می‌تواند حال برای «رَسولُنا» باشد؛ معنی: «روشن می‌کند»، «بیان می‌کند»، «آشکار می‌سازد».
لَكُم: «لِـ» حرف جر؛ معنی: «برای». «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع، در محل جر با حرف جر؛ معنی: «شما». ترکیب: «برای شما».
عَلىٰ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ در اینجا برای بیان زمان و وضعیت آمده است؛ معنی: «بر»، «در»، «در هنگام»، «در دورهٔ».
فَترَةٍ: ریشه: ف ت ر؛ اسم مفرد مؤنث، مجرور به «على»؛ معنی: «فاصله»، «وقفه»، «دورهٔ قطع و سکون»، یعنی فاصله‌ای که در آن پیامبری فرستاده نشده بود.
مِنَ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ در اینجا برای بیان منشأ یا نسبت آمده است؛ معنی: «از»، «پس از»، «در میانِ».
الرُّسُلِ: ریشه: ر س ل؛ اسم جمع، معرفه با «ال»، مجرور به «مِن»؛ معنی: «فرستادگان»، «پیامبران».


أَن تَقولوا ما جاءَنا مِن بَشيرٍ وَلا نَذيرٍ

تا نگویید: هیچ بشارت‌دهنده و هیچ هشداردهنده‌ای برای ما نیامد.

أَن: ریشه ندارد؛ حرف مصدری و نصب‌دهنده؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ در اینجا معنای غایی و تعلیلی دارد، یعنی «تا»، «برای اینکه»، و در معنا نزدیک به «تا نگویید» است.
تَقولوا: ریشه: ق و ل؛ فعل مضارع منصوب به «أَن»، دوم‌شخص جمع؛ نشانهٔ نصب آن حذف «ن» از پایان فعل است؛ «واو» ضمیر فاعلی است؛ معنی: «بگویید».
ما: ریشه ندارد؛ حرف نفی؛ برای منفی کردن فعل ماضی آمده است؛ معنی: «نه»، «نیامد»، «هیچ … نیامد».
جاءَنا: «جاءَ» ریشه: ج ي أ؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: «آمد». «نا» ضمیر متصل متکلم مع‌الغیر، در محل نصب مفعول‌به یا متعلق معنایی فعل؛ معنی: «ما»، «به سوی ما»، «نزد ما».
مِن: ریشه ندارد؛ حرف جر زائد در سیاق نفی برای تأکید بر عمومیت نفی؛ معنی: «هیچ»، «حتی یک».
بَشيرٍ: ریشه: ب ش ر؛ اسم صفت، از نظر لفظی مجرور به «مِن» و از نظر معنایی فاعل برای «جاءَ»؛ معنی: «بشارت‌دهنده»، «مژده‌دهنده»، کسی که خبر خوش می‌آورد.
وَلا: «وَ» ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: «و». «لا» حرف نفی؛ در اینجا برای تأکید نفی و عطف منفی آمده است؛ معنی: «و نه»، «و هیچ».
نَذيرٍ: ریشه: ن ذ ر؛ اسم صفت، معطوف بر «بَشيرٍ»، از نظر لفظی مجرور و از نظر معنایی در حکم فاعلِ منفی؛ معنی: «هشداردهنده»، «بیم‌دهنده»، کسی که از عاقبت بد هشدار می‌دهد.


فَقَد جاءَكُم بَشيرٌ وَنَذيرٌ

پس به‌راستی بشارت‌دهنده و هشداردهنده‌ای نزد شما آمده است.

فَـ: ریشه ندارد؛ حرف ربط و نتیجه؛ جملهٔ بعد را به نتیجهٔ جملهٔ پیشین پیوند می‌دهد؛ معنی: «پس».
قَد: ریشه ندارد؛ حرف تحقیق؛ همراه فعل ماضی برای تأکید بر وقوع قطعی فعل می‌آید؛ معنی: «به‌راستی»، «قطعاً».
جاءَكُم: «جاءَ» ریشه: ج ي أ؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: «آمد». «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع، در محل نصب مفعول‌به یا متعلق معنایی فعل؛ معنی: «شما»، «نزد شما»، «برای شما».
بَشيرٌ: ریشه: ب ش ر؛ اسم صفت، فاعل مرفوع برای «جاءَ»؛ نشانهٔ رفع آن ضمه است؛ معنی: «بشارت‌دهنده»، «مژده‌دهنده».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ برای پیوند دادن دو واژه یا جمله؛ معنی: «و».
نَذيرٌ: ریشه: ن ذ ر؛ اسم صفت، معطوف بر «بَشيرٌ» و مرفوع؛ معنی: «هشداردهنده»، «بیم‌دهنده».


وَاللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ

و الله بر هر چیزی تواناست.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا آغاز جملهٔ تازه؛ معنی: «و».
اللَّهُ: نام خاص ذات الهی؛ اسم جلاله، مبتدا و مرفوع؛ نشانهٔ رفع آن ضمه است؛ معنی: «الله».
عَلىٰ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ در اینجا برای بیان تسلط، توانایی و احاطه بر چیزی آمده است؛ معنی: «بر».
كُلِّ: ریشه: ك ل ل؛ اسم، مجرور به «على» و مضاف؛ معنی: «هر»، «همهٔ»، «تمامِ».
شَيءٍ: ریشه: ش ي أ؛ اسم مفرد، مضاف‌الیه مجرور؛ معنی: «چیز»، «امر»، «موجود»، «هر آنچه قابل اشاره باشد».
قَديرٌ: ریشه: ق د ر؛ صفت مشبهه، خبر برای «الله» و مرفوع؛ معنی: «توانا»، «دارای قدرت کامل»، «قادر».

Nach oben scrollen