| ریشهٔ سهحرفی (س د د) شش بار در قرآن آمده است، در دو صورت مشتق: | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چهار بار بهصورت اسم سَدّ (مانع، سد) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سَدّ در زبان عربی۱) شکل و ریشه
۲) معناهای اصلی سَدّالف) سد، بند، مانع فیزیکیسَدّ در عربی به معنای چیزی است که راه آب، راه عبور یا فاصلهای را ببندد. مثال:
ب) بستن و مسدود کردنبه عنوان مصدر یا فعل، سَدّ به معنای بستن راه، شکاف، سوراخ یا مسیر است. مثال:
ج) پر کردن کمبود یا خلأدر عربی، سَدّ فقط برای مانع فیزیکی نیست؛ برای «جبران کردن» یا «پر کردن نیاز و کمبود» هم به کار میرود. مثال:
د) جلوگیری کردن و مانع شدنگاهی سَدّ معنای مانع شدن از انجام چیزی دارد. مثال:
۳) کاربردهای معروف در عربیسَدّ الطَّريقیعنی: بستن راه، مسدود کردن مسیر
سَدّ الفَجوةیعنی: پر کردن شکاف، فاصله یا خلأ
سَدّ الحاجةیعنی: رفع نیاز
سَدّ الذَّرائعاصطلاح فقهی است، به معنای «بستن راههایی که ممکن است به کار نادرست یا حرام بینجامد».
۴) اطلاعات ریشهشناسیواژه سَدّ از ریشهٔ سهحرفی عربی س ـ د ـ د آمده است. معنای بنیادی این ریشه در عربی، بستن، محکم کردن، مانع شدن و پر کردن شکاف است. از همین ریشه واژههای دیگری نیز ساخته شدهاند، مانند:
نکته: در برخی منابع لغوی قدیم میان سَدّ و سُدّ تفاوت گذاشتهاند؛ گاهی گفتهاند سَدّ بیشتر برای مانعی است که انسان میسازد، و سُدّ برای مانع طبیعی. اما در کاربرد امروزی، سَدّ رایجترین شکل برای «سد» است. ۵) نمونه قرآنیواژه سَدّ در قرآن نیز آمده است.
سوره کهف، آیه ۹۴ نمونه دیگر:
سوره یس، آیه ۹ ۶) مترادفهای سَدّبرای اسم «سد / مانع»
برای فعل «سَدَّ»
۷) متضادهای سَدّبرای اسم «سد / مانع»
برای فعل «سَدَّ»
۸) خلاصه معناییسَدّ در عربی هم اسم است و هم مصدر. معنای مرکزی آن «بستن و مانع شدن» است. از این معنا، کاربردهای گوناگونی ساخته شدهاند: سد آبی، بستن راه، پر کردن شکاف، جبران کمبود، رفع نیاز و جلوگیری از چیزی. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دو بار بهصورت صفت سَدِيد (استوار، درست، محکم) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سَدِيدآوانویسی: sadīd / سَدید معنی در زبان عربیسَدِيد یعنی:
این واژه بیشتر برای سخن، رأی، تصمیم، داوری، نظر و رفتار به کار میرود. مثالهای رایج:
نمونههای کاربرد در جمله۱. قَوْلُهُ سَدِيدٌ.سخن او درست و بجاست. ۲. اِتَّخَذَ قَرارًا سَدِيدًا.تصمیم درستی گرفت. ۳. كانَ رَأْيُها سَدِيدًا.نظر او درست و سنجیده بود. ۴. نَحتاجُ إلى تَفكيرٍ سَدِيدٍ.به اندیشهای درست و استوار نیاز داریم. ۵. هذا حُكْمٌ سَدِيدٌ.این داوری درست است. کاربرد قرآنیواژه سَدِيد در ترکیب قَوْلًا سَدِيدًا آمده است؛ یعنی سخنی درست، راست، استوار و دور از باطل. نمونه:وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا معنی: در این کاربرد، سدید تنها به معنی «راست» نیست، بلکه شامل درستی، صداقت، سنجیدگی و استواری سخن نیز میشود. ریشهشناسیسَدِيد از ریشهٔ سهحرفی عربی س ـ د ـ د گرفته شده است. این ریشه در عربی چند معنی اصلی دارد:
از نظر ساخت، سَدِيد بر وزن فَعِيل است و معنای صفتی دارد؛ یعنی چیزی یا کسی که درست، استوار، بجا و مطابق با راه درست است. تفاوت معنایی با چند واژه نزدیک
مترادفها در عربیمترادفهای سديد بسته به متن:
متضادها در عربیمتضادهای سديد:
خلاصهٔ معناییسَدِيد در عربی صفتی مثبت است و برای چیزی به کار میرود که درست، سنجیده، استوار، بجا و دور از خطا باشد. رایجترین ترکیب آن: قَوْلٌ سَدِيدٌ |
اسم
صفت
|
