005-004-114-مائدة

« Back to Glossary Index
از تو میپرسند، بطور کلی چه چیز بر مسلمانان حلال شده؟ بگو هر چیزی که حقیقتا پاک و مفید باشد، بر مسلمانان حلال شده و در مورد هر حيوان شکار کننده، مانند سگ که شما آنها را از علمی که الله به شما آموخته، تعلیم دادید، از هر چه آنها گرفتند بخورید و اسم الله را نیز بر آن بگوئید و از الله بترسید (یعنی باید بدست شما یا زنده حیوان شکار شده به وسیله سگ برسد که شما ذبحش نمائید و یا حیوان شکاری طوری او را روی تعلیم شما ذبح کرده باشد که خونش جاری شده باشد) به يقين الله، حساب هر کس را زود میرسد (از آیه بالا فهمیده میشود که سگ تعلیم یافته که نگهدار خانه یا گله و یا برای شکار است، نجس نیست و اصولا سگ تا آنجا نجس است که بی تربیت و کثیف و بی صاحب باشد و کلیه روایاتی که درباره نجاست سگ در آنها غلو شده، ساختگی هستند) (4)
يَسأَلونَكَ ماذا أُحِلَّ لَهُم ۖ قُل أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ ۙ وَما عَلَّمتُم مِنَ الجَوارِحِ مُكَلِّبينَ تُعَلِّمونَهُنَّ مِمّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ ۖ فَكُلوا مِمّا أَمسَكنَ عَلَيكُم وَاذكُرُوا اسمَ اللَّهِ عَلَيهِ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الحِسابِ

از تو می‌پرسند که چه چیزهایی برای آنان حلال شده است. بگو: چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده است، و [نیز] آنچه از حیوانات شکاریِ آموزش‌دیده ـ در حالی که آنها را همان‌گونه که الله به شما آموخته، آموزش می‌دهید ـ [برای شما حلال است]. پس از آنچه برای شما نگه داشته‌اند بخورید و نام الله را بر آن یاد کنید، و از الله پروا کنید؛ به‌راستی الله سریع‌الحساب است.

يَسأَلونَكَ ماذا أُحِلَّ لَهُم

از تو می‌پرسند که چه چیزهایی برای آنان حلال شده است.

  • يَسأَلونَكَ: فعل مضارع مرفوع، از ریشهٔ س-أ-ل، باب فَعَلَ/يَفْعَلُ؛ ضمیر كَ مفعول‌به. معنی: از تو می‌پرسند.
  • ماذا: اسم استفهام؛ در اینجا به معنی «چه چیز» یا «چه».
  • أُحِلَّ: فعل ماضی مجهول، از ریشهٔ ح-ل-ل، باب أَفْعَلَ؛ معنی: حلال شد/حلال گردانیده شد.
  • لَهُم: جار و مجرور؛ لِـ حرف جر + هُم ضمیر متصل؛ معنی: برای آنان.

قُل أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ

بگو: چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده است.

  • قُل: فعل امر، از ریشهٔ ق-و-ل؛ معنی: بگو.
  • أُحِلَّ: فعل ماضی مجهول، از ریشهٔ ح-ل-ل؛ معنی: حلال شد.
  • لَكُمُ: جار و مجرور؛ لِـ حرف جر + كُم ضمیر متصل؛ معنی: برای شما.
  • الطَّيِّباتُ: اسم جمع، از ریشهٔ ط-ي-ب؛ جمعِ «طَيِّبَة»؛ معنی: چیزهای پاک، پاکیزه و نیک.

وَما عَلَّمتُم مِنَ الجَوارِحِ مُكَلِّبينَ تُعَلِّمونَهُنَّ مِمّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ

و [نیز] آنچه از حیوانات شکاریِ آموزش‌دیده ـ در حالی که آنها را از آنچه الله به شما آموخته آموزش می‌دهید ـ [برای شما حلال است].

  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • ما: اسم موصول/مبهم؛ در اینجا به معنی «آنچه».
  • عَلَّمتُم: فعل ماضی، از ریشهٔ ع-ل-م، باب فَعَّلَ؛ ضمیر تُم فاعل؛ معنی: شما آموزش دادید.
  • مِنَ: حرف جر؛ معنی: از.
  • الجَوارِحِ: اسم جمع، از ریشهٔ ج-ر-ح؛ جمعِ «جارِحَة»؛ معنی: حیوانات شکاری، درندگانِ شکارگر.
  • مُكَلِّبينَ: اسم فاعل جمع، از ریشهٔ ك-ل-ب، باب فَعَّلَ؛ معنی: سگ‌گیران/شکارآموزان؛ در اینجا: در حالی که آنها را برای شکار آموزش‌دیده و تربیت‌شده می‌کنید.
  • تُعَلِّمونَهُنَّ: فعل مضارع، از ریشهٔ ع-ل-م، باب فَعَّلَ؛ فاعل: ضمیر مخاطب جمع؛ هُنَّ مفعول‌به؛ معنی: آنها را آموزش می‌دهید.
  • مِمّا: از مِن + ما؛ معنی: از آنچه / از چیزی که.
  • عَلَّمَكُمُ: فعل ماضی، از ریشهٔ ع-ل-م، باب فَعَّلَ؛ كُم مفعول‌به؛ معنی: به شما آموخت.
  • اللَّهُ: اسم جلاله؛ فاعلِ عَلَّمَ؛ معنی: الله.

فَكُلوا مِمّا أَمسَكنَ عَلَيكُم وَاذكُرُوا اسمَ اللَّهِ عَلَيهِ

پس از آنچه برای شما نگه داشته‌اند بخورید و نام الله را بر آن یاد کنید.

  • فَ: حرف تفریع/نتیجه؛ معنی: پس.
  • كُلوا: فعل امر، از ریشهٔ أ-ك-ل؛ ضمیر واو فاعل؛ معنی: بخورید.
  • مِمّا: از مِن + ما؛ معنی: از آنچه.
  • أَمسَكنَ: فعل ماضی، از ریشهٔ م-س-ك، باب أَفْعَلَ؛ ضمیر نَ فاعل مؤنث جمع؛ معنی: نگاه داشتند، نگه داشتند.
  • عَلَيكُم: جار و مجرور؛ على حرف جر + كُم ضمیر؛ معنی: برای شما / بر شما.
  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • اذكُرُوا: فعل امر، از ریشهٔ ذ-ك-ر؛ ضمیر واو فاعل؛ معنی: یاد کنید، ذکر کنید.
  • اسمَ: اسم، مفعول‌به برای اذكروا؛ از ریشهٔ س-م-و یا و-س-م در بحث‌های لغوی؛ معنی: نام.
  • اللَّهِ: اسم جلاله؛ مضاف‌الیه در ترکیب اضافی؛ معنی: الله.
  • عَلَيهِ: جار و مجرور؛ على حرف جر + هِ ضمیر؛ معنی: بر آن.

وَاتَّقُوا اللَّهَ

و از الله پروا کنید.

  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • اتَّقُوا: فعل امر، از ریشهٔ و-ق-ي، باب افتعال؛ ضمیر واو فاعل؛ معنی: پروا کنید، خود را حفظ کنید، تقوا پیشه کنید.
  • اللَّهَ: اسم جلاله؛ مفعول‌به برای اتَّقُوا؛ معنی: الله.

إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الحِسابِ

به‌راستی الله سریع‌الحساب است.

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ معنی: همانا، به‌راستی.
  • اللَّهَ: اسم جلاله؛ اسمِ إِنَّ و منصوب؛ معنی: الله.
  • سَريعُ: اسم/صفت مشبهه، از ریشهٔ س-ر-ع؛ خبرِ إِنَّ؛ معنی: سریع، شتابنده.
  • الحِسابِ: اسم، از ریشهٔ ح-س-ب؛ مضاف‌الیه برای سريع در ترکیب وصفی؛ معنی: حسابرسی، محاسبه.
Nach oben scrollen