005-002-114-مائدة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، قرار دادهای الله را برهم نزنید و مواظب قانون ماه حرام و قربانی کردن در حج و بردن شتران قلاده دار، برای قربانی حج باشید و از آزار کسانی که در امان آن خانه پر احترام هستند و جویای فضل ها و خوشنودیهائی از پروردگار خود میباشند، خودداری نمائید (این آیه میرساند اگر شخص فاسدی که حقا محکوم است از مجازات فرار کند و به مسجد الحرام که در اطراف خانه کعبه است، پناه ببرد گرفتن و بردن و مجازات کردن او عیب ندارد و اذیت کردن ساکنان و یا کسب کنندگان در آن و یا تبلیغ دین کنندگان در آن و یا به زیارت آیندگان و یا پناه آورندگانی که هنوز اتهام آنان ثابت نشده باید در امان باشند) و هنگامی که از احرام حج خارج شدید، میتوانید حیوانات شکاری را شکار کنید و کینه قومی که شما را از مسجد الحرام باز داشتند، نباید شما را بر آن دارد که به ایشان روی تلافی تجاوز کنید و شما باید همیشه بر کارهای خوب و پرهیزکاری ها کمک یکدیگر باشید و مبادا بر کارهای گناه و دشمنی های ناروا به یکدیگر کمک کنید و از الله بترسید و بدانید الله مجازات کننده سختی میباشد (۲)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تُحِلّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهرَ الحَرامَ وَلَا الهَديَ وَلَا القَلائِدَ وَلا آمّينَ البَيتَ الحَرامَ يَبتَغونَ فَضلًا مِن رَبِّهِم وَرِضوانًا ۚ وَإِذا حَلَلتُم فَاصطادوا ۚ وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ أَن صَدّوكُم عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ أَن تَعتَدوا ۘ وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوىٰ ۖ وَلا تَعاوَنوا عَلَى الإِثمِ وَالعُدوانِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ العِقابِ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شعائر الله را حلال نشمارید، و نه ماه حرام را، و نه قربانی را، و نه گردن‌بندهای نشاندار را، و نه کسانی را که آهنگ خانهٔ حرام کرده‌اند، در حالی که فضل و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند. و چون از احرام بیرون آمدید، شکار کنید. و دشمنیِ گروهی که شما را از مسجدالحرام بازداشتند، شما را وادار نکند که از حد بگذرید. و در نیکی و تقوا یکدیگر را یاری کنید، و در گناه و تجاوز یکدیگر را یاری نکنید. و از الله پروا کنید؛ بی‌گمان الله سخت‌کیفر است.


يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید

  • يا: حرف ندا؛ برای صدا زدن.
  • أَيُّها: «أيّ» اسم ندا/موصولِ مبهم در خطاب، همراه با «ها»ی تنبیه؛ برای جلب توجه.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ به معنی «کسانی که».
  • آمَنوا: فعل ماضی، ریشه أ-م-ن، باب إفعال؛ «ایمان آوردند / ایمان آورده‌اند»، فاعل آن ضمیر «واو الجماعة» است.

لا تُحِلّوا شَعائِرَ اللَّهِ

شعائر الله را حلال نشمارید.

  • لا: لای نهی؛ برای منع.
  • تُحِلّوا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، از ریشه ح-ل-ل، باب إفعال؛ «حلال نشمارید / مباح نکنید».
  • شَعائِرَ: اسم جمع، ریشه ش-ع-ر؛ جمع «شَعيرة»، به معنی نشانه‌ها، آیین‌ها، نمادهای دینی.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه مجرور؛ «الله».

وَلَا الشَّهرَ الحَرامَ

و نه ماه حرام را.

  • وَ: حرف عطف.
  • لا: عاطفه با معنی نفی و نهی در ادامهٔ سیاق.
  • الشَّهرَ: اسم، ریشه ش-ه-ر؛ «ماه»، منصوب به عنوان معطوف.
  • الحَرامَ: صفت برای «الشهر»، ریشه ح-ر-م؛ «حرام، مقدس، ممنوع‌الحرمت».

وَلَا الهَديَ

و نه قربانی را.

  • وَ: حرف عطف.
  • لا: عاطفه/نفی.
  • الهَديَ: اسم، ریشه ه-د-ي؛ «قربانیِ هدیه‌شده به حرم / شتر یا حیوان قربانی».

وَلَا القَلائِدَ

و نه گردن‌بندهای نشاندار را.

  • وَ: حرف عطف.
  • لا: عاطفه/نفی.
  • القَلائِدَ: اسم جمع، ریشه ق-ل-د؛ جمع «قلادة»، به معنی گردن‌بند؛ در اینجا حیوانات قربانی که با نشانه‌ای در گردن علامت‌گذاری شده‌اند.

وَلا آمّينَ البَيتَ الحَرامَ

و نه کسانی را که آهنگ خانهٔ حرام کرده‌اند.

  • وَ: حرف عطف.
  • لا: عاطفه/نفی.
  • آمّينَ: اسم فاعل جمع از ریشه أ-مّ؛ «قصدکنندگان، آهنگ‌کنندگان».
  • البَيتَ: اسم، ریشه ب-ي-ت؛ «خانه»، اینجا مراد کعبه است.
  • الحَرامَ: صفت برای «البیت»؛ «حرام، مقدس، دارای حرمت».

يَبتَغونَ فَضلًا مِن رَبِّهِم وَرِضوانًا

در حالی که فضل و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند.

  • يَبتَغونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه ب-غ-ي، باب افتعال؛ «می‌جویند، طلب می‌کنند».
  • فَضلًا: اسم، ریشه ف-ض-ل؛ «بخشش، فضل، افزونی، عطا»؛ مفعول‌به.
  • مِن: حرف جر؛ «از».
  • رَبِّهِم: رَبّ اسم، ریشه ر-ب-ب؛ «پروردگار»، با ضمیر «هم» به معنی «پروردگارشان».
  • وَرِضوانًا: «و» حرف عطف + رِضوانًا اسم، ریشه ر-ض-ي؛ «خشنودی، رضایت».

وَإِذا حَلَلتُم فَاصطادوا

و چون از احرام بیرون آمدید، شکار کنید.

  • وَ: حرف عطف.
  • إِذا: ظرف زمان برای آینده؛ «هرگاه، چون».
  • حَلَلتُم: فعل ماضی، ریشه ح-ل-ل؛ «حلال شدید / از احرام خارج شدید»، فاعل: ضمیر «شما».
  • فَـ: فاء تفریع؛ نتیجه و پی‌آمد.
  • اصطادوا: فعل امر جمع، ریشه ص-ي-د، باب افتعال؛ «شکار کنید».

وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ

و دشمنیِ گروهی شما را وادار نکند.

  • وَ: حرف عطف.
  • لا: لای نهی.
  • يَجرِمَنَّكُم: فعل مضارع مؤکد نون ثقیله، از ریشه ج-ر-م؛ در اینجا به معنی «وادار نکند / سبب نشود / بر شما تحمیل نکند».
  • شَنَآنُ: اسم، ریشه ش-ن-أ؛ «دشمنی، کینه».
  • قَومٍ: اسم، ریشه ق-و-م؛ «گروه، قوم»، مجرور به اضافه.

أَن صَدّوكُم عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ أَن تَعتَدوا

به سبب اینکه شما را از مسجدالحرام بازداشتند، باعث نشود که از حد بگذرید.

  • أَن: حرف مصدر و نصب؛ در اینجا برای تعلیل/سبب.
  • صَدّوكُم: فعل ماضی، ریشه ص-د-د، باب تفعیل؛ «بازداشتند، مانع شدند» + «کم» ضمیر مفعولی: «شما را».
  • عَن: حرف جر؛ «از».
  • المَسجِدِ: اسم مکان، ریشه س-ج-د؛ «مسجد».
  • الحَرامِ: صفت؛ «مقدس، حرمت‌دار».
  • أَن: حرف مصدری/نصب؛ «که».
  • تَعتَدوا: فعل مضارع منصوب، ریشه ع-د-و، باب افتعال؛ «تجاوز کنید، از حد بگذرید».

وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوىٰ

و در نیکی و تقوا یکدیگر را یاری کنید.

  • وَ: حرف عطف.
  • تَعاوَنوا: فعل امر جمع، ریشه ع-و-ن، باب تفاعل؛ «همکاری کنید، یاری دهید».
  • عَلَى: حرف جر؛ «بر، در».
  • البِرِّ: اسم، ریشه ب-ر-ر؛ «نیکی، نیکوکاری، خوبی».
  • وَالتَّقوىٰ: «و» حرف عطف + التَّقوىٰ اسم، ریشه و-ق-ي؛ «پرهیزگاری، تقوا، خودنگهداری».

وَلا تَعاوَنوا عَلَى الإِثمِ وَالعُدوانِ

و در گناه و تجاوز یکدیگر را یاری نکنید.

  • وَ: حرف عطف.
  • لا: لای نهی.
  • تَعاوَنوا: فعل امر/نهی با صیغه جمع، ریشه ع-و-ن، باب تفاعل؛ «یاری نکنید / همکاری نکنید».
  • عَلَى: حرف جر؛ «بر، در».
  • الإِثمِ: اسم، ریشه أ-ث-م؛ «گناه، کار ناپسند».
  • وَالعُدوانِ: «و» حرف عطف + العُدوانِ اسم، ریشه ع-د-و؛ «تجاوز، ستمگری، تعدی».

وَاتَّقُوا اللَّهَ

و از الله پروا کنید.

  • وَ: حرف عطف.
  • اتَّقُوا: فعل امر جمع، ریشه و-ق-ي، باب افتعال؛ «پرهیز کنید، پروا داشته باشید».
  • اللَّهَ: اسم جلاله، مفعول‌به؛ «الله».

إِنَّ اللَّهَ شَديدُ العِقابِ

بی‌گمان الله سخت‌کیفر است.

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ «همانا، بی‌گمان».
  • اللَّهَ: اسم جلاله، اسم «إنّ» منصوب؛ «الله».
  • شَديدُ: صفت، ریشه ش-د-د؛ «سخت، شدید، نیرومند».
  • العِقابِ: اسم، ریشه ع-ق-ب؛ «کیفر، مجازات، عذابِ پس از عمل».
Nach oben scrollen